In touch with Diverse Iranian Community

دو شعر از آزاده دواچی

Azadeh-2 دو شعر از آزاده دواچی

بوی شهرم

بوی شهرم را گرفته ام
شرجی ساحلی
که آب قایقهایش را برده است
مرطوب نمی شود هوایم
پنجره ندارم
در ندارم
صورتم دربه در است انگار
بارانم نمی گیرد
شیروانی هایم را برده اند
گلهای دامنم ، تکه تکه
موهایم را کجا گذاشته ام
شهر من کجاست
خیابانم از کدام راه سبز می شود
از کدامین خط عابر بگذرم
که بر صورت این خطوط نلغزم
سنگ به دستم نمی رسد
و خیابانم خالی است
اینجا جای من نیست
نه بارانی
نه رطوبتی
و مدام دهانم تر می شود
 
از دست رفته
بگو منتظرم نباشند
نامم را از خاطر ببرند
و برایم خوابی نبینند
 بگو آسمانم بی دلیل می بارد
 کوچه هایم، بی عابر اعدام می شوند
 از هر پنجره تیر می بارد
و مادرم برهر نتی
گریه اش را می نویسد
بگو از سرزمینشان رفته ام
از سرزدن به اسطوره هایشان
از چراغ های قرمزگذشته ام
و مدا م روی خطوط سبز می شوم
بگو که حرفهایم به شهادت رسیده اند
جمله هایم در انفرادی
و کاغذهایم زندانی اند
بگو همینجا مانده ام
تا روی دلتنگی ها کم آورم
و یادم رود که اصلا نباید باشم

 

 

eada2dd329818bc8bc4ebd466ecf6226?s=100&d=mm&r=g دو شعر از آزاده دواچی

آزاده دواچی مترجم، شاعر و فعال حوزه زنان، دارای مدرک کار‌شناسی مترجمی زبان انگلیسی؛ فوق لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی، گرایش ادبیات تطبیقی ایران و فلسفه‌ی غرب است و هم‌اکنون مشغول به تحصیل در مقطع دکترای زبان و ادبیات انگلیسی در استرالیا با گرایش مطالعات فمینیسم پست کلنیال در حوزه‌ی ادبیات و نقد ادبی فمینیسم و حقوق زنان در ایران و کشورهای جهان سوم است.
از دواچی تاکنون یک مجموعه شعر به عنوان «پروانه‌ای در راه است» در سال ۸۶ منتشر شده است و دو کتاب دیگر وی در محاق توقیف گرفتار شده‌اند.
Azadeh Davachi,
Ph.D. Student
Faculty of arts, School of English Literatures & Philosophy ‎
‎ Post-colonial Feminism and Feminist Literary Criticism
University of Wollongong, Australia

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال