صفحه را انتخاب کنید

شعری از فرشاد حجتی

شعری از فرشاد حجتی

تقدیم به دو کولبر جان باخته‌ی کرد فرهاد و آزاد خسروی

پریشانی نحوی زبان گنجشک های این زمستانند
فرهاد و آزاد
پریشانی نحوی زبان آزادیند
کبک های کوه های ژالانه ی کردستان
که نشخوار می کنند
رویای مرده ی بهار پیشین را
پریشانی نحوی زبان خدایانند
آدم حرفی ها
که حرف
حرف
رج می زنند وهم کردستان را به برف
آدم حرفی هایی که نفسشان از جای گرم بلند می شد
پشت میز سیاست ها
در کردستان خدا مرده بود
و برف
زمانی برای مستی اسب ها
و برف
کفن پوش کردن مغازله ها بود
کفن پوش کردن آزادی
برفی که بیهوده باریده بود
بر رد پای سرخ گرگ ها
برفی که بیهوده باریده بود…

Website | + posts

نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

ویدیویی

بارگذاری...

پادکست شهرگان


آرشیو شهرگان