In touch with Diverse Iranian Community

طنز هفته: سلام، حالتون چطوره؟

عرضم به حضور شما که من برای خودم یک خر خریدم. برای داشتن یک حیوون خونه‌گی، خر خیلی خوبه. حالا فکر نکنید رفتم یک چیزی مثل خر گداعلی با یک عالمه پالان و افسار و تشکیلات خریدم. نه بابا، از این خرای اصلاح‌شده ژنتیکیِ کوچولویِ مامان خریدم. دیروز که افسارش رو گرفتم ببرمش بیرون، جفتمون مثل خر کیف می‏کردیم. البته اون مثل خودش کیف می‏کنه. فقط من مثل اون کیف می‏کنم. خیلی مقاومت کردم که دل به حیوون خونه‌گی ندم اما خودتون می‌دونید غربت که طولانی بشه، آدم دلتنگ میشه. اونم توی این هوای پر بارون دل‌گرفته‌ی ونکوور.

Arayez-E-Yek-Sayeh-427x510 طنز هفته: سلام، حالتون چطوره؟

یک چیزی می‏گم اما شاید باورتون نشه. من با خرم حرف می‏زنم! واقعاً. می‏دونم همه با حیوون خونه‌گی شون حرف می‏زنن اما جالبیِ خری که من خریدم اینه که؛ اونم با من حرف می‏زنه! نه بابا دیوونه که نیستم اینو برم به همه بگم! که چی؟! فوری میگن دیوونه شدم. همه که مثل شما نیستن. شما میدونین که آدم با هر کسی با مهربونی حرف بزنه، حیوونم که باشه، برمی‌گرده چار کلمه جوابت رو میده. اون روزی، همین نامۀ سعید مرتضوی رو براش خوندم. از خنده روده بر شده بود. گفتم: وا! همچی می‏خندی که انگار می‏فهمی جریان چیه.

به این شاه چراغ و به اون نمکی که با هم خوردیم برگشت و گفت: هر خری میدونه که میخوان صورت مسئله رو پاک کنن و بگن نظام هیچ غلطی نکرده، هر گهی که خورده همین بابا خورده.

دیدم نه بابا عجب الاغیه! خیلی سرش میشه. کاه و جو و اینجور چیزا بهش نمیدم. به حرفاش دقت می‏کنم. اگر عمری باقی بمونه گاهی دو کلمه‏ای از خودم و خرم براتون می‏نویسم. از یک سایه بیشتر از این توقع نداشته باشین.

سایه‌تون مستدام.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال