صفحه را انتخاب کنید

سه شعر تازه از دکتر اسماعیل خویی

سه شعر تازه از دکتر اسماعیل خویی

سه شعر تازه از دکتر اسماعیل خویی (اختصاصی شهروند بی سی)

 khoi3

سربازِ وطن
برای جمشیدِ دانایی فر،
با آرزوی شکیبایی برای مادر و خانواده‌اش،
با اندوه وهمدردی.
ا.خ

=============

“سپاه”!

 هر چند که، در کُشتنِ خلقِ آگاه،

بازوی”بسیج” است و سرِ “حزب الله”،

سربازِ وطن را نشود پُشتیبان:

گو کج بگذارد کُلهِ خویش”سپاه”!

===================

سرباز به خون تپیده

-“کشتندش؟!”این پُرسشِ جانکاهی بود

که پاسخِ ما بدان همین آهی بود.

خون‌اش به هدر تا که نمی‌رفت چنین،

کاش از پسرانِ آیت اللهی بود!

 چهارم فروردین ۱۳۹۳،
بیدرکجای لندن

====================

شاعرِ مردم

بگذار، به نام و در نشان، گُم باشم:

قربانی‌ی فرهنگِ تهاجُم باشم.

اکنون که به شعر یادی از مردم نیست،

بگذار که من شاعرِ مردُم باشم.

  پنجم فروردین ۱۳۹۳،
بیدرکجای لندن

2 نظرات

  1. راحله نجار

    آسمان شرجی شرجی ،دور و بر دریا نبود
    ابر بود و ابر بود و بوی باران ها نبود

    آب مانده پشت سدها،داخل سردابها
    هیچکس از تشنگی آن روز روی پا نبود

    پشته پشته گندم و جو کنج سیلوهای شهر
    نانی اما در بساط سفره ها پیدا نبود

    رنگ صورتها کبود و روی لبها چون کویر
    روز سختی بود اما روز عاشورا نبود

    #مجید_مومن

    Reply
  2. زهرا صادق

    مرگ می آید سحر از لای درها بی صدا

    مرگ را حس میکنم از سربداران بیشتر
    #مجید_مومن

    Reply

نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

ویدیویی

بارگذاری...

آرشیو شهرگان