ادبیات پیشنهاد سردبير شعر گزيده‌ها

غزل از دست رفته‌ها

Alireza-Zarrin-smaller-402x302 غزل از دست رفته‌ها
علیرضا زرین

عمری گذشت و شوق غزل ها ز دست رفت
کندو شکست و شهد عسل ها ز دست رفت

ما غرق  فکربوس و کنار همیشگی
غافل که وقت راه عمل ها ز دست رفت

می خواستیم تا که به اوجی سفر کنیم
پایی نماند و حس جبل ها ز دست رفت

مایی که در مخاطره ی عشق پر زدیم
ماندیم و بخت باز اجل ها ز دست رفت

آغوش بر گشاده  به سویش شتافتیم
از ما برید و بزم بغل ها ز دست رفت

ای بی بدیل در گذر صحنه های عشق
آثار ناب شور بدل ها ز دست رفت

ای کاروان به سوی کجا راه می بری
مقصد کجاست تا که جمل ها ز دست رفت

نقدی که داشتیم به پایت نهاده شد
افسوس اعتبار محل ها ز دست رفت

آن آرزو ی ما به تباهی بدل شده است
یا آن که کل گنج امل ها ز دست رفت؟

جز عشق و جز امید به جانم نمانده است
زرین دگر توان جدل ها ز دست رفت

ژوییه‌ی ۲۰۱۵

Related posts

کليد در دست روحانی است

شهرگان

شعری از شورا عسکرزاده 

شورا عسکرزاده 

دو شعر از آزاده فراهانی

شهرگان

1 نظر

علي رادبوي 14 آگوست, 2015 at 10:08

ما غرق فکربوس و کنار همیشگی
غافل که وقت راه عمل ها ز دست رفت

تازه ما اين را هم نداشتيم چي بگوييم زرين جان؟

عالي بود دست مريزاد

پاسخ

اظهار نظر