In touch with Diverse Iranian Community

شعری از رضا عابد

0 75
رضا عابد

در من

زیادی نام ها بود

رنگ به رنگ شدن شمعدانی ها

کم جان نشسته

روی حصار کوچه های خیس

مرده باد بود و

زنده باد

بر دیوار های خط خطی بالا بلند

هم قد با دیوار سفید مسجد اکبریه

رسیده به ابر های کج خیالی مان

[clear]

در من

بعد از ظهر های گیج و گول بود

به حوصله ی تنگ درختان شاه بلوط

 بوته های چای وارش خورده بود

و چند کاکایی جا مانده در استخر

مخفی شده از رد نگاه ی سرخی گرفته ی شیطان کوه

یک کفتر بوقایی بود

چرخ می زد روی کاروانسرای سوخته ی شهر

[clear]

در من

لرز گرفتگی باران بود

و قصه گویی شامگاهان سپید رود

شور خوردگی صبح دریا بود و

سوال و جواب درختان لالکی

از سر شانه های جنگل به وقت غروب

[clear]

در من

خیلی نام ها بود

از همه بی نامی تو

[clear]

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال