In touch with Diverse Iranian Community

هفت شعر از حسین غلامی‌خواه، برگرفته از مجموعه شعر جدیدش، 24

0 42

حسین غلامی‌خواه، شاعری‌ست ساکن شهر دهلران در استان ایلام که تا کنون دو مجموعه‌ از اشعار خودرا  با عناوین «23» و «24»، خیلی ساده و بی ادعا، بدون صفحه‌بندیِ معمولِ کتاب‌های الکترونیکی روی یک وبلاگ منتشر کرده است. شناختنِ این شاعر و اشعارش را به دوستِ شاعر دیگرمان، دکتر ماندانا زندیان که ساکن آمریکاست مدیونیم.

این دو مجموعه شعر حسین غلامی‌خواه و دیگر  اشعار او در وبلاگ زیر قابل دسترسی‌ست:

http://www.hghkh.blogfa.com/

 Hossein Gholamikhah

۱

باید هم تمام عمر به سمت مرگ حرکت کنم

وقتی همیشه جوان‌ترین خاطره‌مان

خداحافظی ست.

*

۲

ساحلت می‌مانم

حتی اگر

روزي هزار بار

از من دست بکشی.

*

۳

تنهایی‌م

تنهایی فواره‌هاي خاموش است

که هیچ حوضی را به بازي نرسیدن نگرفته‌اند.

*

۴

مرگ

اسکیمویی ست

با نیزه‌اي در دست

ماهیان را

از دریاچه‌ي یخ زده

نجات می‌دهد.

*

۵

آدم برفیِ جاريِ بر خاك

ساعت‌ها

فکر می‌کند

به انعکاس خورشید میان سینه‌ش

و به این‌که

بودن

تکه‌ي کوچکی ست از زندگی

باقی عمر

آینه‌ي کسانی هستیم که نابودمان کرده‌اند.

*

۶

نیستی و

اسمت هر بار شدیدتر تکانم می‌دهد

دارد کم کم باورم می‌شود

ساعت‌ها در تاریکی

صداي بلندتري دارند.

*

۷

مرگ

تنها می‌آید که له کند

سیگارهایی که

آتش به فیلترشان رسیده.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال