In touch with Diverse Iranian Community

بهترین فیلم‌های سال ۲۰۱۴

0 51

Cinema 2014-1

سال ۲۰۱۴ سالی پرتکاپو برای سینما بود که فیلم های بسیاری از سینماگران نامدار را بار دیگر به روی پرده آورد، از فیلم های جنجال برانگیز و چندلایه ای چون زن حشری لارس فون تریه گرفته تا شعر/ بیانیه فلسفی ژان لوک گدار در بدرود زبان.

این ها انتخاب های من است به ترتیب اهمیت از سالی که بخشی از آن را در جشنواره های فیلم گذراندم و بخشی دیگر را به نوشتن و برنامه سازی تلویزیونی در باره سینما و فیلم ها، از میان انبوه تولیدات کارخانه رویاسازی هالیوود، به نظر من این ده فیلم می توانند شمایی نسبتا روشن از آنچه سینما می نامیم، پیش چشمان ما قرار دهد.

۱ـ بدرود زبان   Adieu au Langage  (ژان لوک گدار)

چه کسی جز گدار می تواند فیلم سه بعدی بسازد که در باره فلسفه و زبان است و راکسی سگ خود گدار یکی از نقش های اصلی آن را برعهده داشته باشد؟

آخرین فیلم پیامبر سینما که همچون نقاشی اسرارآمیزی ما را از ورای داستان ظاهرا ساده رابطه یک زن و مرد به کشف پیچیده ترین معانی زندگی به مفهوم اجتماعی و فلسفی آن می برد، فیلمی که با مونتاژ وسواس گونه و کمال گرایانه ای هم ما را به فکر می برد و هم از خیالپردازی دیدن یک فیلم بیرون می کشد، تجربه دیدن این فیلم، تجربه ای بس ناب و ارزشمند است که مانند هر فیلم دیگری از گدار به مفاهیم فلسفی و سیاسی نهفته در آن دامن می زند.

گدار اشاره می کند که از ورای قواعد زبان، چیز دیگری به نام زندگی و بشر وجود دارد که در پس همه ویرانی های مدرنیته ساختار، قاعده و نظم تازه ای را می‌طلبد.

Cinema 2014-2

۲ـ پسرانگی  Boyhood (ریچارد لینکلیتر)

فیلمی منحصر به فرد در تاریخ سینمای داستانی از رشد، در واقع فیلمی ست در ستایش زندگی، تجربه کردن، آموختن و عشق ورزیدن.

یافتن هویت و خود واقعی از پس همه ناکامی ها و کامروایی های دروان کودکی و بلوغ همان دوران نوستالژیکی ست که همه تجربه کرده اند از این رو هر کسی در هر گوشه از دنیا می تواند با این فیلم و شخصیت های اصلی آن ارتباط برقرار کند و «خود» را در آنها بیابد.

۳ـ دختری که رفت  Gone Girl (دیوید فینچر)

فیلمی که براساس یکی از محبوبترین رمان های سال  های اخیر نوشته شده، قاعدتا با چالش بزرگی برای رقابت با آن هم روبرو است، اما فینچر با فیلمنامه گیلیان فلین، فیلمی ساخته است که بیش از رمان به یاد می ماند، فیلمی در باره عشق و نفرت و خط باریک آن که به سلطه و بازی کردن در چارچوب قراردادهای جهان کنونی منتهی می شود.

ازدواج در اینجا در برابر عشق و نقش بازی کردن در برابر خود واقعی نمود می یابند و آنچه مردم دوست دارند باور کنند همان بازنمایی نقش های کلیشه ای ست که رسانه های زرد به خورد آنها می دهند.

۴ـ دو روز، یک شب Deux jours, une nuit (ژان پیر و لوک داردن)

یک گزارش اجتماعی واقع گرا از زندگی در جامعه مشتری کنونی، جامعه ای که در آن همبستگی و حتی منافع صنفی قربانی خودخواهی و فردگرایی شده است، اما ساندرا که در اوج نابسامانی روانی با از دست رفتن کار و در نتیجه هویت اجتماعی و جایگاه ش در خانواده و تامین مخارج زندگی روبرو است در نهایت در می یابد که مبارزه کردن را آموخته است او در پایان این مدت زن دیگری ست که حالا می تواند روی پای خود بایستد.

 با از دست دادن کار، دنیا و زندگی به پایان نرسیده زیرا او حالا خود را قوی و با اعتماد به نفس می یابد، این شاید فیلمی ست که در چارچوب منطق ارزشی سرمایه داری متاخر باید دید.

Cinema 2014-3

۵ ـ مرد پرنده Birdman ‌(الخاندرو گونزالس ایناریتو)

ایناریتو این بار سورئالیسم و فانتزی را با زندگی یک بازیگر درهم می آمیزد تا شمایی واقعی از زندگی آشفته او در دنیای نقش های از دست رفته به دست دهد.

تلاش برای ابرقهرمان ماندن و خیالپردازی با شیوه روایت خلاقانه ایناریتو از جلمه در برداشت بلند در این فیلم طنز سیاهی را شکل داده است که نه تنها تا مدتها در ذهن باقی می ماند بلکه به گونه ای غریب شما را درگیر آن می سازد.

۶ـ زیبایی مطلق  La Grande Bellezza (پائولو سورنتینو)

اگر مفهوم زیبایی موضوع اصلی این فیلم باشد، سورنتینو شما را هم با میزانسن های خود درگیر می کند و هم با دنیای ذهنی نویسنده مشهور که در پایان میانسالی کشف می کند که زیبایی را فدای شهرت کرده است.

فیلم می تواند ادای دینی به دو فیلم مشهور سینمای ایتالیا یعنی شب (آنتونیونی) و زندگی شیرین (فلینی) تلقی شود اما در پایان شما را هم از پس خوش گذرانی ها یا روی آوردن به عرفان و مذهب با همان سوال نویسنده مشهور فیلم درگیر می سازد که دیگر نمی تواند داستانی بنویسد زیرا دیگر معانی برای زیبایی نمی یابد.

۷ـ تنها عشاق زنده می مانند  Only Lovers Left Alive (جیم جارموش)

یکی از شاعرانه ترین فیلم های سال در باره عشق دو خون آشام است، جارموش که ظاهرا علاقه بسیاری به شب و کشف رازهای آن دارد، این بار ما را در طول شب با دلدادگی دو خون آشام در کنایه ای از تاریخ همراه می کند.

جارموش با این فیلم بار دیگر به دوران اوج خود بازگشته است و چشم علاقمندان خود را به فیلمی با کنتراست ها، موسیقی گوش نواز و تصاویر مسحور کننده روشن کرده است.

Cinema 2014-4

۸ ـ نیروگاه اتمی  Grand Central  (ربکا زلوتوسکی)

مثلث عشقی میان سه کارگر که در شرایطی خطرناک در یک نیروگاه اتمی کار می کنند دستمایه اصلی برای طرح مباحث عمیق اقتصادی ـ اجتماعی ست، دومین فیلم بلند زلوتوسکی در مقام کارگردان اگرچه جایزه نوعی نگاه جشنواره کن را از دست داد اما توجه بسیاری را به این کارگردان جوان و خوش آتیه جلب کرده است.

نیروگاه اتمی، جستجوی خود و تلاش برای درهم شکستن جبر محتوم را به تصویر می کشد، تلاشی که به نظر می رسد در چارچوب  مناسبات سرمایه داری رادیو اکتیوه شدن محصور می ماند.

۹ـ مامی  Mommy (زاویه دولان)

یکی از پرافتخارترین فیلم های سال های اخیر سینمای کانادا باز هم فیلمی از زاویه دولان است که با نگاه خاص خود  به موضوعات اجتماعی، فیلم هایی متفاوت می سازد.

مامی فیلمی است که تا مدتها در ذهن باقی می ماند؛ رابطه یک مادر مجرد و پسر نوجوان ش که از پس طغیان های بلوغ ش سرانجام به مادرش نزدیک می شود، شیوه روایت و کادربندی خاص، این فیلم را به نظر من متمایز ساخته است.

Cinema 2014-5

۱۰ـ شب رنگ خواهد باخت   Night Will Fall (آندره سینگر)

یکی از درخشان ترین مستندهای امسال، براساس کشف اتفاقی راش هایی که در سال ۱۹۴۵ آلفرد هیچکاک و سیدنی برنستاین از اردوگاه های مرگ آلمان نازی کنار گذاشته بودند، ساخته شده است که یکی از تیره ترین روزگار تاریخ بشر در عصر مدرن را بار دیگر پیش چشم ما می گذارد تا فراموش نکنیم قدرت و دیکتاتوری مطلق چگونه می تواند بشریت را به تباهی بکشاند.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال