In touch with Diverse Iranian Community

درباره شعرعکس‌های محمد آزرم

0 58

بستگی و وابستگی کلمه و تصویر؛ و دریافت‌ها و تعامل آنها با یکدیگر به صورتی دامنه‌دار در تمام فرهنگ‌ها ریشه دارد. تعامل و تقابل شعر و نقاشی و همراهی آنها با یکدیگر و به اصطلاح نگارش نقاشانه‌ی شعر (به جز مواردی كه رنگ در كنار كلمه قرار گرفت و به خلق آثار چشم‌نواز و زیبایی‌شناسانه پرداخت) منجر به تلفیق تصویر و ابعاد ذاتی كلمه؛ توجه به امكانات معنایی هر دو؛ و در نهایت با كش و قوس‌هایی، خلق «شعرمصور» یا «شعردیداری» در زبان شده است. شعر دیداری یا شعر كانكریت ژانری است در شعر، كه علاوه بر ارتباط كلامی و خواندن، بر دیدن برای انتقال معنا الزام دارد.

در شعر معاصر ایران، از بین شاعرانی كه به شعر دیداری پرداخته‌اند، شاید آثار «محمد آزرم»، با تفاوت‌ها و تلفیق‌هایی همراه بوده كه در اشعار دیگران كمتر دیده شده تا جایی كه می‌توان از او به عنوان یکی از جدی‌ترین شاعران شعركانكریت یا دیداری حال حاضر،‌ نام برد.

محمد آزرم، همان بازی‌های زبانی‌‏ای که برای شعر پیشنهاد کرده‌، در زمینه‌ی شعر دیداری نیز به کار گرفته و شعر کانکریت‌اش هم مشمول نظریه‌ی «شعر متفاوط»‌ او شده است. پرداخت آزرم به قابلیت‌های شعر و عكس، فصلی تازه در ژانر شعر گشوده و «شعرعکس» را با تفاوت‌هایی نسبت به آثار قبلی ارائه شده از جانب دیگر هنرمندان، به مخاطب عرضه کرده است.

Photopoem5 Photopoem4 Photopoem3 Photopoem2 photopoem1

هر چند تلفیق ژانر شعر و ژانر عكس، مقوله‌ی تازه‌ای نیست، اما ایجاد بیناژانر شعرعكس در حوزه‌ی شعر كانریكت، با تعریف دوباره‌ای كه «محمد آزرم» از آن دارد، توانسته نگاهی تازه به قابلیت‌های دو هنر داشته باشد. آشنایی و استفاده‌های ابزاری شاعر از هر دو ژانر، به واسطه‌ی تسلط و البته الزامی كه در این تسلط هست، هم‌چنین خلاقیت‌ها و حتی استفاده‌های كاربردی از نظریه‌ی «متفاوط» كه توسط وی ارائه شده، میزان قابل توجهی نوآوری و تازه‌نویسی را در این بیناژانر آفریده است.

در شعرعكس‌های «محمد آزرم»؛ تنها زبان و كلام نیست كه به عنوان شعر در برابر مخاطب قرار می‌گیرد. این آثار تلفیقی از عكس، گرافیك، رنگ و زبان‌اند. به نحوی كه نمی‌توان هیچ‌كدام را به تنهایی انتقال دهنده‌ی معنا قلمداد کرد و باید كلیت كار به عنوان اثر لحاظ شود. نگاه به ظرفیت‌های عكاسی، گرافیك، زبان و تعبیه‌ی معنا در تمام بافت، متن و پیرامتن اثر که به‌صورت مجموعه‌ای از آنهاست، از جمله‌ی مهمترین شاخصه‌ی آثار اوست. آزرم در مصاحبه‌ی منتشر شده در مجله‌ی رودکی، در پاسخ به هویت بیناژانر شعرعكس عنوان می‌کند: «شعرعكس بیناژانری است كه در آن كلام به عكس و عكس به كلام برای خوانده شدن، جهت می‌دهد و حذف هریك از خوانش اثر، تغییر و تقلیل معناهای كل اثر است. شعر و عكس در این بیناژانر با هم در موقعیت هنر قرار می‌گیرند و جداگانه ممكن است، بیرون از آن باقی مانند». شاعر به زیرکی مخاطب را به اثر دعوت می‌کند و در برابرش همه چیز را باز می‌گذارد تا شاید مخاطب به دریافتی برسد،‌ که همان قدر که می‌تواند صحیح باشد، همان قدر هم می‌تواند صحیح نباشد.

روشن است نوع ارتباط و برداشت مخاطب از جلوه‌های بصری یک عکس و آنچه در آن می‌بیند، در پیامی که از آن دریافت می‌کند نقش تعیین‌کننده و به‌سزا دارد. آن‌قدر که دریافت اشتباه عکس،‌ می‌تواند منجر به انتقال اشتباه پیام شود. این كلیت به جز ارتباط بصری، می‌تواند در ارتباط زبانی و نوع برداشت معنایی آن نیز صادق باشد.

نگاهی به شعرعكس‌ها نشان می‌دهد، چیزی بیش از رعایت فرم و زیبایی در چینش عناصر شعرعکس‌ها‌ وجود دارد. وحدت اندام‌وار عناصر و ارتباط هر آن چیزی كه در شعرعكس‌ها دیده می‌شود، اعم از فرستنده‌های كلامی و غیركلامی، همچنین تخیل و بعد عاطفی قوی‌تر آثار به واسطه‌ی استفاده‌ی بیشتر از تفکر بصری، به شكلی ست كه حذف هر كدام، موجب خدشه در معنا می‌شود. همین امر و نیز نوع پیام تعبیه شده در بیناژانر، آثار آزرم را از عكس‌های مرسومی كه صرفا شعر در كنار آنها قرار گرفته، دور می‌كند. در شعرعكسی با بافت بصری خشن و قوس‏دار، در عبارت «دست برای اخلاق می‏كشد» جهت كلمه‏ی «اخلاق» و كلمه‏ی «برای»  دو جهت متفاوت است؛ و با وجود درشت شدن كلمه‏ی اخلاق، به خاطر بافت كهنه و خشنی كه در شعرعكس دارد، معنای متناقضی به خود می‏گیرد. افزون بر این، كلمات در شعرعكس یاد شده چنان به هم پیوسته‏اند كه به هیچ وجه نمی‏توان بر یكی از صورت‏های همنشینی كلمات، تاكید كرد.

تنوع آثار منتشر شده در بیناژانر شعرعكس، به حدی ست كه مخاطب در مواجه و رویارویی با آن می‌تواند به فراخور داشته‌ها و هم‌چنین نشان‌ها و نمادهای ارتباطی تعبیه شده در اثر، دریافت‌های معنایی از بعضی یا تمام آثار داشته باشد. عبارت «دست برای اخلاق می‏كشد» در یك شعرعكس به «باران اسیدی» در شعرعكس دیگر، مرتبط است؛ و همین عبارت به شعرعكس دیگری كه در آن هوا بر شهری با بافت فرسوده سیمانی می‏ریزد كه حرف آخرش تغییر جهت داده است. توجه شاعر به پیرامون، به هر آن چیزی كه هر روز اتفاق می‌افتد مثل فرسوده شدن اشیا و زنگ خوردگی فلزها و هر آن چیز كه جزء اتفاقات عادی روزمره به شمار می‌رود، مثل اخبار و رویدادهای ناخوشایندی از قبیل اسیدپاشی به صورت زنان در شهر اصفهان، هم‌چنین توجه به عناصر، ترکیبات، تقابل‌ها، هنجارها و قوانین در تمام حوزه‌ها، منجر به ایده‌پردازی حداکثری در کارها شده است.

دقیق دیدن، تطبیق وجوه دیداری و شنیداری و حتی تخیل مخاطب هنگام دریافت معنا، می‌تواند جریان معناسازی در اثر را تشدید کند. شاید بتوان اینگونه بیان كرد كه تمام عناصر و ماده كارهای به كار گرفته شده در شعرعكس، قسمت‌هایی از پازل یا پازل‌هایی بهم ریخته است كه مخاطب با كنار هم گذاشتن آنها، می‌تواند به معنا برسد. مخاطب با فراست، قدرت تحلیل و استفاده‌ از داشته‌های ذهنی و عینی‌اش، می‌تواند‌ چندین پازل را بچیند و معنادهی ‌كند؛ کاری که شاعر با ترکیب نظام‌های ارتباطی مختلف و وسعت بخشیدن به معنا، انجام داده است.

پس یكی از بهترین روش‌های كشف لذت و دریافت آن در خوانش شعرعكس‌ها، تلفیق هم‌زمان دریافت معنا، از طریق دیدن و خواندن متن تنیده شده در تصویر است. شاید لازم باشد مخاطب هنگام دیدن شعرعكس، انتظار دریافت معنای متنی- تصویری را به‌صورت مكمل داشته باشد تا صرفا به آن‌چه می‌بیند، اكتفا نكند. نه عبارت‌ها، معنایی یک سویه دارند و نه تلفیق آن‌ها با بافت تصویری اغلب کهنه و خشن، اجازه‌ی یک‌سونگری معنایی را می‌دهد. نگاه به تصویر از زوایای مختلف، خوانش كلمات از تمام سمت‌های ممكن، توجه به رنگ، بافت،‌ زوایای نور، كادربندی و دیگر مواردی كه ممکن است در شعرعکس‌ها باشد، می‌تواند در تعبیر و معناسازی آن‌ها، تاثیر شایان داشته باشد. همان‌طور که در شعرعکس‌های اخیر آزرم، حروف و کلمات نیز چنان بصری شده‌اند که به جای روایت صرف، رفتارهای روایت را نشان می‌دهند. ممكن است معنا یا معناهایی از متن، با رنگ زمینه یا رنگ‌های تصویر تبادر داشته باشد، یا گوشه‌ای از تصویر مكمل قسمتی از معنای نوشتاری باشد. ممكن است جهت خطوط و یا امتداد خط افق و تلفیق آن با تنها یك كلمه از متن، منجر به تداعی یك پدیده‌ی طبیعی و دریافت پیامی از اثر شود. كافی‌است ذهن بپذیرد با اثری متفاوت و متمایز با آنچه تاكنون به عنوان شعر یا عكس، می‌شناخته روبروست تا بتواند تاثیر و تقابل هنرها را بررسی كند و به كشف و لذت برسد.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال