In touch with Diverse Iranian Community

دو شعر از آزاده دواچی

1 65

آزاده دواچی مترجم، شاعر و فعال حوزه زنان، دارای مدرک کار‌شناسی مترجمی زبان انگلیسی؛ فوق لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی، گرایش ادبیات تطبیقی ایران و فلسفه‌ی غرب است و هم‌اکنون مشغول به تحصیل در مقطع دکترای زبان و ادبیات انگلیسی در استرالیا با گرایش مطالعات فمینیسم پست کلنیال در حوزه‌ی ادبیات و نقد ادبی فمینیسم و حقوق زنان در ایران و کشورهای جهان سوم است. از دواچی تاکنون یک مجموعه شعر به عنوان «پروانه‌ای در راه است» در سال ۸۶ منتشر شده است و دو کتاب دیگر وی در محاق توقیف گرفتار شده‌اند.

آزاده دواچی
آزاده دواچی

زن می شوم 

به اتفاق زمین زن می شوم

به اتفاق مرگ های ناگهانی

و سکوت هایی که از گلو پرند

زن می شوم

سر می زنم به ساعت

به انزوای خودم

به تحمل که از ت می گذرد و به

زمین که دیگر گرد نیست

به جاذبه هایی که دوستشان دارم

به هوایی که بیهوده شده

می زد به هر سری

و دستی که  بند می آید

در آستانه ی هر جغرافیا

فکر می کنم به دلتنگی

به حرفهای نروییده در ذهنم

و خوابی که می پرد

زن بودن اتفاق عجیبی است

هر دستی که دوستت دارد

گم می شود

و هر شعری که تو را می بیند

کم می آورد

حتی اگر خوابت را نبینند

و کابوس هایت روی ذهنت خوابشان ببرد

_______

پیش از آنکه دیر شود 

دستانت را به من بده

پیش از آنکه دیر شود

بگذار اعتراف کنم

به قتل زمین

به خودکشی دسته جمعی نهنگ ها

به خفه شدن صداها در گلویم

به شکستن بامهای گلی

غرق شدن خون در صلح

و جنگی که تمام نمی شود

بگذار اعتراف کنم

کم آورده ام

دستانم بیهوده می لرزد

و در هیچ جهت این جغرافیا خوابم نمی برد

اعتراف می کنم

به درک آلوده ی ذهنم از زمان

به زمینی که گرد نیست

به هندسه شدن تکامل در حرفهایم

اعتراف می کنم

من موجودی اضافی

که جایی را برای تو تنگ کرده ام

برای پرنده هایی که از ترس من نمی پرند

من

که به همه ی خونها دستم آغشته است

هر فکری که می کنم

تو نیستی

تو و من

انسانهایی تماما متمدن

1 نظر
  1. Username* نظر کاربری

    درودها خانم دواچی!

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال