In touch with Diverse Iranian Community

جام زهر به روایت آیت‏‌الله هاشمی

0 67

آیت‌‏الله هاشمی رفسنجانی برای آنکه روی همه را کم بکند و نشان بدهد که هر چقدر نشریات و سایت‏های ایران و دنیا تحویلش نگیرند از رو نمی‏رود، با یک حرکت انقلابی، اقدام به مصاحبه با سایت خودش کرد.

وقتی آدم با سایت خودش مصاحبه می‏کند خیالش راجع به پاسخ دادن به سئوالاتی که با مشورت خودش انتخاب شده‌‏اند راحت است. این مصاحبه که حدوداً یک کیلومتری درازا دارد، کلاً در مورد جنگ ایران و عراق است. حاج آقا، در این مصاحبه بی دغدغه به همه چیز طوری روشن جواب داده است که هیچ چیز روشن نمی‏شود. پیاز داغِ شجاعت و درایت خودش و صمیمیت بیش از حدش با حضرت امام را به قدری زیاد کرده است که اگر به حضرت رهبر بر بخورد، حق دارد. مقدار متنابهی لی‏‌لی به لالایِ هوشیاریِ حضرت امام هم گذاشته‌‏اند. در آخر ایشان می‏فرمایند که امام با آن هوشی که داشتند جملۀ نوشیدن جام زهر را درست بکار بردند.

شما آن موقع به دنیا نیامده بودید. امامِ خدا بیامرز با آن هوشی که داشتند یک جمله را درست ادا نمی‏‌فرمودند و همیشه “بِشَد و نَشَد” ایشان بر سایر افعال درست و حسابی می‏‌چربیدند. به گونه‌‏ای که اگر شما یک‌هو به دنیا می‏آمدید، چون نمی‏‌دانستید که ایشان حضرت امامند، موقع حرف زدن ایشان، از خنده روده‌‏بر می‏شدید.

آقای آیت‏الله رفسنجانی می‏گوید که طوری که آقا جمله را به کار برده بود، معنایش این بود که انتخاب کرده که جامِ زهر را بنوشد. اما آقا دایی ما، که در همۀ حالات مخالف این نظام است می‏گوید که امام اهل انتخاب منتخاب نبود و تا سمبه‏‌ای پر زور در کار نبود به جز همان چیزهایی که تناول می‌‏فرمودند چیز دیگری میل نمی‌‏فرمودند. من به او می‏گویم: “ای دایی! یعنی هاشمی رفسنجانی بلانسبت با هر کس دروغ بگوید با سایت خودش هم دروغ می‏گوید؟” آقا دایی ما که اصلاً از سنگ شدن نمی‏ترسد می‏گوید که اگر آدمی هوش داشته باشد هشت سال وقت و بی وقت نمی‏گوید: “جوانان همه بسیج بشن و ما همه ایستاده‏‌ایم تا پیروزی و تا رفع فتنه”.

من چون نتوانستم جواب دایی خودم را بدهم و عمه‏‌جان هم رفته بودند مکه، دوباره سراغ مصاحبۀ هاشمی رفسنجانی با خودش رفتم تا ببینم امامِ راحلِ با هوش، قبل از انتخاب آن نوشیدنی تلخِ تاریخی، در مورد پاهای مبارک خود که آنها را تا پیروزی و رفع فتنه، در یک کفش کرده بودند چه گفته‌‏اند. اما دیدم که این مرد محترم تا آخر مصاحبه محترم باقی مانده‌‏اند و خیلی جدی شوخی می‌‏فرمایند. شوخی هم یک خصلتی دارد که وقتی خیلی جدی باشد آدم حرصش می‏گیرد و می‏خواهد فحش بدهد. لذا من چاره‏ای نداشتم جز اینکه دوباره سراغ آقا دایی خودم بروم و از او بپرسم او که این مصاحبه را خوانده است، چرا فحش نمی‏دهد. آقا دایی ما گفت که کار از این حرف‏ها گذشته است. فحش باد هواست و کاری نمی‏کند. حضرت امام و رفسنجانی و سران سه قوه و فرماندهان و سرداران سپاه اگر بعد از بیرون کردن دشمن از کشور، به جای فحش دادن، تن به پا در میانی‏ه‌ای حافظ اسد و عرفات و پادشاه عربستان و شوروی می‏دادند و صلح می‏کردند، یک میلیون کشته نمی‏دادیم.

تا خواستم چیزی بگویم، آقا دایی که نفسی تازه کرده بود گفت: “این امام اگر از اول برج زهرمار نبود، هرگز مجبور به نوشیدن جام زهر نمی‏شد و کامِ ملت و مملکتی را زهر مار نمی‏‌کرد.”

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال