In touch with Diverse Iranian Community

کلام و صلح زنانه: نگاهی به مجموعهٔ شعر ولنتاین – گوسفند سفید

در دنیای پرخشونت امروزی که رفتارهای انسانی تحت تأثیر جنگ قرارگرفته است، ادبیات صلح نقش مؤثری در بازنمایی و تلاش انسان برای از میان بردن خشونت و به میان کشیدن صلح دارد. صلحی که از میان کلمات خودش را نشان می‌دهد و درنتیجه می‌تواند تأثیر مضاعفی بر مخاطب برای نشان دادن آثار مخرب جنگ و خشونت در جهان و در جامعه داشته باشد. در سال‌های گذشته، در آثار شاعران ایرانی تلاش برای تصویرسازی از صلح و بازنمود عواقب خشونت یکی از تم‌های اصلی در آثار شاعران و نویسندگان ایرانی به‌خصوص آثار بعد از انقلاب را تشکیل می‌دهد  . در آثار این دسته از شاعران، فضای شکل‌گرفته شده عموماً فضای منحصربه‌فردی بوده است، فضایی که قادر است زشتی‌های خشونت را به تصویر بکشد. درعین‌حال کلمات جایگاه متفاوتی دارند و کارکردهای متفاوتی را در سطح زبان شعر ایجاد می‌کنند.

در میان اشعار صلح، تعداد بسیاری از این شاعران را زنان تشکیل می‌دهند. شعرهای شکل‌گرفته شده در اکثر این مجموعه از زاویهٔ زنان به بازسازی مفهوم صلح در ادبیات منجر شده است. حضور زنان در این‌گونه ادبیات به‌خصوص آ ز آنجایی اهمیت دارد که قادر است به پررنگ کردن نقش زنان در پیشبرد صلح در جامعه منجر شود. از سوی دیگر تلاش شاعران زن برای بازنمایی صلح در ادبیات به‌نوعی در ارتباط با تلاش‌های آنان در جامعه برای ایجاد  تشکل‌های مدنی و حمایت زنان از صلح است و به‌این‌ترتیب قادر است تا پیوندی میان این فعالیت‌ها و نقش زنان در ادبیات باشد.

مجموعهٔ شعر ولنتاین گوسفند سفید سرودهٔ ری‌را عباسی که توسط انتشارات نصیرا منتشرشده است، دارای این‌چنین خصوصیاتی است. شاعر در این مجموعه نه‌تنها به بازنمودهای جهانی خشونت پرداخته است، بلکه با نگاهی زنانه زوایای مختلف خشونت علیه زنان را به نمایش گذاشته است. در این مجموعه شعر دو نگاه مختلف به صلح را می‌توان دید نگاهی جهان‌شمول که از صلح سخن می‌گوید و نگاهی زنانه که بازتاب تجارب زنانهٔ شاعر و نقد او از این پدیده‌هاست.

Rayra-Abbasi کلام و صلح زنانه: نگاهی به مجموعهٔ شعر ولنتاین - گوسفند سفید
ری‌را عباسی

گرگی خریده‌ام

برای روزهایی که از جنگ می‌ترسم

زوزه بکش ای گرگ

بر جهان تکه‌پاره‌ام

من فقط صدای انسانم (صفحهٔ ۱۶)

چرخش شاعر میان زوایای مختلف فردی و جمعی به‌نوعی تلاش او را برای بازسازی صلح در کلام نشان می‌دهد، آشنازدایی از کلمات در این مجموعه شعر کارکردهای متفاوتی پیداکرده است، اما درهرصورت می‌توان نگاه زنانهٔ شاعر را در بازسازی روایت‌ها دید. این بازسازی‌های گاها از تکرار کلمات ممنوعه شروع می‌شوند تا روایت‌های زنانه را در لابه‌لای ویژگی‌های اصلی شعر پنهان کنند:

دکمه‌هایم باز باز

انگار کمی بوی شیر می‌دهم

حالا زندگی‌ام گرسنه

نوزادم خیلی گرسنه

و من دهان باز می‌کنم روی بالش

و هق هق ام را

خفه

خفه

خفه می‌کنم

چقدر صدای سوت پسرک    زندگی ست

چقدر صدای سوت پسرک

                خالی از جنگ     پر از عاشقی

و من چقدر برای سوت زدنش

سایه‌ام می‌لرزد میان زندگی (صفحهٔ ۱۹)

شاعر با بسط ویژگی‌های زنانه به پدیده‌های کلی و جهان‌شمول، شعر خود را به یک جغرافیای خاص محدود نمی‌کند، بلکه آنچه در آن هویدا است ارتباط او، کلمه و احساسات و عواطف زنانه با کل پدیده‌ها و رویکردهای هستی است. از سوی دیگر شاعر، با استفاده از همین واژه‌سازی به‌خصوص تأکید بر زن بودن به‌خوبی می‌تواند به‌نقد پدیده‌های اجتماعی و خشونت‌های علیه زنان بپردازد. این واژه‌سازی‌ها و به تصویر کشیدن‌ها محدود به یک رویکرد خاص نیست، بلکه بازتاب شرایط زندگی شاعر به‌عنوان یک زن است برای مثال در این شعر که شاعر به‌صورت نمادین به‌نقد پدیده‌های مردسالاری علیه زنان می‌پردازد، کلیشه‌های علیه زنان را واسازی می‌کند و می‌تواند در فضای شعر به تصویر بکشد درعین‌حال کلمات هرکدام کارکردهای متفاوتی یافته‌اند برای مثال در این شعر:

شلوارتان را اگر دامن کنند

چند دور دور خودتان می‌چرخید؟

اگر دامنم را شلوار کنید …. لابد می‌دوم تا ته دشت

حالا اگر اجازه بفرمایید

می‌خواهم خیابان را راه بروم (صفحهٔ ۲۴)

و یا مثال دیگر در این شعر که شاعر به‌خوبی می‌تواند با استفاده از کلمات صرفاً زنان به نمایش کلیشه‌های رایج علیه زنان و درنتیجه نقد آنان بپردازد برای مثال در این شعر با نام پوچ از آرایشگاه تهران می‌توان رویکردهای متفاوت شاعر را نسبت به کلیشه‌ها و پدیده‌های اجتماعی علیه زنان دید:

آن قیچی را بیاور

           می‌خواهم انگشتانم را قیچی کنم

    آن ناخن‌گیر تا لب‌های فروبستهٔ باریک را    یکجا بچینم

                          آن چاقوی تیز

که چشم می‌بیند و پلک می‌بندد

و آن بند که بند می‌اندازد ابرویی را

    که زن با مرد صورتی نابرابر دارد

                        من نرخ چشم‌ها

                           لب‌ها

      ناخن‌ها را پرداخته‌ام

نگرانم نباش که نمی‌دانم انگشت پا مهم‌تر است یا دست‌ها

        همه‌چیز را به‌حساب فراموشی این شعر

             اشتباه می‌کنم (صفحهٔ ۳۸)

آشنازدایی شاعر از کلماتی مثل قیچی، ناخن‌گیر و چاقو در این شعر به‌نوعی در ارتباط با بازنمایی خشونت علیه زنان در جامعه است که به‌صورت نمادین از لابه‌لای کلمات خاص به تصویر کشیده می‌شوند. همین امر موجب می‌شود که شاعر بتواند در عین اشاره به پدیده‌های خاص مثل آرایشگاه، بتواند بسامد معنایی را در شعر گسترش بدهد و به‌این‌ترتیب بازنمایی متفاوتی را از زن و کلیشه‌های علیه آنان در جامعه به تصویر بکشد. از سوی دیگر هرکدام از این تصویرها با نگاه صلح‌آمیز شاعر گره می‌خورد و در طول اشعار جابجا می‌شود و هرکدام کارکرد متفاوتی پیدا می‌کند. برای مثال در شعر تهران ۲ دوباره این آشنازدایی‌ها و کارکردهای متفاوت را می‌توان دید

راه بدهید

بوووووووووووووق

اتفاق ناگواری نیست

مهمان قلبی دارم

خیابان یک طرفه

اتفاق ناگواری      برادرانه راه بدهید

زنی زیر باطوم زنی

گیرکرده‌ام

راه بدهید  (صفحهٔ ۴۲)

و یا در شعر زاویه که دوباره می‌توان این نگاه استعاری شاعر را دید:

درونم ریزریز

لخت

تکرار چیزی ست

شب تو را فرامی‌خواند

بوسه‌ای بر شانه‌ام

قامتم زنانه

قامت بگیر

ما به تکرار لخت و درون‌ریز می‌شویم

استفادهٔ شاعر از کلماتی این‌چنینی که صرفاً بار زنانه دارند در اکثر اشعار تکرار می‌شود و به‌نوعی قادر است تا میان شاعر، کلمات و نگاه زنانهٔ او به صلح و جنگ ارتباط معناداری برقرار کند. زن بودن شاعر در اکثر اشعار از نگاه صرفاً کلیشه‌ای جنسیتی فاصله می‌گیرد و زبان متفاوتی را در شعر بنیان می‌نهد. این‌گونه واسازی در اکثر اشعار تکرار می‌شوند و هر چه بیشتر پیش می‌روند بیشتر می‌توانند به بازسازی نگاه شاعر به پدیده‌های خاص  جهان‌شمول سیاسی – اجتماعی کمک کنند برای مثال در شعر آوار می‌توان این بازنمودها را به‌خوبی دید که نگاه زنانهٔ شاعر گسترش می‌یابد:

بازوی چپم مقداری قلب دارد

و سرسوزنی زنی در من راه می‌رود

رونده‌ای که به دیوار می پچید و به دیوار می‌خزد

ایست می‌دهم

دیوار

در من سرزمینی پابرجا

ایست!

کمی آن‌طرف‌تر زنی از دیوار برمی‌خیزد

بازوی چپم را می‌گیرد

شاید مقداری زن

از ساتن خاکستری روسریش

دیوارهایم را آوار کند (صفحهٔ ۶۰-۶۱)

نقد شاعر از پدیده‌های سیاسی برای بازنمود صلح، حالتی شعارگونه نمی‌گیرند، بلکه با استفاده از واسازی و استفادهٔ نمادین از کلمات خاص در طول اشعار، عوض می‌شوند و قادرند که در پس معنای مجازی و استعاری، معنای حقیقی خود را نیز به مخاطب منتقل کنند. برای مثال در شعر بیماری نفت که اشکال مختلفی از واژه آرایی را برای انتقال مفهوم متفاوت می‌توان دید، درعین‌حال نقد شاعر از قدرت و سیاست نیز در همین واسازی‌ها شکل می‌گیرد:

              ویروس جهان را شناختم

قدرت!

فروتنی با گردن لاغرش می‌میرد

و در برابر تقدس تنت

سوسک‌ها قد علم می‌کنند

جهان به ویروس آغشته است

تنم را بپوشان

این کرهٔ خاکی نان

وقتی عنکبوت‌ها میمون شدند (صفحهٔ ۱۱۲)

  شاعر در این میان با نگاهی زنانه قدرت را نقد می‌کند، قدرتی که از دیدگاه او تنها محدود به جنگ‌های عریان نشده است، بلکه شاعر نشان می‌دهد چه طور قدرت به خشونت و درنهایت حذف زنان در این چرخه تبدیل‌شده است. اما شاعر در این شعر، به‌عنوان یک زن که همیشه قدرت تلاش در سرکوب او داشته است سکوت نمی‌کند بلکه قادر است تا از لابه‌لای واژه‌های مختلف فریاد زنانهٔ خود را بیان کند و درنتیجه در برابر این قدرت سرکوب‌گر که ازقضا تن زنانهٔ او را نشانه گرفته است بایستد:

چشمانم را درآورند

و من که زنم

لاک‌پشت بی‌دندانی هستم

از چرم

ای پالودگان نوع بشر

اجازه نگرفته‌ام

برای چشمان مهتاب گرفتهٔ شما

سرود بیمارستان بخوانم

می‌خوانم ….

در فریزرهای بزرگ قدرت

روده‌هایم جای چنگ‌های بی‌شمار شماست (صفحهٔ ۱۱۳)

نگاه پرسش‌گر و کنجکاوانهٔ شاعر از قدرت و همین‌طور سرکوب زن به‌عنوان مظهر اصلی قدرت در اکثر شعرهای این مجموعه تکرار می‌شود. می‌توان گفت شاعر در این مجموعه با چالش کشیدن قدرت و تلاش به تصویر کشیدن صلح از دیدگاه زنانهٔ خود در تلاش است تا در برابر این قدرت بایستد. نگاه زنانهٔ شاعر در این مجموعه سرکوب نمی‌شود، بلکه به‌صورت منتقد اصلی از قدرت باقی می‌ماند. شاعر در این مجموعه نشان می‌دهد که به‌عنوان یک زن تا چه حد تجربهٔ فردی او از عدم صلح در جهان به تجارب زنان و مادران در سراسر دنیا به هم مربوط است. کلمات در این مجموعه با همان نگاه زنانه می‌ایستد و به این قادرند به‌عنوان بخش عظیمی از بازنمایی صلح از دیدگاه زنانه در شعر یاری رسانند.

eada2dd329818bc8bc4ebd466ecf6226?s=100&d=mm&r=g کلام و صلح زنانه: نگاهی به مجموعهٔ شعر ولنتاین - گوسفند سفید

آزاده دواچی مترجم، شاعر و فعال حوزه زنان، دارای مدرک کار‌شناسی مترجمی زبان انگلیسی؛ فوق لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی، گرایش ادبیات تطبیقی ایران و فلسفه‌ی غرب است و هم‌اکنون مشغول به تحصیل در مقطع دکترای زبان و ادبیات انگلیسی در استرالیا با گرایش مطالعات فمینیسم پست کلنیال در حوزه‌ی ادبیات و نقد ادبی فمینیسم و حقوق زنان در ایران و کشورهای جهان سوم است.
از دواچی تاکنون یک مجموعه شعر به عنوان «پروانه‌ای در راه است» در سال ۸۶ منتشر شده است و دو کتاب دیگر وی در محاق توقیف گرفتار شده‌اند.
Azadeh Davachi,
Ph.D. Student
Faculty of arts, School of English Literatures & Philosophy ‎
‎ Post-colonial Feminism and Feminist Literary Criticism
University of Wollongong, Australia

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال