In touch with Diverse Iranian Community

در «سرزمین زیتون» تروریسم بنیادگرا جایگاهی ندارد

0 54
اردشیر زارعی قنواتی
اردشیر زارعی قنواتی

لبنان به عنوان کشوری که تجربه جنگ‌های داخلی و فاجعه فروپاشی حکومت ملی را برای دو دهه در کارنامه تاریخی خود دارد، بیش از هر کشور عربی دیگر در خاورمیانه بلازده امروز محتاطانه از این تجربه تلخ دوری می‌کند. هر چند که برای پایان بخشیدن به مناقشه و جنگ داخلی لبنان رهبران سیاسی – مذهبی این کشور به کمک میانجیگران خارجی فراتر از “دمکراسی مألوف” به نوعی از حکومت شراکتی و تقسیم قدرت بر اساس تکثر قومی – مذهبی گردن گذاشتند ولی به دلیل تحولاتی که امروز در منطقه می‌گذرد شاید این “پذیرش مصلحت” چندان هم به دور از منطق سیاسی نبوده است. در طی دو دهه گذشته که جنگ‌های داخلی لبنان با توافق جناح‌های داخلی و حامیان خارجی پایان یافت تا به امروز با تمام اخلالگری‌ها و تصادماتی که در مقاطع مختلف پیش آمده است، اعم بازیگران سیاسی این کشور سعی کرده‌اند از خطوط قرمز ملی و بنیان توافقات صلح عبور نکنند. تا قبل از خیزش‌های موسوم به “بهار عربی” که با مدیریت مداخله گران خارجی و نقش منفی دوگانه اسلامگرایان اخوانی – بازماندگان نظام‌های پیشینی به “خزان” تبدیل شد، در لبنان برخاسته از جنگ‌های داخلی ترور “رفیق حریری” نخست وزیر اسبق این کشور بزرگ‌ترین بحرانی بود که دولت – ملت لبنان را به مرز منازعات قومی – مذهبی کشاند. این بحران با دوراندیشی رهبران ملی و جناح‌های سیاسی این کشور تا حدود زیادی مهار گردید و تا حدودی با بریدن بند ناف امنیت لبنان از سوریه که نیروهای حافظ صلح آن بر اساس قرارداد “طائف” در این کشور مستقر بوده و بعد از ترور حریری به دلیل اعتراضات سنی‌ها و بخشی از مسیحیان مارونی که انگشت اتهام را به سمت اداره ضداطلاعات ارتش دمشق نشانه رفته بودند، مجبور به خروج از لبنان شدند، مهار گردید. تحولات لبنان و سوریه به لحاظ تاریخی هیچ گاه از هم جدا نبوده است و تحولات درهر کدام از این دو کشور همسایه تأثیر مستقیمی بر وضعیت دیگری خواهد گذاشت. به همین دلیل از سال ۲۰۱۱ میلادی که بحران سوریه از اعتراضات پراکنده دمکراسی خواهانه به سمت جنگ‌های داخلی و منازعات فرقه یی جهت گیری کرد، بیم سرایت آن به لبنان بیش از هر کشور دیگری در منطقه عربی و همسایه می‌رفت.

روز شنبه ۱۵ آگوست نیروهای امنیتی لبنان روحانی سلفی و تروریست جهادی شیخ “احمد الاسیر” در فرودگاه بیروت زمانی که با قیافه مبدل و پاسپورت جعلی قصد خروج از کشور به مقصد مصر را داشت، دستگیر کردند. دستگیری الاسیر بعد از چند ماه کار اطلاعاتی و تعقیب امنیتی انجام شد و بالاخره این رهبر سلفی و حامی گروهای تروریستی لبنانی – سوری که قبلاً به همراه ۵۴ تن از همدستان خود با حکم قضایی به اعدام محکوم شده بود، به دام افتاد. نام الاسیر به وقایع خشونت بار شهر “صیدا” گره خورده است که در سال ۲۰۱۲ با به راه انداختن یک تحصن درازمدت در مخالفت با دولت “بشار اسد” و سازماندهی سنی‌های تندروی لبنانی برای دخالت در مناقشات سوریه خود را به تیتر خبرها تبدیل کرد. دولت لبنان بر طبق معاهده طائف و سیاست اجتناب از ورود به درگیری‌های نظامی تا زمانی که تحرکات شیخ در چارچوب تحصن بود هیچ اقدامی جهت سرکوب وی و حامیان سلفی او انجام نداد. اما الاسیر که اعتراضات مسالمت آمیز در صفحه شطرنج سیاسی لبنان را برای اهداف خرابکارانه خود راضی کننده نمی‌پنداشت در ژانویه ۲۰۱۲ با عبور از تمامی خطوط قرمز جامعه چندپارچه لبنان وارد فاز جنگ‌های مسلحانه و مقابله با ارتش ملی این کشور گردید. وی که مسجد “بلال بن رباح” در شهر صیدا را تبدیل به یک دژ و ستاد نظامی کرده بود، علناً با درخواست دولت لبنان برای خلع سلاح مخالفت کرده و جنگی خونین با نیروهای ارتش را به راه انداخت که گفته می‌شود حدود ۱۸ سرباز لبنانی در این درگیری‌ها جان خود را از دست دادند. بعد از شکست نیروهای شبه نظامی و تروریست حامی الاسیر در این درگیری‌ها که منجر به فرار و اختفای وی گردید و عکس العمل به شدت محکوم کننده جامعه چندپارچه لبنان از اقدامات شیخ، خطری که می‌رفت تا ثبات و امنیت این کشور را در معرض تهدیدات واقعی و بازگشت به دوران جنگ‌های داخلی قرار دهد تا حدود زیادی مهار شد که تا به امروز با وجود همه اختلافاتی که بین جناح‌های سیاسی این کشور در مورد بحران سوریه و مناقشات منطقه یی وجود دارد، این اتحاد شکننده هم چنان حفظ شده است.

هر چند در مقطعی اقدامات الاسیر برای بعضی از جناح‌های سیاسی مخالف “حزب الله” در لبنان از جذابیت برخوردار بود اما بعد از فروغلتیدن کشورهای همسایه در منازعات فرقه یی و گسترش چشمگیر بی ثباتی در منطقه هم چون یک حباب ترکید و تنها شیخ ماند و چند همراه که هر یک پناهگاهی برای اختفای خود می‌جستند. دستگیری الاسیر در شرایطی اتفاق افتاده است که بعضی از گروه‌های تروریستی فرقه گرای سوری همچون “جبهه النصره” و دولت اسلامی “داعش” در مناطق مرزی بین دو کشور و بعضاً در درون خاک لبنان به خصوص در شهر سنی نشین “عرسال” به شدت تلاش کرده‌اند تا دامنه جنگ را به خاک این کشور بکشانند. عدم همراهی و حتی همدردی تمام جناح‌های سیاسی لبنانی نسبت به این تعرضات و همسویی تمام این جریانات با تمام تفاوت‌ها و اختلافات خود نسبت به این خطر تا حدودی در این سال‌ها توانسته است ثبات و امنیت لبنان را بیمه کند. حتی با گمانه زنی‌هایی که نسبت به ارتباط الاسیر با “سعد حریری” رهبر موروثی سنی‌های لبنان وجود دارد، با توجه به مواضع رهبران میانه روتر این جریان از جمله “فؤاد سنیوره” و به خصوص اقداماتی که گروه‌های تروریست سوری برای قتل و حذف اقلیت مسیحی این کشور انجام داده‌اند و تأثیر منفی بزرگی بر جامعه مسیحی لبنان و همپیمانان مارونی جناح حریری گذاشته است، بنیادگرایی تروریستی و امثال الاسیر در این جامعه به شدت منزوی شده‌اند. از طرف دیگر هنوز در جامعه لبنانی نقش ارتش به عنوان اصلی‌ترین رکن ملی در این کشور بی بدیل است و الاسیر همان زمانی که در مقابل ارتش قرار گرفت حکم مرگ سیاسی و محکومیت سنگین جزایی خود را صادر کرد. شیخ مطرود در زمانی گرفتار عقوبت و مجازات می‌شود که هیچ صدای قابل توجهی برای همدردی با وی در لبنان بلند نخواهد شد و این جدا از اینکه شکستی بزرگ برای اهداف تروریست‌های حاضر در سوریه برای کشاندن بحران به خاک لبنان خواهد بود می‌تواند بیمه نامه‌ی ثبات و امنیت لبنان در این جهان و خاورمیانه پرآشوب هم تلقی شود و با محاکمه و مجازات الاسیر در چارچوب اطلاعات تازه یی که کسب شده است دست ماجراجویان سلفی لبنانی را برای همیشه ببندد.

۲۵/۵/۹۴

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال