In touch with Diverse Iranian Community

ترجمه شعری از پل لارنس دانبر

0 61

ساناز مصدق، ۳۳ ساله، فارغ‌التحصیل دکترای مهندسی شیمی، Research Scientist  در Natural Resources Canada  و ساکن اتاوای کانادا. به نوشتن شعر و ترجمه شعر جهان می‌پردازد. اخیرا مجموعه‌‌ای از شعرهای شاعران معاصر و مطرح آمریکای شمالی رو به کمک دوست شاعرش بهار قهرمانی گردآوری و ترجمه و در ایران منتشر کرده‌است. پیش‌تر نیز یک مجموعه از شعرهایش به دو زبان انگلیسی و فارسی توسط اچ اند اس لندن منتشر شد.

[clear]

پارادوکس

[clear]

[clear]

شعری از پل لارنس دانبر

ترجمه‌ی ساناز مصدق

[clear]

من مادر حزنم

پایان‌دهنده‌ی اندوه

من جوانه و شکوفه‌ام

آخرین برگی که می‌افتد

[clear]

من کشیش و شاعرت هستم

بنده و پادشاه‌ات

من مرهم اشک‌های دل‌شکستگی‌ام

که با نزدیک شدنم، آواز سر می‌دهند

[clear]

سپید، دستان من‌اند

چون دانه‌ی برف

سیاه، انگشتانم

همچون‌ گِل

تاریک، اخم من است

چون نیمه‌شب

گشاده، ابروهایم

چون روز

[clear]

جدال و نبرد، گماشتگان من‌اند

چون اربابشان، فرمانم را می‌برند

من فرونشاننده‌ی شهوت‌ام

و صلح، کودک شیرخوار من است

[clear]

با من سخن بگو

به آرامی یا با ناسزا

در پی‌ام باش یا از چشمانم بگریز

 سرکرده‌ی تو‌ام در روز

و برده‌ی منی در شب

[clear]

در اعماق گور آیا تو را خواهم داشت؟

دور از ستیز و همهمه

 شاید مرا ببینی و بشناسی‌

 دیگر نه مرگ، که تنها زندگی‌ست

[clear]

شاید آنگاه برای رسیدنم آواز سر بدهی

و با نفس‌های پرشور ببوسی‌ام

در آغوشم بگیری و لبخند بزنی از این‌باور

که باید دشمن را از مرگ نجات بدهی

[clear]

به من پناه بیاور از خستگی،

آنگاه که قلب تنهات برآماسیده

من راهبر قدم‌هایت خواهم بود

و پیشگامت می‌شوم

به آنجا که زنان رویایی زندگی می‌کنند

[clear]

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال