In touch with Diverse Iranian Community

خوانش شعر« اَم» سریا داودی حموله

 

 …دو حرف

از هرچه «هست»

دلالت می کند

بر این پرنده ی پنهان

که ماه کامل است!

 

سه حرف از هرچه «نیست»

دلالت می کند

به مردی دو زیست

که سایه ی زن را کشت!

 

از چهار حرف عشق هیچ نمی دانم

جز ماه

که با نام های تازه

هر گوشه ای از جهان «هست» و «نیست» می شود! ( سریا داودی حموله)

شعر«اَم»سریا داودی حموله از سه بند تشکیل شده است،که بر سه محور«زن ـ مرد» و «هست ـ نیست» و «وجود ـ موجود» می چرخد:

بند نخست از لحاظ لفظی سخن از دو حرف است که بر «زن» دلالت دارد.

بند دوم از لحاظ لفظی سخن از سه حرف است که بر «مرد» دلالت می کند.

بند سوم از تناقض بین «چهار حرف عشق» و «هست ـ نیست» مخاطب شگفت زده می شود.

مراعات نظیر هر بندی ساختار شعر را به سمت استتیک و زیباشناسی می برد. زن به علت زیبایی ظاهری به «ماه کامل» و «پرنده ی پنهان» تشبیه شده است. و این المان های عینی دیده می شوند ،پس شاعر با درایت از فعل«هست» بهره می گیرد. در عوض در بند دوم از فعل«نیست»برای مردی دو زیست استفاده کرده است که حالت کنایه دارد. مرد با وجود زن کامل می شود که اگر غیر از این باشد به نیست نزدیک تر می شود. هست(زن) از وجود و نیست(مرد) موجود می باشد؛یعنی مرد به واسطه زن معنا پیدا می کند.

لایه های شعر تفاوت ماهوی با هم دارند. متن از لایه های متضاد ولی مجزا شکل گرفته است، خودباختگی مفعولیت مرد در مقابل فاعلیت زن از واکنش های انتقادی شاعر است. طرح متن کار جسورانه ای است،لفظ«اَم» دلالت بر ضمایر فاعلی و مفهولی و مخففی برای هستم می باشد. فاعل (زن) هر دو وجه فاعلی و مفهولی را توامان دارد. جهانی که شاعر درک می کند حاصل تداعی های چندگانه می باشد.بازتابی از زندگی و همزیستی وجود و موجود با هم است. شعری جاذبه مند و فرازمینی که تمثیلی از زندگی است و وجه ایجابی آن بین دو جنس زنانه و مردانه در نوسان است.

در این شعر زن موجودی دست نیافتنی است و مرد موجودی دست یافتنی که با هر شرایطی(دو زیست) کنار می آید،تکرار هست و نیست در این شعر به ماه(یعنی زن) تعلق می گیردکه در این جهان نامتناهی اگر نیمه کامل خود را پیدا نکند سرگردان می ماند.

ماه درهر اقلیمی نامی دارد که شنیدنش برای یک سرزمین دیگر تازه و بکر خواهد بود. اشاره به هلال و بدر کامل هم دارد؛ ماه کامل (زن) در مقابل هلال(شکل ماه در سه شب اول و دو شب آخر که به شکل کمان است)

مرد دوزیست(هلالی) در مقابل زن(ماه کامل) با کمان کشی به مقابله و مبارزه می آید و سعی دارد به هر طریقی،حتی سایه ی زن را نیست کند.متن به سمت تقابل های مردانگی و زنانگی می رود.زن(موجود) سرنوشت محتوم را نمی پذیرد و با مرد دوزیست(موجود) در یک محور حرکت نمی کند.بیان موجز و فشرده و پرداخت به امور ذهنی و انتزاعی در شعر «اَم» سبب غافلگیری شروع و پایان شعرمی باشد.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال