In touch with Diverse Iranian Community

تردید در فتح خیبر هسته‌ای: مقابله با انقلاب و نظام

0 43

سعید جلیلی نماینده آیت الله خامنه ای در شورای عالی امنیت ملی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و نماینده ی ایران در مذاکرات هسته ای 1+5 است. او نامزد تمامی گروه های راست افراطی برای ریاست جمهوری بوده و خود را نزدیکترین فرد به رهبری و فدایی او معرفی می کند. رئیس جمهور شدن اش، منوط به حمایت سازمان یافته نهادهای سرکوب و تقلب در انتخابات است. نگاهی گذرا در سه پرده به او انداخته و سپس گفتمان سرکوب جدید او را تبیین خواهیم کرد.

0,,16880838_401,00

یکم- جلیلی و جنبش سبز: انتخابات ریاست جمهوری 1388 در زمان مسئولیت او برگزار شد. تظاهرات اعتراضی مسالمت آمیز مردم- “جنبش سبز” به تعبیر خالقان و “فتنه” به تعبیر آیت الله خامنه ای- به دستور رهبری و هدایت جلیلی به شدت سرکوب شد. سرکوب شامل بازداشت چند هزار تن، تعداد زیادی زخمی، شکنجه ی زندانیان، به شهادت رساندن ده ها تن، تعطیل کردن احزاب و رسانه ها، سیطره ی فضای مرگ بر دانشگاه ها، حصر رهبران جنبش سبز، فرار تعداد زیادی از فعالین از ایران و… بود.

جلیلی در مقاله ای تحت عنوان “فتنه 88″، اعتراض مردمی را طراحی دشمنان خارجی قلمداد کرده و موسوی و کروبی را “پادوی” دشمنان به شمار می آورد که مقابل اسلامیت و جمهوریت نظام ایستادند. مدعیات زهرا رهنورد درباره ی وقوع تقلب را هم “سخیف ترین منطق” قلمداد می کند. می گوید آنان به دروغ “کشته سازی” کردند. جنبش سبز، انتقام شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه و 22 روزه از طریق چهره های داخلی بود. جلیلی ماه ها سرکوب را نادیده گرفته و مدعی می شود که با تظاهرات 9 دی 88 فتنه پایان یافت.

جلیلی در 20/3/92 در مشهد سرکوب معترضان را این گونه توجیه کرده و گفته است:

“انتخابات 88 فرصتی برای توطئه‌گران و دشمنان نظام بود؛ آنها از این فرصت با ترفندهای مختلف برای ایجاد اختلافات داخلی استفاده کردند که متأسفانه شاهد بروز فتنه از همین ناحیه در سال 88 بودیم…فتنه 88 طراحی سنگین برای انتقام‌گیری از نظام بود؛ نباید فتنه را ساده نگاه کنیم، چراکه داستانی مدیریت شده از مرکز که همان خارج از کشور بود و همچنین بخش‌های اجرایی به دست مخالفان داخلی سپرده شده بود”.

دستاوردهای مشترک خامنه ای/احمدی نژاد/جلیلی در زمینه ی سرکوب در طی 8 سال گذشته روشن بوده و صدها گزارش توسط نهادهای حقوق بشری و زندانیان در این مورد انتشار یافته است. در عین حال، حداقل جلیلی باید به پرسش های زیر پاسخ بگوید:

1- نقش شما به عنوان دبیر شورای امنیت ملی در صدور احکام بازداشت و بدرفتاری شدید با معترضان وقایع بعد از انتخابات 1388 چه بوده است؟ مرتضوی در جریان دادگاهش گفت که در فرستادن بازداشت شدگان به کهریزک صرفا دستور مقام های امنیتی را اجرا می کرده است. شما به عنوان دبیر شورای امنیت ملی در این مورد خاص چه نقشی داشتید؟

2- حمله دوم به کوی دانشگاه تهران در خرداد 1388 با مجوز کدام مرکز امنیتی انجام شد و شما تا چه حد از آن اطلاع داشتید و برای احقاق حق دانشجویان چه کردید؟

3- طرح های موسوم به امنیت اجتماعی و گشت ارشاد در سالهای اخیربا مجوز شورای عالی امنیت ملی به اجرا درآمده است. شما در این موارد چه احکامی صادر کرده اید؟ نظر شما در بحث هایی که در مورد این مساله در شورا انجام شد چه بوده است؟ احمدی نژاد گفت که با گشت ارشاد وبعضی از این طرح های “امنیت اجتماعی” مخالف بوده است. شما چه موضعی داشتید؟

4- حکم ممنوع التصویر کردن سید محمد خاتمی در مطبوعات و رسانه های ملی را بر اساس مصوبه کدام شورا به مطبوعات وصدا و سیما داده اند؟ نشریه ای را به خاطر چاپ تصویر محمد خاتمی در صفحه اول خود توقیف کرده اند؟ موضع شما در این موارد چه بوده است؟

5- شما نامزد مورد حمایت آیت الله مصباح یزدی در این انتخابات هستید. می دانید که ایشان معتقدند مشروعیت حکومت به رای مردم نیازی ندارد. نظر شما در مورد این دیدگاه نظری ایشان چیست؟

6- در خصوص فسادهای کلان دوران احمدی نژاد و نقش شما در آنها پرسش های فراوانی وجود دارد. به عنوان نمونه، به کسانی از قبیل بابک زنجانی از سال 1389 به بعد مجوز فروش نفت ایران و جا به جایی پول داده شده است. این طرح که نام مخصوصی تحت عنوان “قلک امین” دارد با مجوز های خاص شورای عالی امنیت ملی اجرا شده که شما دبیر آن بوده اید؟ نقش شما در این مورد چه بوده؟ می دانید که بابک زنجانی در سال 1380 یک کاسب بسیار کوچک بود که در باز پرداخت قسط وام های بانکی اش که رقم آن هم اصلا بالا نبود مشکل داشت. این فرد که همزمان با اختلاس معروف سه هزار میلیارد تومانی مشهور شد و همین چند ماه پیش خودش گفت چهار میلیارد یورو پول در اختیار داشته و بیش از هفتاد شرکت تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی برای خرید به او پیشنهاد شده، بر خلاف متهمان آن اختلاس بزرگ گرفتار نشد و به طور غیر مستقیم گفت که با مراکز ذیربط هماهنگ بوده است. یعنی به مجوز شورای عالی امنیت ملی متکی بوده است. شما در صدور احکام این طرح چه نقشی داشته اید؟ ما می دانیم شما شخصا انسان ساده زیستی هستید، ولی رئیس جمهور قبلی هم مثل شما بود و از دل مناسباتی که حاکم کرد اختلاس سه هزار میلیارد تومانی و موارد متعدد مشابه آن درآمد. اما بفرمایید نقش شما در مجوزهایی که به آن اشاره شد چه بوده است؟

دوم- جلیلی و پرونده‌ی هسته‌ای: پرونده ی هسته ای در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد به شورای امنیت سازمان ملل ارسال و چندین قطعنامه علیه ایران به تصویب رسید. سعید جلیلی به عنوان مذاکره کننده سیاست هایی را پیش برده ، که تحریم های فلج کننده ی اقتصادی یکی از پیامدهای آن بوده است. به برخی از آنها بنگرید:

الف- تحریم‌های نفتی: در اثر تحریم ها، درآمد صادرات نفت از 110 میلیارد دلار در سال 1390 به حدود 55 میلیارد دلار در سال 91 تقلیل یافت و در بودجه سال 92 فقط 30 میلیارد دلار درآمد نفتی به تصویب رسیده است که با وضع تحریم های آینده، معلوم نیست قابل تحقق باشد. به عنوان مثال، صادرات نفت از روزانه دو میلیون و 200 هزار بشکه- پیش از تحریم های یک جانبه ی آمریکا و اروپا- به 700 هزار بشکه در ماه مه 2013 کاهش یافته است.اما نکته ی مهمتر این است که کنگره ی آمریکا طرحی را در دست بررسی دارد تا صادرات نفتی ایران را به هیچ تقلیل دهد.

ب- تحریم‌های بانکی: تحریم های بانکی، جا به جایی پول برای دولت را تقریباً ناممکن ساخته و ایران قادر به دریافت درآمدهای نفتی خود نیست. چین و هند حتی حاضر به پرداخت یوان و روپیه به ایران نیستند و به جای آن، کالاهایشان را به ایران تحویل می دهند. تحریم های بانکی هزینه ی واردات مواد غذایی را بسیار افزایش داده است.

پ- کنگره ی آمریکا طرحی را در دست بررسی دارد تا استفاده ی ایران از ذخایر ارزی حدود 100 میلیارد دلاری اش را ناممکن سازد.

ت- تحریم بیمه‌ی نفت کش‌ها: این تحریم نیز اثر چشمگیری بر صادرات نفتی گذارده است.

ث- تحریم پتروشیمی: دولت آمریکا اخیراً شرکت های پتروشیمی بندر امام، پتروشیمی بوعلی سینا، پتروشیمی مبین، پتروشیمی نوری، پتروشیمی پارس، پتروشیمی شهید تندگویان، پتروشیمی شازند و پتروشیمی تبریز را به لیست تحریم ها افزود. فرآورده های پتروشیمی درصد بالایی از صادرات غیر نفتی ایران را تشکیل می دهند. ایران در سال 1390 ، 18.2 میلیون تن محصول پتروشیمی و فرآورده پلیمری به ارزش تقریبی 14.2 میلیارد دلار به بیش از 60 کشور جهان صادر کرده است. ایران تحت تحریم، در سال ۱۳۹۱ نزدیک به ۱۶ میلیون تن محصول پتروشیمی با ارزش تقریبی حدود ۱۲ میلیارد دلار صادر کرده است. با این تحریم، اولاً: بخش مهمی از درآمد غیر نفتی ایران از دست خواهد رفت. ثانیاً: بازارهای سنتی این محصولات از دست رفته و در اختیار عربستان سعودی قرار خواهد گرفت. ثالثاً: هزاران کارگر بیکار خواهند شد. رابعاً: مسائل مهمی برای بازار بورس تهران ایجاد خواهند کرد.

ج- تحریم صنعت خوردوسازی: صنعت خودروسازی با بیش از یک میلیون نفر شاغل، بزرگترین صنعت ایران است. صنایع خودروسازی ایران شامل حدود ۴۰ کارخانه‌ی تولید و مونتاژ خودرو، ۱۲۰۰ واحد قطعه‌سازی و تعداد زیادی بنگاهه‌های تولید مواد واسطه‌ای است. ایران با تولید 648/1 میلیون خودرو در سال 2011 در رتبه ی سیزدهم جهان قرار داشت که پس از گسترش تحریم ها، در سال 2012 با 44 درصد کاهش تولید، به مقام هجدهم تنزل کرد. دولت آمریکا اخیراً صنعت خودروسازی ایران را مورد تحریم بیشتری قرار داد تا آن را به طور کامل تعطیل سازد. این به معنای بیکار شدن ده ها هزار کارگر و از دست رفتن درآمد و تورم و رکود است.

چ- طرح تغییررژیم: طرح دیگری به کنگره آمریکا ارائه شده است که رسانه های آمریکا آن را طرح تغییر رژیم نامیده اند. این طرح، الغای کلیه ی تحریم ها را به دموکراتیک شدن نظام سیاسی ایران منوط می سازد، نه توافق هسته ای.

تحریم های فلج کننده ی اقتصادی به تنهایی موجب فروپاشی درونی جامعه ی ایران خواهد شد. جامعه ای که کلاً از درآمدهای نفتی و غیر نفتی محروم شود و ارتباط اقتصادی اش با جهان قطع گردد، به سیاه چاله ای فرو خواهد افتاد که در آمدن از آن اگر ناممکن نباشد، بسیار دشوار و پر هزینه خواهد بود.

سوم- جلیلی و تهدید تردید: نامزدهای ریاست جمهوری که بیشتر و بهتر از ما از پیامدهای اقتصادی و سیاسی مذاکرات هسته ای آگاه هستند،در مناظره ی سوم به شدت به جلیلی تاخته و او را فردی “بیانیه خوان”- نه دیپلمات و مذاکره کننده- به شمار آوردند که کشور را به این روز انداخته است. در واقع، برای اولین بار، در تلویزیون جمهوری اسلامی، میلیون ها تن شاهد نقد کوبنده ی مواضع جلیلی در مذاکرات هسته ای بودند.

این فرد متوهم، به جای پاسخ گویی به منتقدان- حسن روحانی، علی اکبر ولایتی، محسن رضایی- مانند رهبر خود که برای سرکوب جنبش سبز مفهوم “فتنه” را برساخت، برای سرکوب منتقدان برنامه ی هسته ای، مفهوم “جریان تردید” را برساخته است. مدعی است که ما تا پشت دشمن پیش رفته و در حال فتح خیبر هستیم، اما سازش کاران داخلی به مقابله برخاسته و نه تنها دستاوردهای عظیم ما را زیر سئوال برده، بلکه قصد دارند تا ما را به عقب نشینی وادار کنند. به دو نمونه ی آخرین سخنان او در این زمینه بنگرید:

الف- سعید جلیلی در 20/3/92 در مشهد گفته است:

“پس از فتنه و انحراف شاهد بروز و ظهور جریان دیگری در تقابل با نظام اسلامی هستیم.‌ عده‌ای شروع کرده‌اند به این که ما را در مسائل مختلف دچار تردید کنند؛ در این تردید مقاومت، پیشرفت و گفتمان انقلاب اسلامی نیز مورد شک قرار می‌گیرد. اگر کسانی بخواهند جریان تردید را دنبال کنند به طور حتم از گفتمان اسلام ناب دور خواهند شد و به طریقی در مقابل این گفتمان قرار می‌گیرند. آنان می‌خواهند با ایجاد تردید در ظرفیت‌های کشور، توسعه و پیشرفت جمهوری اسلامی ایران را به مخاطره اندازند. کسانی که جریان تردید را دنبال می‌کنند به دنبال این هستند که داشته‌هایمان را نادیده گرفته و نداشته‌هایمان را به رخ‌مان بکشند. ما باید در مقابل این جریان مقاومت کرده و به احیای گفتمان انقلاب اسلامی بپردازیم. امروز در تحریم‌ها نیز نه تنها تهدید نشدیم، بلکه تمام آنها را به فرصت تبدیل کردیم. یکی از راهکارهای جریان تردید این است که برای ما شاخص‌های کاذب را جایگزین شاخص‌های حقیقی کرده و از این طریق ما را دچار تردید و دوگانی می‌کند”.

ب- سعید جلیلی در 21/3/92 در ساری گفته است:

“یک حماسه بزرگ خلق شد و جمهوری نظام به رخ جهان کشیده شد ما امروز پشت خیمه دشمن رسیده ایم اما عده ای خواستند با فتنه مانع آن شوند، پیاده نظام دشمن شدند اما توسط خود ملت سرجایشان نشستند …اکنون در حالی که در موقعیت خیبر هستیم و مقامات رسمی دشمن بیان می کنند که قدرت ایران قابل انکار نیست جریانی به نام جریان تردید به وجود آمده که به دنبال جریان فتنه در ظرفیت های ملت تردید می کند، این جریان خود تهدید از بیرون را با تردید از درون تکمیل کرده و مردم را از ادامه راه دچار تردید می کند…مقاومت باید در برابر تهدید خارجی و تردید داخلی باشد”.

چهارم- نتیجه: انسان ها دوبار عالم اجتماع را می سازند. بار اول با کنش های خود، بار دوم با معنا بخشیدن به آن. یعنی تفسیر و تعبیر رویدادها. به تعبیر دیگر، گفتمان واقعیت ساز است. فردی را که برای آزادی سرزمین اش را اشغاگران خارجی می جنگد در نظر بگیرید، مطابق یک گفتمان، او “مبارز راه آزادی” است، اما مطابق گفتمانی دیگر، “تروریست” قلمداد می شود.

مطابق یک گفتمان، اعتراض های مسالمت آمیز پس از انتخابات 88، جنبش حقوق مدنی بود، اما مطابق گفتمانی که به دنبال سرکوب معترضان بود، کل آن رویداد “فتنه” ای خارجی بود که فتنه گران داخلی به عنوان پادوهای آنها عمل کردند.

مذاکرات هسته ای ایران و پیامدهای آن نه تنها از سوی مخالفان مورد نقد قرار گرفته ، بلکه در مقامات بالای رژیم نیز دارای منتقدان جدی است. شورای عالی امنیت ملی این مسأله را به “خط قرمز” ی تبدیل کرده که رسانه ها و گروه ها مجاز به نقد آن نیستند. اما فرصت انتخابات، به طور طبیعی امکان شدیدترین نقدها در پر بیننده ترین رسانه، توسط مقامات رژیم را فراهم آورد. اگر این دریچه گشوده شود، چه خواهد شد.

سعید جلیلی متخصص سرکوب است. به سرعت تمام، “گفتمان تردید” را برساخت. مطابق این گفتمان، ناقدان سیاست ها و مذاکرات هسته ای، مانند فتنه گران در مقابل “گفتمان انقلاب اسلامی” ایستاده اند. نه تنها پیروزی ها بزرگ را انکار می کنند، بلکه در درستی راهی که طی شده تردید ایجاد می کنند. آنان به دنبال پذیرش “هژمونی جهان غرب” و سازش با “کدخدای” جهان هستند. در حالی که یک “یا حسین” بیشتر با فتح خیبر فاصله نداریم(به عنوان نمونه رجوع شود به “تا فتح بدر و خیبر، یک یا حسین دیگر”).

“گفتمان تردید”، “گفتمان سرکوب” است. بستن زبان ناقدان، حداقل کارکرد آن است. اما در صورت پیروزی جلیلی، یا ماندگاری او در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی، می تواند تا سرکوب های بیشتری پیش رود.

اما کاش خطر به سرکوب منتقدان محدود می شد. خطر عظیم، خطر نابودی و فروپاشی درونی جامعه ی ایران در اثر تحریم های فلج کننده است. این مسیر، مسیری است که احتمال تهاجم نظامی به ایران را هم افزایش خواهد داد.
[رادیو فردا]

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال