In touch with Diverse Iranian Community

مهارت ارتباط بین فردی – قسمت دوم

“ارتباط از خویشتن آغاز می‌شود”

46386403151135632471 مهارت ارتباط بین فردی - قسمت دوم

ارتباط از خویشتن و شناخت خویشتن آغاز می‌شود. تأکید بر این نکته بسیاری از مشکلات ارتباطی را برای ما روشن کرده و ما را بر آن می‌دارد که به فرایند ارتباطی با دید وسیع‌تر نگاه کنیم.

هر ارتباطی که پای انسان در آن کشیده شده است، با دید و نظری که انسان از خود دارد شروع می‌شود. بیایید ارتباط میان دو انسان را در نظر بگیریم. چگونگی این ارتباط به شش عاملی که در زیر آمده است بستگی دارند. این شش عامل از خویشتن آغاز می‌شود:

۱) شما در مورد خود چه نظری دارید. این بدان معناست که شما در مورد خود چه می‌اندیشید و در خود چه توانایی‌هایی سراغ دارید؟

۲) شما در مورد شخصی مقابل که احتمالاً دریافت‌کننده پیام از شما یا شنونده شما خواهد بود چگونه می‌اندیشید؟ آیا او را منطقی یا غیرمنطقی در نظر می‌گیرید؟ آیا معتقد هستید او حرف شما را می‌فهمد یا خیر؟ بنابراین شما به‌عنوان فرستنده پیام همواره به این می‌اندیشید که کسی در مقابل شماست کیست.

۳) در ارتباط متقابل با دیگری همواره به این می‌اندیشیم که طرف مقابل چه دید و نظری در مورد ما دارد؟ آیا او ما را انسانی منطقی می‌داند یا اینکه بر این باور است که ما به‌گونه‌ای منطقی فکر نمی‌کنیم؟ شکل‌گیری هر یک از مراحل فوق منجر به شکل‌گیری نوع رابطه و برخورد خاصی می‌شود که متفاوت از بقیه برخوردهاست.

۴) چگونه شخص مقابل به خود می‌نگرد؟ در فرایند ارتباطی نگرش فرد مقابل یا دریافت‌کننده پیام نسبت به خود نیز بسیار مهم است. اگر او در مورد خود بر این باور باشد که عملی را نمی‌تواند انجام دهد هرچند شما از قدرت کلام بالایی برخوردار باشید و بخواهید او را وادار به انجام آن عمل کنید تقریباً در بیشتر مواقع محال خواهد بود.

۵) چگونه شخص دیگر یا شخص مقابل به شما می‌نگرد ؟ اگر او بر این عقیده باشد که شما انسانی خیرخواه و توانا و با حسن نیت هستید، نحوه ارتباط او با شما متفاوت خواهد بود تا اینکه در موردتان چنین فکر کند که شما فردی خشن، بی‌توجه و منفی نگر هستید.

۶) شخص دیگر یا شخص مقابل شما دراین‌باره فکر می‌کند که شما چگونه به او می‌اندیشید.

همان‌طور که ما خود را می‌سازیم، دیگران را نیز از طریق ارتباط با خود می‌سازیم. ارتباط در شرایط مختلف رخ می‌دهد: ۱) ارتباط با خود ۲) ارتباط با دیگران ۳) ارتباط عمومی و جمعی

«ارتباط با خود»

این ارتباط که در اغلب افراد، به‌ویژه افرادی که چندان با ارتباط و دانش ارتباطات آشنایی ندارند کمتر موردتوجه قرار می‌گیرد. بر اساس این ارتباط، هر یک از ما، ابتدا با خود ارتباط برقرار می‌کنیم و آن عبارت است از اینکه جریان تفهیم و تفاهم را در درون خود انجام می‌دهیم که یک نوع ارتباط درونی است. ارتباط با خود دربردارندهٔ مشکلات درونی، یا حل تعارضات درونی فرد است. این ارتباط علاوه بر برنامه‌ریزی برای آینده عملکرد عاطفی و ارزیابی خود و دیگران و روابط میان خود و دیگران را موردتوجه قرار می‌دهد. ارتباط با خود، همان‌طور که از نامش پیداست، خود را موردتوجه و محور اصلی بحث و گفتگو قرار می‌دهد، این ارتباط کاملاً باید شناخته شود، زیرا مینایی برای ارتباط بعدی است.

هر یک از ما، به‌عنوان انسانی که در این جامعه زندگی می‌کند و با انسان‌های دیگر سر و کار دارد و در شرایط متفاوت با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند، به‌طور مداوم با خود در ارتباط است. اغلب هنگامی‌که در تنهایی خود هستیم چنان غرق در ارتباط با خود می‌شویم که گاه اگر توسط ناظر بیگانه‌ای مشاهده شویم باعث تعجب او می‌شویم و ممکن است تصور کند که ما دیوانه شده‌ایم. چون ممکن است ساعت‌ها مجذوبانه با خود حرف بزنیم و درون خود را تجزیه‌وتحلیل کنیم و اساساً توجهی به محیط اطراف خود نداشته باشیم. انسان‌ها هرروز به این ارتباط می‌پردازند، وقتی‌که قدم‌زنان به‌سوی کار خود می‌روند، زمانی که در اتومبیل قرارگرفته و رانندگی می‌کنند و … در تمام احوال انسان‌ها با خود در ارتباط هستند. نباید تصور شود که این ارتباط فقط در تنهایی و انزوا با خود انجام می‌شود بلکه در میان جمع و جماعت نیز وقوع یافتنی است. بسیار اتفاق افتاده که شما ساعت‌ها با فردی در حال صحبت بوده‌اید درحالی‌که غرق افکار خود هستید و ذره‌ای متوجه آنچه به شما گفته‌شده نبوده‌اید.

«ارتباط با دیگران»

این ارتباط یعنی فرایند تفهیم و تفاهم و تسهیم بین یک شخص و انسان‌های دیگر، حداقل نیاز به دو نفر دارد. این ارتباط به دلایل گوناگون به وقوع می‌پیوندد: برای حل مسائل و مشکلات خود با دیگران، رفع تضادها و تعارضات، ردوبدل کردن اطلاعات درک بهتر خود، گفتگو با مدیر و استاد، گفتگو با خانواده، رفع نیازهای اجتماعی و نیاز تعلق به دیگری و احساس دوست داشته شدن.

آمدن فرد دیگری به محدوده ارتباطی هر انسانی، فرایند ارتباطی را پیچیده‌تر می‌کند. هر انسانی با خود مسائل و پیچیدگی‌های زیادی را به همراه خواهد آورد و در تقابل با دیگران این پیچیدگی‌ها به‌مراتب وسیع‌تر و گاه به‌گونه‌ای مسئله‌ساز جلوه‌گر می‌شوند. هرچند هر انسانی دارای ادراکات متفاوت، در شرایط متفاوت نسبت به پدیده‌ای است و هرچند که باورها و ارزش‌ها و نگرش‌های او در شرایط متفاوت به‌گونه‌ای متفاوت متجلی می‌شوند تفاوت میان انسان‌ها، معمولاً بسیار دید تر از این‌هاست. به‌علاوه هر انسانی راهی متفاوت و مخصوص به خود، برای بیان احساسات و عواطف خود دارد و این راه در بیشتر موارد با راه دیگران نه‌تنها نزدیکی نداشته بلکه کاملاً متغایر است؛ بنابراین احتمال وقوع ارتباط مؤثر و موفق کاهش می‌یابد.

پس از ارتباط با خود ارتباط با دیگران شامل «ارتباط چهره به چهره» بوده که خود از طریق کلامی و غیرکلامی انجام‌شدنی است. دراین‌ارتباط نقش فرستنده و گیرنده پیام مرتباً جابجا می‌شود. هرگز یک نفر به‌عنوان فرستنده مداوم و نفر دیگر به‌عنوان شنونده و یا دریافت‌کننده پیام باقی نمی‌ماند. بلکه به‌گونه‌ای مداوم جای آن دو با یکدیگر عوض می‌شود. فرستنده پیام می‌شود گیرنده و گیرنده پیام در جای خود به فرستنده پیام تبدیل می‌شود. در بخش‌های بعدی به چگونگی به‌کارگیری صحیح ارتباط کلامی و غیرکلامی خواهیم پرداخت.

«ارتباط‌ جمعی و عمومی»

ارتباط‌ جمعی، نوعی از ارتباط است که بر اساس آن فرد با تعداد کثیری از انسان‌های دیگر ارتباط برقرار می‌کند. لازمه ایجاد   و گروهی مناسب، داشتن علاقه اجتماعی است. علاقه اجتماعی معادل همدلی و هماهنگی است. افراد طبیعی و سالم یک احساس اجتمـاعی بـه نـام مشارکت دارند که افراد روان‌نژند فاقد آن هستند و درواقع بـه انزوا و گوشه‌گیری علاقه دارند به. نظـر می‌رسد تنهـا افـرادی کـه علاقه اجتماعی زیادی دارند، قادر به حـل موفقیت‌آمیز مشـکلات زندگی هستند (موساک و مانیاچی، ۱۹۹۹). علاقه اجتماعی یک باند هیجانی و همدلانه است که مـا با همدیگر و با جهان اطـراف خـود داریـم و همان‌گونه کـه آدلر نظریه‌پرداز روانشناسی فردی می‌گوید، شـامل ایـن مـوارد اسـت: مراقبـت، همـدلی، مشـارکت، خلاقیت (سیکر ۱۹۹۵). افرادی که فاقد علاقه اجتماعی هستند هرگز به منافع جمعی نمی‌اندیشند. تنها دغدغه فکری آن‌ها رشد فردی خودشان است. درراه رسیدن به اهداف فردی از هر راهی حتی قربانی کردن انسان‌های اطراف نیز استفاده می‌کنند.

در قسمت بعد به انواع رمزهای کلامی و غیرکلامی و چگونگی به‌کارگیری آن‌ها جهت بهبود ارتباطات خواهیم پرداخت… .

 __________

منابع:

۱-Mosak, H. H., & Maniacci, M. (1999). A primer of Adlerian psychology. Braun – Brumfield, Ann Arbor, MI.

۲-Sicher, L. (1955). Education for Freedom. Journal of Individual Psychology, 11, 97-103.

۳- جزوه مهارت‌های خودآگاهی از سری کتاب‌های مهارت‌های زندگی، دفتر پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی بهزیستی، ۱۳۸۷

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال