In touch with Diverse Iranian Community

چند شعر از عبدالقادر سعید

0 87

 barg

1-

سنگ!

تاریخ روی هم گذاشتن

سکوت است

2-

نمی دانم:

چندازکبوتررنگین ام

پرمی گشاید؟

اما همیشه عادت کرده ام

درگه قفس دل را

بازبگذارم

3-

رمزیافتن

کلیدزندان غریبی

تنهاغربت نشینان می دانند

4-

درتنهایی

به همدیگرمی اندیشیم

درکنارهم نیز…

به تنهایی؟!

5-

هیچ کس همچون بازرگانان

به زنهایشان نمی اندیشند

که ازآنان دورمی شوند

هیچ کس همچون زن بازرگانان

به تنهایی نمی اندیشند

که درکنارشوهران شان

چرت می زنند؟!

6-

روزگاری علم وتکنولوژِی

موج صداهارا

ازهم تشخیص می دهد

می داند:

که اززبان من

نام تو

بیش ازهمه نام های مقدس

روی زمین

بیشترجاری شده

7-

مادرم نان پز خانه ها بود!

او آن داستانهارا می داند:

که چقدربی احترامی

به نان می شود

8-

زندگی ام برای همین

تلخ است

چون که شیرینی تو

یادآورم می شود

که اکنون

قادرنیستم بچشمش

9-

ازمهربانی ات شگفت زده ام

که تنها…

انتقادازاشتباه بستن

دگمه ی پیرهن ام نیزمی گیری

10-

آژیرکارخانه ها

زنگ زدن دل سرمایه داران است

که این چنین …

تند می نوازند

11-

تاریخ فقر

برمی گرددبه کشف

جاپای نخستین انسان روی زمین

برروی سنگ

12-

خواهرم!

خانه هاراتمیزمی کرد

امابخاطربوی چرکین دل زنگاربسته شان

ازکارش دست کشید

وهمکنون بیکاراست؟!

…………………………………………………

خالد بایزیدی: مترجم
خالد بایزیدی: مترجم

1-

به رد

میژووی که له که بوونی

بیده نگییه

2-

نازانم:

چه ندبالنده ی ره نگینم ده فری؟

به لام راهاتووم هه میشه

ده رگای قه فه زی دل والاکه م

3-

نهینی دوزینه وه ی

کلیلی زیندانی غه ریبیی

ته نها غه ریبه کان دیزانن

4-

له ته نیاییدا

بیرله یه کترو

له کن یه ک…بیر

له ته نیایی ده که ینه وه

5-

که س هینده ی بازرگانه کان

بیرله ژنه کانیان ناکه نه وه

که لییان دوورده که ونه وه…

که س هینده ی ژنی بازرگانه کان

بیرله ته نیایی ناکه نه وه

که له پال میرده کانیاندا

خه وده یان باته وه!

6-

روژگاریک زانست

شه پولی ده نگه کان جیاده کاته وه

ده زانیت له زاری منه وه ناوی تو

له هه موو شته پیرزه کانی

سه رزه وی

زیاترهاتووه

7-

دایکم نانکه ری مالان بو

ئه و..ئه وچیروکانه ده زانیت

چه ندبیریزی به نان ده کریت

8-

ژیانم بویه تاله

چونکه…

شیرینییه کانی توم بیردینیته وه

که ئیستاناتوانم:بیانچیژم

9-

به میهره بانیت سه رسامم

که ته نانه ت

ره خنه له به هه له داخستنی

قوپچه ی کراسه که شم ده گریت

10-

ئاژیری کارگه کان

زه نگی دلی سه رمایه دارانن

واتوندلیده ده ن!

11-

میژووی هه ژاری

ده گه ریته وه بودوزینه وه ی

شوین پیی یه که م مروفی سه رزه وی

له سه ربه رد

12-

خوشکه که م!

پاککه ره وه ی مالان بوو

له به ربونی دله ژه نگاوییه کان

وازی له کاره که ی هیناوو

ئیستابیکاره؟!

ـــــــــــــــــــــ

عبدالقادر سعید؛ شاعر معاصر کرد

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال