In touch with Diverse Iranian Community

اندیشه‌های خرافی زنان در طول تاریخ

1233627_10151701661430975_752490761_n اندیشه‌های خرافی زنان در طول تاریخبخشی از زنان جامعه‌ی ایران سال‌هاست بر اساس آرمان‌های سنتی غالب، در حاشیه زندگی کرده و اصل زندگی خود را بر پایه‌ی آفرینش و زاد و ولد برای مردان استوار کرده‌اند. اندیشه‌های خرافی زنان در این مقوله و بررسی این اندیشه‌ها، متناسب بودن آن‌ها را با واقعیت وجودی زن به چالش می‌کشاند و در واقع ضرورت کاوش برای ذخیره‌های ناخودآگاه زن را بیشتر می‌نماید. مادر بودن، در جامعه‌ی مردسالار ایران، چه در میان زنان عامه و خانه‌دار و چه در میان زنانی که دارای جایگاه اجتماعی و فرهنگی هستند، جبران کمبودهای جنسیت سرکوب شده‌ی زنانه است. بسیارند زنانی که در غالب حرفه‌های سخت چون پزشکی و مامایی از دیرباز فعالیت کرده‌اند که گذری به عقب، رگه‌هایی از خرافات را در شغل آنان به وضوح آشکار می‌کند. اندیشه‌ی «واجب بودن راضی نگه داشتن مردان» و حس چشم پوشی از ارزش زنانه، زنان را به این باور می‌رسانده است که از طریق دعا و خرافات و جادوهای احمقانه و وردهای کودکانه به هر طریق ممکن، همسرانشان را برای خود نگه دارند و فرزندی برایشان به ارمغان بیاورند. زن، همواره در خودش به و جو می‌پردازد، شاید از همین روست که او را، درک ناپذیر، بی قرار و دمدمی می‌نامند. درون خلوت زنان، تکلمی است که زن در آن به همه‌ی جوانب زندگی می‌پردازد، بی آن مرد بتواند در انسجام آن، معنایی بیابد. سکوت زنان در طول تاریخ و توسل آنان به روش‌های تحریف شده برای بقای همسر و زندگی، در واقع سیستم داد و ستدی را برایمان به تصویر می‌کشد که در آن، زن، هیچ لذتی را برای خودش مطالبه نمی‌کند و از آن طرف، تمامی روح و جسم خویش را در این مبادله به طرف ارزانی می‌کند. زن، به طور سنتی، کالای مصرفی است و ارزش مبادله است میان مردان و بهای این کالا را مردان بر پایه‌ی کار، میل و نیازشان تعیین می‌کنند. پدران، برادران و همسران، ارزش زنان را در تجارت جنسی تعیین می‌کنند، زن هرگز چیزی جز کالایی برای یک مبادله نیست، مبادله‌ای کم و بیش رقابت آمیز میان دو مرد، همچون رقابتی بر سر تصاحب یک زمین. و در این میان زنان برای بقای زندگی خود متوسل به خرافات شده‌اند.

 اشارات پراکنده ای که در مورد زنان در اسناد آمده عمد تا مربوط به اعتقاد زنان به خرافات، آگاهی زنان از طب سنتی و اشتغال زنان در این حوزه است که بر مبنای موقعیت اجتماعی و اقتصادی، سکونت در شهر و روستا متفاوت می‌نماید. طبابت سنتی و گیاهی در میان زنان ایلیاتی و روستایی رایج بود. در زمان ساسانیان هنگامی که کودک به دنیا می‌آمد اعتقاد به چشم بد داشتند، مخصوصاً در سه شب اول تولد کودک بیشتر به این موضوع توجه داشتند. در آن سه شب برای دور کردن اهریمن، از آتش و روشنایی استفاده می‌کردند و نیز عصاره نبات و روغن خاصی به نام روغن بهار به نوزاد می‌چشانیدند. پرستاری از طفل و شیر دادن و پیچیدن او در قنداق می‌بایستی مطابق آداب مذهب زردشت به عمل آید و نیز برای اولین تراشیدن سر کودک قواعد خاصی وجود داشت. [ایران زمان ساسانیان و محمدی، ص۲۱۷ و ۲۱۸.]‌

 ورود خرافات به عالم پزشکی، چیز جدیدی نیست و بیشتر ناشی از ترس و کمبود اطلاعات در مورد منشأ بیماری است که البته خود نیاز به مبحثی دیگر دارد که از حوصله‌ی بحث ما خارج است. اما در تاریخ چند هزار ساله‌ی این سرزمین، که به عنوان کشوری متمدن از آن یاد می‌شود، همیشه حفظ احترام و حیثیت اجتماعی زنان به عنوان اصلی کلی مطرح و اجرا می‌گردیده است. اما در دوره‌های تاریخی مختلف روند این ارزش نیز تغییر پیدا کرده است. علاوه بر آن در بخش خرافات هم تحولاتی در افکار و عقیده‌ی زنان دیده می‌شود. یکی از زمان هایی که خرافات به میزان گسترده در کشور ما و به خصوص در حیطه‌ی علم پزشکی وارد شد، دوران هجوم اقوام ترک آسیای میانه و بعدها مغولان است. البته اصول عقاید مغولان تا قبل از ورود به ایران کاملاً مشخص نیست. آنچه که از خلال منابع و مأخذ می‌توان دریافت این است که دین غالب آن‌ها مجموعه‌ای از کارهای جادوگری و احضار روح بود که مجریان آن شمن‌ها بودند. شمن‌ها که نوعی مشاور روحانی بودند به طور کلی خرافات را رواج می‌دادند و عمدتاً به کار جادوگری می‌پرداختند. [اشپولر، ص۱۷۶‌] در مورد تشخیص و درمان بیماری‌ها هم نقش اصلی بر عهده شمن‌ها بود. هنگامی که یک نفر بیمار می‌شد ابتدا او را پیش شمن برده و او تشخیص می‌داد که بیماری او از انواع عادی بوده و یا ناشی از تأثیرات ارواح خبیثه و حلول آن‌ها در جسم بیمار است. اگر تشخیص بر نوع دوم بود آن‌گاه شمن‌ها نوع درمان را انتخاب کرده و سعی می‌کردند بر اساس آن ارواح خبیثه را از جان و روح بیمار دور نمایند. این روش‌های درمانی بسیار متفاوت و اکثراً مبتنی بر سحر و جادو بود و گاه شمن‌ها سعی می‌کردند، بیماری را از بدن بیمار خارج کرده و به بیمار دیگری منتقل کنند. به عنوان مثال هنگامی که بیماری اوکتای شدت گرفت: «تو لوی خان بر بالين او آمد و قامان چنانکه عادت ايشانست، افسون خوانده بودند و رنج او را به آب در کاسه ‏چوبي شسته تولوي از غايت محبتي که با برادر داشت، آن کاسه را برگرفت به نيازي تمام گفت…. آن آب را ‏که رنج در آن شسته بودند، باز خورد و اوکتاي ريالاآن شفا يافت و او اجازت خواسته، روان شد و بعد از ‏چند روز رنجور گشت و درگذشت.» [رشیدالدین، ۱۳۳۸، ج ۱، ص ۴۵۹‌]‌

1230011_10151701663685975_472775657_n اندیشه‌های خرافی زنان در طول تاریخ

 در همین راستا جوینی می‌نویسد: «… در شهرها و مناطق ماوراءالنهر و ترکستان اکثراً زنان مدعي ‏پري داري هستند (يعني کسانی که اجنه با آنها سخن مي‌گويد) و هر کس که بيمار شود يا ناراحتي داشته باشد، ‏ضيافتي ترتيب مي‌دهند و پري خان را دعوت مي‌کنند و به رقص مي‌پردازند تا بلکه آن بيماري و ناراحتي ‏دفع گردد. نظاير چنين خرافات و آنچنان شيوه را بيشتر مردم عوام پيروي مي‌کنند.». [جوینی،۱۳۶۲، ص۷۷‌]‌

 ورود این‌گونه عقاید خرافی در طول زمان باعث شد تا بخش اعظم دانش طبی ما تحت تاثیر این‌گونه افکار قرار گرفته و منشأ بسیاری از بیماری‌ها به سحر و جادو و موجودات وهمی، نسبت داده شود. حتی ناخوشی‌های مزمن کودکان و عدم باروری را بر اثر «چشم بد» دانسته و برای مقابله با آن‌ها فقط به طلسمات روی می‌آوردند. شاید از قوی‌ترین باورهای ایرانیان اعتقاد به نیروی چشم بد یا چشم زخم است و این مسئله را نه تنها به حسودان بلکه به ستایندگان نیز منسوب می‌کنند. اغلب ایرانیان تحسین و به ویژه ستودن یک کودک یا بنای زیبا را، بدون ذکر «ماشاءالله» انجام نمی‌دهند.[همان،ص۱۳۴.] همچنین بیماری صرع را تحت تأثیر جن می‌پندارند و به همین دلیل هم می‌گویند، فلانی دعایی است، دوایی نیست. [پو لاک، ۱۳۶۸،ص۴۲۳‌]‌

 اولئاریوس[۱] درباره‌ی یکی از معتقدات رایج درباره‌ی زنان در زمان شاه صفی صفوی (۱۰۵۲-1038هـ .ق/ ۱۶۴۲-1629م.) می‌نویسد: «… زناني ‏که درد زايمان داشته و به عللي نتوانند وضع حمل کنند، دوستان و خويشانشان به مکتب خانه رفته و براي ‏هر پسري که کار خلافي کرده و چيزي را شکسته يا ضايع کرده است، پولي به ملاي مکتب خانه مي‌دهند ‏تا آن شاگرد را تنبيه و مجازات نکند و معتقدند که با اين کار، جنين نيز از زندان شکم مادر، رها شده و ‏بيرون مي‌آيد. به همين ترتيب، گاهي پرندگاني را که در قفس و بند هستند، خريده و آزاد مي‌نمايند.». [همان، ص۴۴۲‌]‌

 شار دن درباره یکی از معتقدات خرافی زنان نازا درباره مناره ته برنجی مسجد سید احمدیان اصفهان در زمان شاه سلیمان صفوی می‌نویسد: «… زنان سترون و بانوان تازه شوهر کرده، عقيده عظيمي بدين مسجد ‏دارند و در آن مراسم خرافي بسيار خنده آوري معمول مي‌دارند، به اين ترتيب که پدر و مادر زن عقيم، وي ‏را با افسار اسبي که از روي چادر بر سرش تعبيه کرده‌اند، از خانه به سوي مسجد مي‌آورند. در دست زن ‏سترون، يک جاروي نوين و يک ظرف گلين انباشته از گردو است. وي را با چنين وضعي به بالاي مناره ته ‏برنجي هدايت مي‌کنند و او هنگام صعود روي هر پله‌اي، يک گردو مي‌شکند. مغز آن را در ظرف گذاشته، ‏پوستش را روي پله‌ها فرو مي‌ريزد و موقع پايين آمدن، پلکان را جارو مي‌کند و آن گاه ظرف و جارو را به ‏محراب مسجد مي‌برد و مغزهاي گردو را با کشمش در گوشه‌ي چادر خويش مي‌نهد و بعد راه خانه خود را ‏پيش مي‌گيرد و به مرداني که مواجه مي‌شود و از آن ها خوشش مي‌آيد، اندکي از آن گردو و کشمش ‏تعارف مي‌کند و تمني مي‌نمايد که ميل فرمايند. ايرانيان عقيده دارند که بدين طريق، سترون شفا مي‌يابد ‏و به زبان خويش آن را گره گشودن شلوار مي‌خوانند. »[مهر آبادی،۱۳۸۶، صص۴۴۲ و ۴۴۳]‌

 بنا بر گزارش کار ری[۲]، در مورد اعتقادات خرافی در مورد بچه دار شدن در زمان شاه سلطان حسین صفوی (۱۱۳۵-1105 هـ .ق / ۱۷۲۳-۱۶۹۴م.) می‌نویسد: زنان نازا برای این که بچه‌دار شوند از زیر چوبه دار مجازات مردانی که اعدام شده بودند، با دادن پولی بابت این کار به شاگرد میر غضب رد می‌شدند. عقیده راسخ دیگری که در میان زنان متداول بود این بود که اگر از روی جوی فاضلاب حمام مردانه چند مرتبه به این سو و آن سو بپرند حامله شدن آن‌ها به سرعت انجام گرفته و حتی ممکن است که این زن‌ها در حمام آبستن شوند. [همان ،ص ۴۴۴‌]‌

 یک گردشگر خارجی می‌نویسد: «بسياري از درمان‌ها از ساده لوحي تمام عيار مايه مي‌گيرد. قطعه ‏کاغذي که آيه‌اي از کتاب مقدس بر آن نوشته شده باشد. معالج تب است. اگر بر پوست تخم مرغ پخته‌اي ‏تعميدي از الله نوشته شود و آن را بيست و چهار ساعت زير بغل نگه دارند، همه دردهاي درون را درمان ‏مي‌کند.[سرنا، ص۱۳۷.] پاچه خر يا بز آبستن مي‌تواند دافعه بعضي بيماري‌ها باشد. اگر زني قطعه کوچکي ‏از پوست گرگ همراه داشته باشد آبستن نمي‌شود. در اين صورت مي‌تواند به هر نحو بخواهد، هوس‌هاي ‏خود را تسکين دهد و از عواقب آن بيمي نداشته باشد. قطعه الماسي که به گردن آويخته شود، نور چشم را ‏تقويت مي‌کند. لمس کردن اين سنگ ترس را از بين مي‌برد. هم چنين الماس دافع صرع است. بي هيچ ‏دردي موجب افتادن دندان‌هاي کرم خورده مي‌گردد و زنان آرزومند فرزند را، مادر مي‌کند. زناني که درد ‏زايمان دارند بايد نخي از ميان ريشه درونج گذارنيده و آن را روي زهدان خود بياويزند تا دردشان تسکين ‏يابد. مدفوع گرگ که با شراب سفيد مخلوط شده باشد، قلنج را درمان مي‌کند، اگر به همين معجون عسل ‏بيفزايد و آن را قرقره کند دافع درد گلوست.». [همان،ص،۱۳۸.‌]‌

1238842_10151701661895975_52675910_n اندیشه‌های خرافی زنان در طول تاریخ

 در دوره‌ی ناصری خرافات در میان تعداد اندکی از زنان روشنفکر کاسته شد. اما در مورد زنان ایلاتی هنوز ادامه داشت به خصوص که از دیدگاه آنان همه‌ی فرنگیان پزشک و جادوگر هستند. [با بن و هوسه،۱۳۶۳،ص۵۷] عین السلطنه در شرح خاطرات خود در مورد روزی که بیمار شده بود و زن‌ها برای او دواهای زنانه و آب دعا آورده بودند می‌نویسد: «نوبه و لرز، سخت شديدي کردم و پهلو درد و سرفه عارض ‏شد که نفس بسيار به سختي بيرون مي‌مد و گاهي به طوري سخت پهلو درد بر مي‌داشت که از هر ‏حرکت و گفتار تا پنج، شش دقيقه باز مي‌ماندم. با اين حالت تا دو ساعت از شب رفته که اسباب رفتن مهيا ‏شده بودم به دواهاي زنانه و آب و دعا و تربت حضرت امام خامس(ع) و آب قفل و گرد ضريح حضرت ‏معصوم (ع) اکتفا شد.». [عین السلطنه، ۱۳۷۴، ج اول، ص،۳۱۲‌]‌

   پو لاک که به عنوان پزشک در زمان ناصرالدین‌شاه در ایران اقامت داشته، می‌نویسد: «درست است كه عقيم ‏بودن زن در تمام كشورها در حكم بدبختي و نامرادي است اما اين نقص در ايران ديگر بزرگترين مصيبت‌ها ‏به شمار مي‌رود. زن عقيم تقريباً هميشه مطرود شوهر خويش است و مورد تمسخر و استهزاي ساير زنان ‏حرم قرار مي‌گيرد و در ايام پيري كه معمولاً مادر در پناه فرزند به سر مي‌برد وي لاعلاج تك و تنهاست.»‌

وی اضافه می‌کند: «مثل بقيه كشورها در اينجا هم زنانند كه بيشتر به خرافات اعتقاد دارند. بخصوص در ‏مطالب مربوط به عشق و بارداري و همچنين در باب بيماري و مرگ و مير فرزندانشان، به چشم بد باور ‏دارند و گمان مي‌كنند با جادو و جنبل مي‌توان عشق مرد را جلب يا دفع كرد. مردم به اين دعاها و طلسم‌ها ‏به ديده چيز غير عادي نمي‌نگرند ولي فهميده‌ها و تحصيلكرده‌ها لبخند مي‌زنند و مي‌گويند كار زنان است‏‏.» (پولاک، صص۱۵۳ و ۲۳۷.) مناره ته برنجی اصفهان، شیر سنگی مشهد و توپ مرواری تهران از محل‌های فرزند طلبی زنان بوده است؛ همچنان که همراه داشتن صدف و قسمت‌های قبیح بدن کفتار و خرگوش و غیره و میوه بلا در و «آويختن ‏الماس به گردن» (مادام کارلاسرنا،ص۱۲۸) امکان بارداری زنان نازا را فراهم می‌کنند.

 اما همه این‌ها نشان می‌دهد که زنان برای بقای زندگی خود که توسط فرزند آوری میسر بوده است، دست به دامان دعانویسان و فالگیران و توسل به انحرافاتی شده و می‌شوند چرا که آن را، یگانه راه حل دوری از «خطر» از دست دادن همسرانشان می‌دانند، حتا به قیمت وارونه کردن عقاید و ارزش‌های زنانه‌ای که گاه حتی در کشاکش با عقل سلیم در می‌آیند. چشم پوشی از ارزش و جایگاه والای زنانه، در واقع معادل با سلب قدرتی است که به طور سنتی سال‌هاست از زنان گرفته شده و آنان را چاه ویل خرافات گرفتار کرده است.

[مدرسه فمینیستی]

 پانوشت‌ها:

[۱]  سیاح آلمانی که در زمان شاه صفی با انگیزه‌ی تجاری به ایران آمد. سفرنامه‌ی وی در دو جلد ترجمه شده است. جهت اطلاع بیشتر بنگرید به: اولئاریوس، آدام، (۱۳۶۹) ، سفرنامة آدام اولئاریوس،ترجمه: حسین کرد بچه، تهران: کتاب برای همه.

[۲] جملی کار ری، سیاح ایتالیایی که در زمان شاه سلطان حسین صفوی به ایران سفر و درباره‌ی وضعیت ایران زمان وی صحبت کرده است. جهت اطلاع بیشتر بنگرید به:کار ری، جملی، (۱۳۴۸)، سفرنامة کار ری، ترجمه: عباس نخجوانی و عبدالعلی کارنگ، تبریز: ادارةکل فرهنگ و هنر آذربایجان شرقی.

 منابع و مأخذ:

 – اشپولر، بر تولد. (۱۳۸۶). تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی (مترجم: مریم میر احمدی). ج دوم. چ پنجم. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

– جوینی، عطا ملک. (۱۳۶۲). تاریخ جهانگشای (به همت منصور ثروت). تهران: انتشارات امیرکبیر.

– خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی. (۱۳۳۸). جامع التواریخ (به کوشش بهمن کریمی). تهران: انتشارات شرکت نسبی حاج محمد حسین اقبال و شرکا.

– پو لاک، یا کوب ادوارد،(۱۳۶۸) سفرنامه پو لاک « اﻳﺮان و اﻳﺮاﻧﻴﺎن»، ترجمه کیکاووس جهان داری، چ دوم، تهران، انتشارات خوارزمی.

– وهوسه، با بن،(۱۳۶۳)، سفرنامه جنوب ایران ، محمد محسن خان اعتمادالسلطنه، تهران: دنیای کتاب.

– سرنا، کار لا. (۱۳۶۳). مردم و دیدنی‌های ایران «سفرنامه کارلا سرنا». غلامرضا سمیعی. تهران: نشر نو.‌

– مقدم گل‌محمدی، محمد. (۱۳۸۹). مروری بر پیشینه‌ی زنان ایران در دوران تاریخ. ج اول. تهران: اقبال.

– مهر آبادی، میترا ؛(۱۳۸۶)، زن ایرانی به روایت سفرنامه نویسان فرنگی، چاپ دوم، تهران: آفرینش.  ‌

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال