In touch with Diverse Iranian Community

قدرت واقعی ادبیات: گزارشی از سخنرانی دکتر آذر نفیسی در مرکز ویلرسنتر ملبورن

0 56
آزاده دواچی
آزاده دواچی

هفته‌ی گذشته شهر ملبورن در استرالیا برای اولین بار میزبان یکی از نویسندگان ایرانی- آمریکایی‌، دکتر آذر نفیسی بود‌. این برنامه که از سوی بنیاد در دو روز متوالی برگزار شد و به سخنرانی دکتر نفیسی در خصوص نقش ادبیات در سیاست و همینطور انتشار کتاب جدید شان اختصاص یافت. یکی از دستاوردهای این نشست معرفی آثار آذر نفیسی به جامعه‌ی ادبی استرالیا بود.

معرفی مرکز ویلرسنتر: 

ویلرسنتر یکی از بزرگترین مراکز نشر کتاب و مرکز گردهمایی نویسندگان بزرگ در استرالیا است. این مرکز که در ملبورن واقع است و در سایت خود را اینگونه معرفی کرده‌اند: ویلر‌سنتر جایی برای ارائه‌ی اثر در هر حوزه‌ی ادبی است‌.

در سال ۲۰۰۸ ملبورن لقب شهر یونسکو ادبیات نام گرفت و این شهر مرکز کتاب‌ها‌، نوشتن و ایده‌های مختلف شد و زمینه ‌را برای رشد گروه‌های ادبی و هنری فراهم کرد‌. هدف این مرکز در کنار سایر مراکز ادبی در ملبورن آشنایی و معرفی ‌نویسندگان‌ از گروه‌ها و با موضوعات مختلف است‌، خانه‌ای برای گفتگوهای هنری که برای جامعه‌ی ادبی ملبورن و استرالیا ارزشمند است

این مرکز که به نوعی وابسته به کتابخانه‌ی مرکزی ملبورن هم هست، اولین‌بار توسط مارین و تونی ویلر اهدا شد و از آن پس به عنوان مرکز ویلر نام گرفت‌. اولین همایش عمومی این مرکز در سال ۲۰۱۰ شکل گرفت و از آن پس محلی برای شکل‌گیری و رشد ادبیات و هنر در حوزه‌های مختلف در استرالیا گشت‌.

wheeler center

بر طبق گفته‌ی مسئول این مرکز‌، تلاش ویلر‌سنتر تقویت گفتمان در طیف وسیعی از موضوعات است که شامل ادبیات‌، مسئولیت اجتماعی‌، سیاست‌، حق تالیف‌، فضای شهری‌، و همین‌طور داستان‌سرایی اب اورجینال‌هاست‌. هر ساله بر تعداد مخاطبان این مرکز افزوده می‌شود‌، بر طبق گفته‌ی این مرکز ‌نویسندگان و اندیشمندان پیشرو‌ زیادی در همایش‌های این مرکز شرکت کرده‌اند‌، از سال ۲۰۱۰ تا‌کنون این مرکز بیشتر از ۱۸۰۰ سخنران داشته است که به ایراد سخنرانی در حوزه‌های مختلف ادبیات و هنر پرداخته‌اند‌.

نقب زدن  و در هم‌ریختن‌: نقش رادیکال ادبیات‌، عنوان سخنرانی دکتر آذر نفیسی در این مرکز بود‌. کتاب لولیتا خوانی در تهران که بیش از ده سال گذشته برای نخستین بار منتشر شد‌، روایت زندگی دکتر نفیسی از انقلاب و تجربه‌ی تدریس در دانشگاه در سال‌های اولیه انقلاب است‌.  روایت آذر نفیسی از تجربیاتش روایتی متفاوت است که او جدا از تمامی فشارهای دهه‌های اولیه انقلاب‌، به تدریس ادبیات انگلیسی در دانشگاه می‌پرداخت‌. دکتر نفیسی در این کتاب، لولیتا خوانی در تهران‌، ‌روایت دگرگونه‌ی خود را از زندگی‌اش در تهران در دوران سانسور‌، وحشت و زندان بیان کرده‌است‌. او نشان می‌دهد که چه‌طور بر خلاف همه‌ی جوخه‌های اعدام و سانسور، او گستاخی بزرگ را به دانشجویان مشتاقش درس می‌داد‌.

آخرین کتاب او تحت عنوان جمهوری تخیل‌: آمریکا در سه کتاب،  به نوعی پاسخ او به کارهای قبلی‌اش است‌، کتاب لولیتا خوانی در تهران برای ایران است و کتاب جمهوری تخیل برای آمریکا.

دکتر نفیسی در کتاب جمهوری تخیل، مخاطب را به سمت کشور ایده‌آل خودش می‌برد‌. کشوری که برای ورود به آن نیاز به پاسپورت نیست، بلکه تنها لازمه‌ی ورود به آن ذهن باز و تمایل برای رویا پردازی است‌.

در این کتاب دکتر نفیسی روایت می‌کند که چه طور ادبیات نقش مهم و حیاتی را در جوامع دموکراتیک ایفا می‌کند‌. آذر نفیسی با اشاره به تجربیات شخصی زندگی‌اش در آمریکا و ایران در این جلسه که در‌خصوص کتاب تازه‌اش برگزار‌شده بود به نقش تخیل و تصویر‌سازی و خطرات سایسی و اقتصادی زندگی در جوامعی اشاره کرد که فاقد هر نوع نگاهی‌ هستند و نمی‌توانند تصوری از انسایت در دوران آشوب در این کشورها به مردمان خود ‌ارائه بدهند‌، در چنین موقعیت حساسی ادبیات نقشی حیاتی ایفا می‌کند‌.

در این جلسه‌ی سخنرانی که به همت بنیاد ویلر در دو مرکز ملبورن برگزار شد‌، ‌دکتر نفیسی به توضیح در باره‌ی انگیزه‌ی خود برای نوشتن ادبیات اشاره کرد‌. برطبق نظر او ذهنیت و ایده اصلی ادبیات دیدن واقعیت از دریچه‌ی حقیقت و درستی است. حقیقتی که دیدنش بدون تصویر‌سازی و تخیل ممکن نیست‌. ماهیت ادبیات طبق نظر دکتر نفیسی چیزی جز سوال کردن در مورد خودت نیست‌، نه سوال کردن در خصوص دنیای پیرامون، بلکه شناختن و باور‌داشتن به خود و راستی و همین از طریق پردازش به خیال و برهم زدن مرز میان خیال و واقعیت به‌وجود می‌آید‌.

بر‌طبق گفته‌ی دکتر نفیسی از طریق داستان است که ما می‌توانیم همه‌چیز را ببینیم. دنیای واقعی را بهتر و به وضوح‌تر می‌توان از راه ادبیات و تصویر‌سازی دید.

وقتی که در خصوص کتاب اول‌، یعنی لولیتا خوانی در تهران از دکتر نفیسی پرسیده شد در پاسخ گفتند که لولیتا خوانی در تهران به نوعی عکس‌العمل به مردم آمریکا در خصوص ایران بود‌، چرا که خیلی از مردم در آمریکا دید درستی نسبت به ایران ندارند.

این امر در مورد شناخت غربی‌ها از زن ایرانی هم صادق است‌، تعریف زن غربی در ایران بسیار متفاوت است با آن زنی که از سوی دولت ارایه می شود اما از سوی دیگر نگاه متفاوت غرب به زن ایرانی همواره با نگاه سنتی آمیخته است‌، غربی‌ها عموما تصویر زن ایرانی را با زن سنتی می‌آمیزند غافل از اینکه زنان در ایران با آن تصویر سنتی خیلی فاصله دارند‌.

عموما غربی‌ها به دنبال وارد کردن الگو به زن در ایران و کشورهایی از این دست هستند، الگوهای رهایی‌بخش غافل از اینکه زنان در ایران خودشان الگوهایی برای جنبش دارند‌. نمونه‌ی آن طاهره قره‌العین است که آغاز‌گر جنبش زنان در ایران بوده است‌. به همین دلیل بر خلاف تصورغربی‌ها زنان در ایران نیازی به الگو گرفتن از غرب ندارند، بلکه تاریخ ایران سراسر از زنان پیشرو است

دکتر نفیسی سپس از مادرش‌، از زنانی در ایران گفت که وقتی در بعضی جاها زنان هنوز حق رای نداشتند، مادرش نماینده‌ی مجلس بوده است‌.

دکتر نفیسی سپس با بیان روایت طاهره قره‌العین توضیح داد که چگونه در کتابش به همین نوع از برداشت متفاوت از زنان می‌خواسته برسد و قصد داشته تا این برداشت را از طریق ادبیات بیان کند‌.

سوال بعدی از دکتر نفیسی در خصوص نقش ادبیات در جوامع مدرن بود‌، دکتر نفیسی با بیان و اشاره به تجربیات خودش گفت که دنیایی که از طریق ادبیات ارائه می‌شود‌، دنیای متفاوتی است، دنیایی که نمی‌تواند وجود‌داشته باشد اما ما آن را از طریق ادبیات می‌بینیم‌. دنیای درونی ما که به بیرون راه می‌یابد.

دکتر نفیسی روایت خود را از دوستش فرح بیان کرد، دوستی که بیان داستان او به او توانایی خلق دنیای متفاوتی را داده‌است.  فرح شخصیت مورد علاقه و صمیمی‌ترین دوستش بوده‌است که در همان سال‌های اولیه انقلاب همسرش را در اعدام‌های سیاسی دهه‌ی شصت از دست می‌دهد و همراه با دو فرزندش از مرز ترکیه از ایران خارج می‌شود اما دوباره هر دو یکدیگر را در آمریکا ملاقات می‌کنند‌.  شخصیت فرح که در داستان لولیتا خوانی در تهران خلق شده‌است، شخصیتی واقعی است که در دنیای واقعی نویسنده وجود داشته است‌، همین شخصیت است که انگیزه خلق داستان در خصوص زنان در سال‌های اولیه انقلاب می‌شود.

دکتر نفیسی در خصوص نقش پررنگ ادبیات اشاره کرد که ادبیات بازتاب روایت‌های واقعی است که وقتی کسی آن را می‌خواند خودش را در آن احساس می‌کند مانند اولین کتابش لولیتا خوانی در تهران که وقتی مخاطب آن را می خواند همان تجربه‌ها را در مقابل چشمانش می‌بیند‌. این ادبیات به خصوص در ایران نقش قوی را بازی می‌کند. نویسنده در نوشتن است که می تواند دنیای بیرون را به درون ببر‌د و در مورد مسائلی نظر بدهد که در دنیای واقعی نمی‌توان در مورد آنها نطر داد و تصورشان کرد‌. دکتر نفیسی تاکید کرد که خطر ادبیات دانستن واقعیت است و شاید به همین دلیل است که در کشوری مثل ایران برای پوشاندن حقیقت ادبیات سانسور می‌شود‌.

دکتر نفیسی در پایان این سخنرانی به اهمیت رابطه‌ی میان تخیل‌، ادبیات و انسانیت پرداخت و اذعان کرد که قدرت ادبیات در اتصال میان هنر و انسانیت است و همین قدرت ادبیات را افزایش می‌دهد و مسئولیت نویسنده را بالا می برد‌.

پایان جلسه همراه با پرسش و پاسخ حاضران بود که در آن سوال‌هایی در خصوص کتاب اخیر دکتر نفیسی و همین‌طور نگاه او به استرالیا پرسیده شد‌.

پی‌نوشت‌: 

http://www.wheelercentre.com

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال