UA-28790306-1

صفحه را انتخاب کنید

غزل تازه‌ای از رضا حدادیان‌

غزل تازه‌ای از رضا حدادیان‌

 

چشم زلیخا تشنه‌ی دیدن نمی می‌ماند
یعقوب،‌ مستِ بوی پیراهن نمی‌ماند

وقتی نخِ امیّد تو پوسیده، بی تردید –
– ذوقی به قدر یک سر سوزن نمی‌ماند

قدری مرا دریاب ای پروانه!‌ باور کن –
– شمعِ نگاهم تا سحر  روشن نمی‌ماند

در آستین دوستان، خنجر اگر باشد
دور و برم چیزی به جز دشمن نمی‌ماند

حس می‌کنم تا سنگ می‌روید در این دنیا
آیینه‌ای چشم انتظارِ من نمی‌ماند

 

 

 

 

 
 

 

آرشیو نوشته‌ها و شناسایی نویسنده:

>> واپسین نوشته‌ها
>> واپسین نوشته‌ها

نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

ویدیویی

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها: