آشیان / تازه‌ها / دو شعر از آتوسا مولوی 
دو شعر از آتوسا مولوی
آتوسا مولوی

دو شعر از آتوسا مولوی 

 

۱

 

نام پایش بنویسیم می میریم

نام ناپذیر نامیراست|!

ناتوانی یک شاعر در سرودن

دو نعمتی است که از او دریغ شده

۱-شیزوفرنی

۲-شیزوفرنی با پلان بندی

چون فیلم هندی

چون موزیک پاپ

چون زنان هر جایی

متهمیم!!!

آسان تپانچه های پر را شلیک می کنیم

وسط دو ابروی پروردگار

اینجا شعر است

و من حتی به خودم هم تعهد ندارم!!!

پایش بیفتد

به زبان

به خودم

به تمام کس و کار بی بوته ام که جان می دهند برای سیاه بازی

به رنگ صورتی آدامسی

به لباس زیر معشوقه ی تو

تجاوز می کنم

دیگر کلمه از آن خدا نیست!!!!!!!!

وقتی سنگال فرانسه را می زند

معلوم است شعر خواندن ندارد!!!!!!

۲

 

تبعیدیم به این که نانمان توی چربی های تنمان باشد

به این که دور چشم هایمان مین گذاری شده

و به تلنگری

تمام جهان زیر سیل می رود

به تنهایی درشت

به عاطفه غلیظ

محصول جبریم در وقت اضافه

حتی زمانی که آل ما را تا سر کوچه هم نخواهد برد

باید روی مادری مان خودمان را بگذاریم

بلکه رفتگر  ما را ببرد

 

درباره آتوسا مولوی

پیشنهاد خوانش

پنج داستان ۵۵ کلمه‌ای از کتاب “زندان دیکتاتور” نوشته‌ی بهروز عرب‌زاده بهروز عرب‌زاده

  ۱. حسرتِ آغوشِ گمشده ای فضای سینه اش را آزار می داد کنار زن …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *