In touch with Diverse Iranian Community
دسته‌بندی برچسب

م. پگاه

عشق که اين نيست، برو!

شِکوه کنی، قهر کنی؟ عشق که اين نيست، برو ! شرط و شروط می‌نهی؟ عشق چنين نيست، برو ! هم رهِ عشق بندی و هم طلبِ وصل کنی؟! آتشِ عشق شعله‌اش، از تَفِ کين نيست، برو! گاه ستايش و دعا، گه پچ و پچ و ناسزا منزلِ عشق برزخِ شک و يقين نيست، برو!…
ادامه مطلب ...

گفت و گو با داریوش آشوری درباره‌ی کتاب «عرفان و رندی در شعر حافظ»

دوست عزیز و شاعرمان خانم مهرانگیز رساپور (م. پگاه)، گفتگویی را با آقای داریوش آشوری در باره‌ی کتاب "عرفان و رندی در شعر حافظ" انجام داده‌‌است که پیش از این در فصل‌نامه‌ی"واژه" در سال ۲۰۰۴ چاپ و منتشر شده‌بود. خانم رساپور که خود سردبیر…
ادامه مطلب ...

چند شعر نورزوانه

چهارشنبه سوری و نوروززين ظلمتِ شب، چو رهسپار سحريم به کز رهِ چهارشنبه سوری گذريم تا کور شود چشمِ حسودانِ بهار بايد که ز چشم زخمِ آتش بپريم!  *   *   * نوروز که سبز رنگ و سرخ است و سپيد باز آمده با  جامه‌ی رنگينِ اميد اين جشن…
ادامه مطلب ...

تب و لرز

  تبِ شبانه تبِ شبانه لحظه‌ها را دانه به دانه                           می‌ترکانم . . . می‌ترکانم ساکن يک گلدان‌ام                      جای ريشه‌هايم تنگ                      رگ‌هايم خشک                      روحم گيج…
ادامه مطلب ...

يک نسيمِ تازه

شعر مهرانگيز رساپور (م. پگاه)بهترين تعبيری که مي‌توانم برایِ شعرِ مهرانگيز رساپور- يا به نامِ قلمی‌اش، م. پگاه، بياورم، "نسيمِ کوهستانی"‌ست؛ نسيمی که در من يادِ دوران‌هایِ کوه‌گردی‌ام را زنده می‌کند؛ يادِ پاکی و خوشیِ وزش‌اش، هنگامی…
ادامه مطلب ...