In touch with Diverse Iranian Community

كودكان و نوجوانان کار و خیابانی در ایران – ۱

1 35

 مقدمه

12 ژوئن ( 23 خرداد ) روز جهانی مبارزه با استثمار کودکان است. برای فعالین اجتماعی و مدافعین حقوق کودک توجه نشان دادن به چنین روزهائی از سال، بسیار حائز اهمیت است! زیرا در چنین روزی مشخصاً به زندگی کودکان کار و خیابانی توجه بیشتری صورت می گیرد و همین امر می تواند موجب ایجاد فرصت و فضائی مناسب برای برجسته کردن وضعیت ناهنجار و پر رنج زندگی کودکانی شود که می بایست در یک شرایط عادلانه و انسانی آموزش و تربیت شوند و برای ساختن ایران آزاد و دمکراتیک آینده تلاش کنند. اما آنها با وضعیت سختی که در زندگی دارند نخواهند توانست نه در امروز و نه در فردای ایران از شانس برخورداری از یک زندگی انسانی و شرافتمندانه برخوردار شوند و جامعه بدین ترتیب با آسیب های بسیاری عدیده ای مواجه می شود.

همه شواهد موجود نشانگر این واقعیت تلخ است که آنها نه تنها نمی توانند تصویری نسبتاً خوب و شکوفا از آینده داشته باشند بلکه در زندگی امروز خود نیز با خستگی و رنج بسیار، روزها را پشت سر می گذرانند. برای آنها تصویر دنیای آینده مبهم و تاریک است و جز دشواری، تحقیر، آزار و اذیت و پژمردگی زودرس، تجربه دیگری را در زندگی نمی بینند. پرداختن به موضوع کودکان کار و خیابانی بسیار حائز اهمیت است و می بایست از هر فرصتی برای برحسته کردن زندگی بسیار دشوار آنها، تلاش ها را دو چندان کرد. با این نگرش تصمیم گرفتم بار دیگر به بررسی وضعیت کودکان کار در ایران بپردازم و حاصلش مقاله زیر شد.

در نوشته ای که در ادامه می آورم تصویری از کودکان کار آماده است که بسیار صمیمی و ساده از زبان کودکی دیگر بیان شده است. مناسب دیدم با این مقدمه نوشته ام را شروع کنم:

“دوست من، ديروز وقتي ازخيابان مي گذشتم تورا ديدم که با ساک كوچكي ازوسايل نقاشي ات درگوشه وكنار خيابان درگرما و دود و دم نشسته اي و كارمي كني. امروز من با كيف مدرسه ام با حجمي از دفتر و كتاب و مداد به مدرسه مي روم تا درس ياد به گيرم. اما تو هنوز هم، در خيابان نشسته اي و كار مي كني. من به كلاس مي روم و در كنار دوستانم مي نشينم. درس مي خوانم. نقاشي مي كنم. علم ياد مي گيرم و به خانه ام باز مي گردم تا در كنار پدر و مادرم غذايي گرم بخورم، رشد كنم و بزرگ شوم. اما هنوز تو درخيابان نشسته اي و كار مي كني. مادرم مرا به پارك مي برد. با هم بازي مي كنيم. من تاب سوار مي شوم. ترانه شادي مي خوانم و روز خوبي را مي گذرانم و بعد به سوي خانه برمي گردم. اما هنوز هم تو در خيابان نشسته اي و كار مي كني. فردا درس انشاء داريم. موضوع انشاء ما اين است ” علم بهتر است يا ثروت “. ياد تو افتادم كه هيچ كدام آن را نداري. اصلا براي تو فرقي هم مي كند كه كدام يك بهتر است. من يك سال بزرگ شدم و به كلاس بالاتر رفتم، اما نمي دانم تو به چه چيز بالاتري در خيابان مي رسي.

دوست من خيلی دلم مي خواهد تو هم مثل من درس بخوانی، بازی كنی، شاد باشی و برای همين از پدر ومادرم وهمه معلم هايم وهمه هم كلاسی هايم خواستم تا فكری به حال شما بكنند و شما را از اين وضع نجات بدهند تا شماهم مثل ما احساس شادمانی بكنيد و ازكودكی خود لذت ببريد و به آينده اميدوار باشيد”.

به اميد آن روز

(خبرنامه انجمن ملی حمایت از حقوق کودکان در ایران، شماره 42 سال پنجم، مهرماه1378)

آمارهای جهانی در مورد کودکان کار و خیابانی

تمام آمارهاي بانك جهاني، صندوق بين المللي پول، يونيـسف، … اين واقعيت را به تصـوير مي كشند كه كشورهاي بدهكار، همگي داراي وضعيت كمابيش نامناسبي به لحاظ اقتصادي هستند. در اين جوامع رواج كار كودكان به دليل رشد جمعيت، تشديد فقر، بيكاري، تورم، … از رونق بيشتري بر خوردار است.

طبق آمارهايي ارگان های فوق، بيش از سه چهارم كل جمعيت تقريباً شش ميليارد نفري جهان در كشورهاي جهان سوم و كمتر از يك چهارم در كشورهاي پيشرفته زندگي مي كنند. نرخ زاد و ولد و مرگ و مير در اين دو گروه از كشورها به نحو چشمگيري متفاوت است. نرخ زاد و ولد در كشورهای كمتر توسعه يافته به طور كلي بسيار بالاست، يعني در حدود 30 تا 40 نفر در هر 1000 نفر، در حالي كه در كشورهاي توسعه يافته كمتر از نصف اين رقم است. نتيجه اصلي نرخ بالاي زاد و ولد در كشورهاي در حال توسعه اين است كه نسبت كودكان پايين تر از 15 سال تقريباً نصف كل جمعيت اين كشورهاست، در حالي كه در كشورهاي پيشرفته اين نسبت تقريباً يك چهارم كل جمعيت است. به اين ترتيب، در اكثر كشورهاي در حال توسعه، تعداد كودكاني كه بايد توسط نيروي كار فعال نگهداري شوند به طور نسبي تقريباً معادل دو برابر تعداد كودكاني است كه در كشورهاي ثروتمند می باشند. در ضمن در حدود 250 ميليون كودك در جهان به دليل شرايط بد اقتصادي مجبور به كار در شرايط دشوارهستند که بیشتر این جمعیت را دختران زیر 16 سال تشکیل می دهند. درحال حاضر از رقم فوق 61% در آسيا، 32% در افريقا و 7% در امريكاي لاتين به كار گرفته شده اند، كه از این 250 ميليون كودك در حدود 120 ميليون نفر بصورت تمام وقت به كار اشتغال دارند. در گزارشی که توسط یونیسف در سال 2005 در برلین در خصوص وضعیت کودکان در جهان انتشار یافته، چنین آمده است: « بیش از یک میلیارد دختر و پسر در جهان از امکاناتی چون آب آشامیدنی، دارو، تغذیه کافی، مدرسه و همین طور از داشتن سقفی بر بالای سرخود محروم می باشند. به گزارش یونیسف، سالانه یک‌میلیون و 200 هزار کودک در جهان توسط گروه‌های قاچاق انسان ربوده و قاچاق می‌شوند و براساس نظر حقوقدانان بین‌اللملی، بیشتر کودکان قاچاق شده در کارهای فساد و فحشا مورد استفاده قرار گرفته و از آنها به عنوان «ابزار جنسی» استفاده می‌شود، در حدود 2 میلیون نفر از آنها، قربانی انواع خشونت‌ها می‌شوند و یک ‌ششم کودکان جهان، «کودکان کار» هستند. بر پایه گزارش سالانه صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل، به علت آنکه کودکان جزو نیروهای کار بسیار ارزان و حتی مجانی محسوب شده یا براحتی مورد سوءاستفاده جنسی قرار می‌گیرند، تقاضا برای آنها بسیار زیاد است و از این رو بیشتر قاچاقچیان انسان به قاچاق کودکان بویژه در مناطق محروم، توسعه نیافته و فقیر با توجه به سودآور بودن این کار روی می‌آورند. نکته تاسف‌آور این است که قاچاق کودکان به عنوان ابزاری انسانی در برخی از کشورهای جهان به عنوان یک صنعت برای «جذب گردشگر» تبدیل شده، به طوری که بررسی‌ها نشان می‌دهد 30 تا 35 درصد از کودکانی که به عنوان کارگران جنسی فعالیت می‌کنند در رده سنی 12 تا 17 سال هستند. در جهان تجاوزات جنسی در صدر عوامل مرگ و میر کودکان زیر 15 سال محسوب می شود.

آمارها بیانگر این واقعیت هستند که در بسیاری از مراکز مختلف جهان به دلیل جنگ های قومی، وضعیت کودکان بدتر از قبل شده اسـت. بر اساس گزارش یونیسف، وضعیت کودکان در کشورهای در حال توسعه و فقیر جهان بسیار بحرانی تر از قبل توصیف شده است. طبق گزارش مذکور، در حدود 75میلیون کودک در دنیا اصلا به مدرسه نمی روند و 640 میلیون کودک در سراسر جهان بی سرپناه هستند. 400 میلیون نفر به آب آشامیدنی دسترسی ندارند و 150 میلیون کودک زیر 5 سال از سوتغذیه رنج می برند و نیز هر ساله بیش از 10 میلیون کودک جان خود را بر اثر ابتلا به بیماری های قابل پیشگیری از دست می دهند. در حدود بیش از 120 میلیون کودک در جهان که در سنین مدرسه هستند، هرگز به مدرسه راه پیدا نمی کنند. در ضمن نزدیک به دو میلیون کودک در جریان جنگ های 10 ساله اخیر جانشان را در جهان از دست داده اند. بر اساس ارزیابی و برآورد یونیسف، سالانه در حدود 40 تا 70 میلیارد دلار نیاز به بودجه است تا بتوان میزان مرگ و میر در کودکان و مادران را به طور محسوسی کاهش داد و برای همه کودکان، امکاناتی نظیر مدرسه و آب آشامیدنی سالم فراهم کرد. این در حالی است که هزینه های نظامی کل کشورهای جهان به بیش از 965 میلیارد دلار بالغ می شود. پس با تکیه به آمار فوق می توان دید که چگونه جهان این چنین ظالمانه و بی رحمانه کودکان را مورد بهره کشی مالی و جنسی قرار می دهد و دولت مردان جهان برای بهبود شرایط زندگی اقتصادی و اجتماعی این کودکان کار، پروژه و یا برنامه وسیعی را انجام نمی دهند و این چنین روز به روز بر آمار آنها در جهان، افزوده می شود.

تعريف كودك در کنوانسیون حقوق کودک و در قوانین ایران

كودك در ماده اول كنوانسيون حقوق كودك مصوب سال 1989 چنين تعريف شده است :” منظور از كودك افراد انساني زير سن 18 سال است مگر اينكه طبق قانون قابل اجرا در مورد كودك، سن بلوغ كمتر تشخيص داده شود‏”. اما در كشورمان ايران، شروع كودكي طبق ماده 956 قانون مدني رژیم جمهوري اسلامي چنين مي باشد:” اهليت براي دارا بودن حقوق، با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام مي شود”. سپس در تبصره يك از ماده 1210 قانون مدني چنين مي خوانيم :” سن بلوغ براي پسر 15 سال تمام قمري و براي دختر13 سال تمام قمري است، تشخيص سن افراد از روي شناسنامه خواهد بود”. دولت جمهوری اسلامی ايران از سال 1370 به جمع کشورهای امضا کننده کنوانسيون مربوطه پيوست. اما مجلس شورای اسلامی با تصویب ماده ای‌حق جمهوری اسلامی برای نادیده گرفتن این کنوانسیون را در مواردی که مفاد این کنوانسیون در تعارض با “قوانین داخلی ‌و موازین اسلامی” باشد به رسمیت شناخت. از جمله مفادی که با “موازین اسلامی” تعارض دارد تعریف از کودک است. پديده کودکی در ايران از ابعاد مختلف از ابـهام و ناروشنی بسياری برخوردار است. در واقع پیوستن مشروط ایران به کنوانسیون به این معنی است که مفاد آن در هر مورد و هر زمان در تعارض قوانین داخلی و موازین اسلامی باشد، از طرف ایران اجرا نخواهد شد. این موارد هر چند در ظاهر امرغیر قانونی و در تعارض با مفاد کنوانسیون نیست ولی عملا در مواردی از جمله تعیین سن کودکی، تبعیض ( طفل متولد از رابطه آزاد مردان و زنان)، دیه دختر و پسر(ماده 300 قانون مجازات اسلامی) و همچنین تبعیض بین کودکان بر حسب مذهب، خانواده، مسلمان یا غیر مسلمان یا مهاجر خارجی بودن و مواردی از این قبیل با مفاد کنواسیون در تعارض کامل است. پذیرش مشروط این کنوانسیون توسط دولت جمهوری اسلامی و گنجاندن ماده و تبصره هایی به تمامی ماده های آن از جمله؛ تعریف کودک، عدم تبعیض بین کودکان، رعایت منافع کودکان، حق حیات، حق کسب هویت، حق زیستن با والدین، حق ورود یا ترک کشور به منظور پیوستن به والدین، حق ابراز عقیده، حق دسترسی به اطلاعات، حق آزادی تفکر و مذهب، مسئولیت مشترک والدین، ممنوعیت رفتار خشن با کودکان، امکان زیستن در خانواده، حق کودکان پناهنده، کمک به کودکان معلول، حق برخورداری از بالاترین استاندارد و زندگی مناسب، حق آموزش و تحصیل و همچنین عدم توجه به بعضی از حقوق ابتدایی کودکان از جمله “حق تفریح و بازی”، عملا اجرای کنوانسیون حقوق کودک را در ایران با مشکل اساسی روبرو کرده است. در ضمن برای مرکز آمار ایران مفهوم کودک تنها برای افراد زیر 10 سال بکار برده می شود. چنین سیاستی موجب شده که بخش قابل توجهی از کودکان ایران، کودک تلقی‌نشده و به حساب نیایند.

 

شرايط قانوني کار کودکان و نوجوانان

لزوم حمايت از کودکان در قبال خطرات ناشي از کار و اتخاذ تدابير کافي، جهت معاينه پزشکي کودکان، براي تحقق استعداد جسماني آنان، همواره مورد توجه محافل بين المللي بوده و در تمام کنفرانس هاي عمومي سازمان بين المللي کار در سالهاي 1999، 1921، 1946، 1965، … به اين امر توجه شده و قوانيني را در اين خصوص وضع نموده اند. اما حکومت اسلامي ايران به هيچيک از اين قوانين و مصوبات سازمان بين المللي کار که در مورد آزمايشات طبي در زمينه توانايي کارگران جوان از لحاظ اشتغال به مشاغل گوناگون صادر شده، ملحق نشده است. و در هيچ يک از قوانين داخلي، حمايت ويژه اي از کودکان در اين گونه امور نشده و اگر هم در موارد مشخصي مقررات بهداشتي و حمايتي وضع شده تنها ناظر به کليه کارگران بوده و نظر خاصي به کودکان کارگر نداشته است. با توجه به بنيه جسمي کودکان و جهت ايجاد امکانات لازم براي پرورش جسمي و روحي آنان، کار در ساعات شب مي بايستي براي آنها ممنوع گردد. طبق مصوبات قوانين 1948 سازمان بين المللي کار، از ساعت 10 شب به بعد، کار کردن کودکان کمتر از 18 سال ممنوع مي باشد و در مورد اطفالي که 16 سال کمتر دارند، اين ممنوعيت شامل مدت زماني به طول 12 ساعت متوالي بين 10 شب تا بامداد خواهد بود. اما شب و روز طبق ماده 53 قانون کار چنين تعريف شده است: “کار روز، کارهايي است که زمان انجام آن از ساعت 6 بامداد تا 22 مي باشد و کار شب کارهايي است که زمان انجام آن بين 22 تا 6 بامداد قرار دارد”. و نيز در ماده 83 قانون کار ايران مي خوانيم: “ارجاع هر نوع کار اضافي و انجام کار در شب و نيز ارجاع کارهاي سخت و زيان آور و خطرناک و حمل بار با دست، بيش از حد مجاز و بدون استفاده از وسايل مکانيکي براي کارگران نوجوان ممنوع است.” در ضمن کارگر نوجوان طبق ماده 80 قانون کار چنين تعريف شده است: “کارگري که سنش بين 18 تا 15 سال تمام است کارگر نوجوان ناميده مي شود…” پس با اين حساب ارجاع هر نوع کار اضافي به کارگران کمتر از 15 سال ممنوع است.

کارفرمايان مي توانند طبق ماده 59 و 60 قانون کار در صورت بروز حادثه و يا لزوم تعميرات ضروري در کارگاه و ماشين ها و هم چنين در موارد پيش آمدن حالت فوق العاده، استثناً با پرداخت اضافه دستمزد قانوني از وجود کودکان کمتر از 18 سال و حتي زير 15 سال استفاده کنند و هر کسي هم که از وضعيت کار کودکان مقداري اطلاع داشته باشد خواهد ديد که کارفرمايان با توسل به اين دو ماده چه فشارهايي را بر کودکان وارد مي آورند و هيچ ارگاني نيز در وزارت کار وجود ندارد که اين وضعيت را کنترل کند و کارگر خردسال براي حفـظ کار خود حاضر به قبول هر گونه تضيقي است.

در خصوص مزد و حقـوق کارگران در ماده 41 قانون کار مي خوانيم: “شورايعالي کار همه ساله موظف است، ميزان حداقل مزد کارگران را براي نقاط مختلف کشور و يا صنايع مختلف با توجه به معيارهاي ذيل تعيين نمايد: الف) حداقل مزد کارگران با توجه به درصد تورمي که از طرف بانک مرکزي جمهوري اسلامي اعلام مي شود؛ ب) حداقل مزد بدون اينکه مشخصات جسمي و روحي کارگران ويژه گي هاي کار محول شده را مورد توجه قرار دهد بايد به اندازه اي باشد تا زندگي يک خانواده که تعداد متوسط آن توسط مراجع رسمي اعلام مي شود را تأمين نمايد.” (به نقل از مجموعه قوانين و مقررات کار و تأمين اجتماعي_ چاپ ششم 1377، غلام حسين دواني_ انتشارات کيومرث). پس طبق ماده 41، سن کارگر در ميزان مزد، مؤثر نيست. به عبارت ديگر از عوامل افزايش يا کاهش مزد نمي باشد و حداقل مزد مي بايست در مورد کارگران خردسال نيز رعايت شود. اما همه شواهد نشانگر این واقعیت تلخ است که اين نوع قوانين در عمل رعايت نمي شود.

 

حداقل سن كار در ايران

در مورد مسائل كارگري، پايان كودكي يا حداقل سن كار طبق ماده 79 قانون كار براي دختر و پسر 15 سال است يعني ” به كار گماردن افراد كمتر از 15 سال تمام ممنوع است”. البته در اين مورد دو استثناء وجود دارد:

الف) طبق ماده 188 قانون كار” اشخاص مشمول قانون استخدام كشوري يا ساير قوانين و مقرارت خاص استخدامي و نيز كارگران كارگاه هاي خانوادگي كه انجام كار آنها منحصراً توسط صاحب كار و همسر و خويشاوندان نسبي درجه يك از طبقه اول وي انجام مي شود، مشمول مقررات اين قانون نخواهند بود”. درنتيجه، حداقل سن كار در مورد چنين كارگراني رعايت نخواهد شد. در ضمن اگر والدين يک کودک با کارفرماي او قرارداد ببندند، چون ولي کودک به شمار مي آيند، حق واگذاري و اجاره دادن فرزند خود به صاحبان کارگاه هاي خصوصي را دارند ولي جدا از ممنوعيت کار کودکان که روي کاغذ قانون کار کودکان نوشته شده و در ميثاق هاي جهاني به آن تاکيد شده است، ما شاهد گسترش بی رویه پديده کار خياباني در ايران هستيم.

ب) طبق ماده 84 قانون كار درمشاغل و كارهایي كه به علت ماهيت آن يا شرايطي كه كار در آن انجام مي شود براي سلامتي يا اخلاق كارآموزان و نوجوانان زيان آور است، حداقل سن كار 18 سال تمام خواهد بود. تشخيص اين امر با وزارت كار و امور اجتماعي است”. پس طبق قانون كار در ايران حداقل سن كار براي كودكان بدون در نظر گرفتن نوع مشاغل و شرايط آن 15 سال تعيين شده است و نيز پيشتر متذكر شديم كه در بسياري از كشورهاي جهان، سن پايان كودكي طبق کنوانسیون حقوق کودک 18 سال است. اما قوانين ايران با صراحت قوانين و توصيه نامه هاي متعدد بين المللي را كه در آن حداقل سن كار براي نوجوانان براي كارهاي صنعتي 18 سال و نيز براي كارهاي سبک و خدماتي 16 سال در نظر گرفته را نقض مي كند هر چند كه مي دانيم جمهوري اسلامي ايران از امضاء كنندگان کنوانسیون حقوق كودك بوده است ولي در عمل چنانكه متذكر شديم به آن چندان اهمیتی نشان نمی دهد.

براساس مقررات موجود، كار كردن كودكان تا سن 15 سال ممنوع است. دولت جمهوری اسلامی ایران حتي 23 نوع شغل براي افراد 15 تا 18 ساله اي را كه با عملياتي نظير جوشكاري و كار با وسايل با ارتعاش بالا سر و كار دارند، ممنوع كرده است. شرط به كارگيري نوجوانان در قانون كار اين است كه نوجوان در بدو استخدام می بایست به وسيله سازمان تامين اجتماعي مورد آزمايش‌هاي پزشكي قرار گيرد. اين آزمايش‌ها حداقل سالي يك بار تجديد مي‌شود و اگر آزمايش‌هاي پزشكي با نوع كار تناسب نداشته باشد كارفرما موظف است در حدود امكانات خود شغل كارگر را تغيير دهد. بر اساس اين قانون، استفاده از كودكان و نوجوانان در حفر قنات، كار در دامداري‌ها، كشتارگاه‌ها، كارگاه‌هاي قالي بافي و زيلو بافي، كوره پز خانه‌ها، كارخانه‌هاي شيشه سازي، آهنگري‌ها… و نانوايي‌ها ممنوع شده است. اما سالهاست که می توان نوجوانان و كودكان کار را در بسیاری از این كارگاه‌ها دید.

در حدود 90 درصد اين كودكان داراي والدين هستند، 80 درصدشان مهاجرند كه 42 درصد آنها از روستاها و شهرهاي ديگر كشور و 38 درصد از كشورهاي ديگر آمده‌اند و از نظر جنسيت نيز 78 درصد آنها مذكر و در فاصله 5 تا 18 سالگي قرار دارند. براي اين كودكان ماده 148 قانون کار هيچ مفهومي ندارد. طبق ماده مربوطه کارفرمايان مکلفند بر اساس قانون تامين اجتماعي، نسبت به بيمه کردن کارگران واحد خود اقدام کنند. اما با وجود کسر حق بيمه از حقوق کارگران، نام آنها به تامين اجتماعي گزارش نمي‌شود. در ایران قانون كار وجود دارد. اما براي کودکان کار هيچ قانون حمايتي نيست. چرا در قوانین کار ایران براي كار كودكان، مقررات و شرايطي وضع نمي‌شود؟ آنها با وجود خردسالی و نا آشنائی به حق و حقوق خود در كنار افراد بزرگسال به هر نوع كارى حتى سخت تر از شرايط فيزيكى و سنى خود تن مى دهند اما كمتر به آنان پرداخته مى شود. در واقع قانون ممنوعيت قانون كار كه بنا بوده است که از كار كودكان جلو گيري كند، آنها را در وضعیت استثماري شديد تری قرار داده است.

روشن است که وزارت کار جمهوری اسلامی می بایست مجری قانون کار باشد و مطابق قانون کار، اشتغال و بکارگیری کودکان کمتر از 15 سال غیرقانونی است. وزارت کار وظیفه دارد که در صورت مشاهده‌ بکارگیری کودکان زیر 15 سال، از ادامه‌ اشتغال آنها در کارگاه‌ها جلوگیری کند. در واقع می توان براحتی مشاهده کرد که همین قوانین و مقرراتی که به آن اشاره کردیم مورد توجه مسئولین وزارت کار قرار نمی‌گیرد و باز بنا به این دلیل مسئولین یا نویسندگان سالنامه‌ آماری کشور، رسماً یک فعالیت کاملاً غیرقانونی را گزارش می‌کنند و آن کار کودکان 10 تا 14 سال است. بنابراین وزارت کار و بعد از آن دستگاه‌های حمایت‌کننده مثل سازمان بهزیستی و کمیته‌ی امداد در قبال عمل بکارگیری کودکان در سنین پایین به کارمسئولیت مستقیم دارند اما در ایران هیچ ارگانی نسبت به بی توجهی این وزارتخانه ها به قوانین حتی موجود ایران، حساسیت نشان نمی دهد و بدین ترتیب این کودکان به دلیل کم سن و سال بودن و عدم نظارت دستگاه ها در بسیاری از موارد استثمار شده و بر اساس ارزش واقعی کار خود حقوق دریافت نمی کنند.

12 ژوئن 2012

كودكان و نوجوانان کار و خیابانی در ایران – ۲

1 نظر
  1. احمدوند نظر کاربری

    با سلام
    ممنون. جالب ومفيد بود

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال