In touch with Diverse Iranian Community

بحران سیاسی امروز و چشم انداز تیره فردا

0 42
[clear]
اگر عدم امکان گفت‌وگو میان رهبر و رئیس جمهور و تبدیل اختلاف‌نظر های آنان به نبرد سخنرانی‌ها، بحرانی عمیق تلقی نشود پس چه چیزی را می‌توان بحران عمیق نامید؟
حالا [از سوی رهبر] به جوانان کم تجربه و پرشور خودی آشکارا توصیه می‌شود که خودسرانه عمل کنند و به اصطلاح: ” آتش به اختیار”!

فرض کنیم آقای روحانی در سخنرانی علنی خود از یکی از وزرا انتقاد و از عملکردش اظهار نارضایتی کند و چند روز بعد هم وزیر یاد شده در سخنرانی عمومی یا در مصاحبه مطبوعاتی پاسخ دهد. آیا این اتفاق نشانه از هم پاشیدگی دولت یا دست کم وقوع بحران در آن نیست؟ قطعا هست چرا که اگر وضعیت بحرانی نباشد رئیس جمهور و وزیرش می توانند در جلسات کابینه یا در نشستی دوجانبه گفتگو کنند و به راه حلی دست یابند. پس اگر دعوا را به مطبوعات و سخنرانی های عمومی می کشانند یعنی امکان حل و فصل اختلافات از طرق و مجاری متعارف، با مکانیسمهای پیش بینی شده و در شرایط آرام برای رسیدن به نتیجه برد-برد وجود ندارد و به حد زورآزمایی برای تعیین تکلیف نهایی و حذف یکی از طرفین بازی رسیده است و این یعنی بحران.
از بهار نود و پنج تا کنون این وضعیت دوام یافته است. آیت الله خامنه ای روز هفتم شهریور نود و پنج در دیدار با هیئت دولت به آنها گفت در ” یکسال باقیمانده”! هم خود را مصروف معیشت مردم کرده و از حاشیه سازی بپرهیزند. معنای این سخن می توانست اعلام نارضایتی از تکرار دولت روحانی در انتخابات نود و شش باشد و بود. آیت الله خامنه ای در شهریور هشتاد و هفت خطاب به اعضای دولت نخست آقای احمدی نژاد گفته بود در یک سال پیش رو چنان کار کنید گویی پنج سال دیگر هستید. معنای این سخن هم می توانست تاکید بر لزوم تکرار دولت احمدی نژاد در انتخابات هشتاد و هشت باشد که بود.
در پیام نوروزی سال جاری و در سخنرانی نوروزی فردای آن در مشهد و حتی در ایام تبلیغات انتخاباتی مقام رهبری اصرار چندانی به کتمان موضع انتخاباتی خود نداشتند هر چند که چهارشنبه پیش از انتخابات موقتا آتش بس دادند و اعلام کردند هر کسی رای بیاورد برای ایشان فرقی نمی کند ( درست مثل چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت هفتاد و شش). اما پس از انتخابات حملات انتقادی دوباره از سر گرفته شد. ماجرای سند دو هزار و سی یونسکو برغم فقدان ظرفیتهای ضد تبلیغی اینچنینی همچنان کش می یابد. تنش زدایی در سیاست خارجی رسما برچسب سازش می خورد و هزینه هایش با هزینه‌های تنش‌زایی در این عرصه برابر دانسته می شود و حالا به جوانان کم تجربه و پرشور خودی آشکارا توصیه می شود که خودسرانه عمل کنند و به اصطلاح: ” آتش به اختیار”!
صرف نظر از تبعات این توصیه یک چیز روشن است. بحران سیاسی در نظام جمهوری اسلامی بسیار طولانی شده و عجالتا چشم اندازی برای حل و فصل آن مشاهده نمی شود. وقتی این ماندگاری زمانی را در کنار عمق و گستره آن لحاظ کنیم بسیار نگران کننده می شود. اگر عدم امکان گفتگو میان رهبر و رئیس جمهور و تبدیل اختلاف نظر های آنان به نبرد سخنرانی‌ها بحرانی عمیق تلقی نشود پس چه چیزی را می توان بحران عمیق نامید؟ این بحران عمیق گستردگی نگران کننده ای هم دارد. رئیس جمهور و رئیس قوه قضائیه نیز همواره جدال لفظی دارند. ائمه جمعه و به اصطلاح رهبران محلی! هم یک سویه ماجرا هستند. مهمترین نیروی نظامی کشور نیز گاه به گاه به این مجادلات سیاسی وارد شده و نگرانی ها را افزایش می دهد.
وقتی این بحران جدی سیاسی را به بحران های اقتصادی و اجتماعی ماندگار اضافه و بحران های منطقه ای را نیز لحاظ کنیم دشواری و پیچیدگی شرایط کشور بیشتر نمایان می شود.
آینده قابل پیش بینی نیست اما انتظار می رود تصمیم گیرندگان اصلی با وسواس و دقت و حساسیت بیشتری تصمیم بگیرند و اعلام کنند. در شرایط پیچیده کنونی هر تصمیم ممکن است به سرعت خارج از حوزه پیش بینی شده خودش تاثیرگذار شده و مشکلات و بحران های تازه ای ایجاد کند. هیچ خردمندی غول مطیع و فرمانبردار خود را از شیشه بیرون نمی آورد و گرنه چه بسا از دایره فرمانبری عدول کند و جهانی را به هم بریزد. والسلام

[برگرفته از صفحه فیسبوک شخصی نویسنده]

[clear]

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال