تازه‌ترین‌ها
آشیان / ادبیات / شعر تازه‌ای از مرجان ریخته‌گر

شعر تازه‌ای از مرجان ریخته‌گر

472004_3868130022770_1964450190_o-450x262 شعر تازه‌ای از مرجان ریخته‌گر
مرجان ریخته‌گر

با باد

صدای آمدنی آمد،

در باد صدای آمدنی خندید.

دانستم این سوار بهار نیست،

باران نیست.

با چشم هام گفتم “این کیست که با من می آید،

این سوار که چنین می تازد و خاک از پسش برنمی خیزد کیست؟”

در ابتدای تماشا ایستاده بودم

 که به ابتدای تماشا با من رسید.

با من

با من خندید،

با من

 در من پیچید.

تا آمدم لب بگشایم «تو کیستی؟!»

در او هزار شقایق وحشی رویید.

درباره شهرگان

پیشنهاد خوانش

شعرخوانی شاعران آمریکایی علیه تحریم ایران به فرهاد میثمی تقدیم شد

شماری از شاعران آمریکایی غروب سه‌شنبه دو بهمن (۲۲ ژانویه) در واکنش به تحریم‌های دولت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *