In touch with Diverse Iranian Community

معنا زدایی شعری از علی کاکاوند

 

شعری که دارید می‌خوانید شعر نیست

یک خیابان است پر از کلمه

تقصیر من نیست اگر این خیابان

به پلی می‌رسد آن هم پر از کلمه

یکی از کلمه ها خودش را از پل

به پایین پرت می‌کند

چند کلمه گوشی به دست

عکس می‌گیرند

آن طرف پل یک کلمه‌ی مسلّح

چند کلمه را می‌کشد

وقتی می‌پرسید چرا؟

می‌گوید: به نام خودکار بخشنده‌ی مهربان

من سانسورچی‌ام، کلمات حرام را

از خیابان حذف کردم

در ساعتی دیگر یک کلمه

کلمه‌ی دیگری را صدا می‌زند:

«از طرف سعید امامی هستم، سوار شو!»

 

نزدیک غروب دو کلمه شبیه دهان

به هم نزدیک می‌شوند قبل از این که بوسیده شوند،

با دستبند از خیابان جارو می‌شوند

وقتی می‌پرسید چرا؟ می‌گویند:

«شب سردی در راه است، شما هم می‌خواهید؟»

و یک دسته دستبند نشانت می‌دهند

با لبخندی سرد و کِشدار.

تقصیر من نیست اگر بعد از این اتفاقات

شب سردی از راه می‌رسد

تقصیر من نیست اگر خیابان ساکت

و بی رمق است

به شما کلمه‌های زخمی و منزوی هم

که دارید مرا می‌خوانید

هشدار می‌دهم تجمع معنادار ممنوع!

اینقدر نپرسید چرا؟

همانا که منم خودکار بخشنده‌ی مهربان

می‌نویسم می‌نویسم،

ناگهان خط می‌زنم.

بهمن ۱۳۹۵

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال