In touch with Diverse Iranian Community

نظر خود را راجع به تبدیل شدنِ زندان اوین به پارک بنویسید

0 94

به نظر من هر چه تعداد پارک ‏ها بیشتر بشود، وضع ما بهتر می‏شود. البته به شرط آن که سربازان گمنامِ و بد نامِ نظام، پارک را تبدیل به زندان نکنند. اگر اوین پارک بشود و جلویش نیروی انتظامی پارک بشود، همان بهتر که زندان بماند و پارک نشود. چون  دوباره کاری می‏شود و اسراف می‏شود و خدا از اسراف خوشش نمی‏ آید.

صحبت از خوش نیامدن خدا شد، این را هم بگویم که تعدادی از بندگانِ خاص خدا هم خوششان نمی‏ آید که چهل و سه هکتار زمین، در تپه‏های اوین، سعادت برج و بارو شدن را نداشته باشد. در عوض، ندامتگاه  اراذل و اوباش باشد. حالا اگر زندانی سیاسی داشتیم یک چیزی ولی خوب الحمدلله که نداریم.

بعضی وقت‏‌ها خود محل مشوق جرم است. وقتی که شما در حلبی‌آباد جان‌تان به ستوه بیاید و چرخ زندگی تان مربع باشد و ببینید در محلی که خانۀ سید ضیاء‏الدین طباطبایی نخست وزیر معروف رضاشاه بوده، جایی برای زندگی گیرتان می‌آید، چک بی‌محلی، سفته‌ای به دست این و آن نمی ‏دهید؟ پنجه بکسی، کاردی حوالۀ کسی نمی‏ کنید؟ ولله می ‏دهید. بالله می ‏کنید.

 پارک از هر لحاظ چیز خوبی است. آنقدر خوب است که  بزرگان مان که در مورد بند تنبان و بادی که از شکم‌مان خارج می‌شود کلی سفارش و فرمایش دارند، در مورد پارک هیچ فرمایشی ندارند. حتی مبارزین حقوق بشر هم به آن گیر نمی‏‌دهند. وقتی پارک درست شد، کسی یقه کسی را نمی‏‌چسبد و نمی پرسد که چرا پارک یک هکتار وسعت دارد و چهل و دو هکتارِ دیگرِ زمین کو؟ اگر بپرسد، خودش را سنگ روی یخ می‏‌کند. از اول انقلاب تا حالا هر خودی‌ای که سئوال بی‌خودی کرد، مزایایش قطع شد و بدبخت تر از بدبخت شد.

اصلاً شهردار که سیاسی نیست. سرباز نظام است. به شهردار چه ربطی دارد که در ذهنِ تپه‏‌های اطرافِ اوین هنوز از خاطرۀ اعدام‌ها خون می‏‌چکد؟ گیرم که این زندان، خورجین تاریخش، پر باشد از دهشت نام صادق خلخالی و لاجوردی و مرتضوی، گیرم که در بند بندش، بند بندِ هزاران دلبند را بریده باشند. مملکت پارک لازم دارد و قحط زمین است. شهردار که هیچ، پدرش هم نمی‏‌تواند که برود و دست بگذارد روی جماران و آن را پارک بکند. اگر بکند، دوران طلایی امام را چه بکند؟ وقتی در این مملکت، روشنفکردینی‌‏اش، ملی مذهبی‏‌اش هنوز لی‌لی به لالای امام می‏‌گذارد، از یک سرباز پیر و پیاده نظام چه توقعی دارید؟ بیایید با هم رو راست باشیم. اوین دارد گند می‏زند به امام، نظام و اسلام. آلت دست ضد انقلاب شده است. اگر بماند موزۀ لعنت و لکۀ ننگی برای مکتب و امام و نظام می‌‏شود. همین حالا ضدانقلاب، فریادها و ناخن‌هایی را که در این زندان کشیده شده شعر و داستان و نمایشنامه می‏‌کند. فردا که سیاهی برود و روشنایی بیاید، نشان می‏دهد که از کجا خون شتک می‌‏زند به عبایِ علما. شیطنت می‏‌کند اوین. نمی‏‌گذارد که حافظۀ عمومی از یاد ببرد خون و جنون را.

وقتش رسیده که با خاک یکسانش کنند.  منتش را بگذارند روی دوش فضای سبز. پارکش کنند بغل خوشنامی پارک. آبها که از آسیاب افتاد چهل و دوهکتارش خواهد شد سهم امام و خمس و زکات.

‌چهل و دوهکتار زمین در این واویلایی که یک وجب زمین تا آنطرف خاش، گیر نمی‌‏آید از نعمت نفتی که خداوند به ملت و ملت به آیات عظام عطا فرموده، بیشتر است. به راحتی می‏شود برای عروس و دامادهای ائمه جمعه و آیات عظام اقدام به احداث مسکن نمود. خود آن بزرگواران که به‌همان مخروبه‌‏هایی که از طاغوتیان مصادره کرده‏‌اند قانع هستند. البته احداث حسینیه و مسجد و حوزه هم به فضای پارک حالتی ملکوتی می‏دهد. حوزۀ علمیه قم هم محجور مانده، اینجوری نمی‌‏شود مردم را به سمت اسلام دعوت نمود. می‏توان در زمین‏‌های اضافی برای این حوزۀ غریب شعبه‌‏ای احداث کرد تا تهران بزرگ مورد حیف و میل آمریکا و ایادی آنها  واقع نگردد.

دایی من می‏گوید: چه شد؟ اینجا که دانشگاه آدم سازی نظام بود! دانشگاه را می‏خواهند پارک بکنند؟

می‏دانم که سئوال او سئوال کنایه است و الا چه کسی است که نداند که وقتی حیوانات استاد بشوند، آدم از آدمیت بهره‌‏ای نمی‏‌برد.

در اخبار آمده بود که شیخ صادق لاریجانی هم با پارک شدن این زندان موافقت کرده است. خیلی حرف است، آدم جلاد نظام باشد و زندانی، با‌ هیبت و جبروتِ جلادانی مثل محمدی گیلانی، رازینی، محسنی اژه‌ای، موسوی تبریزی و مصطفی پورمحمدی ارث بابایش باشد و آنوقت به خاطر خدا و مردم گذشت کند و موافقت کند که آن را بدهد به شهردار که شهردار گه‌کاری را با گل‌کاری رفع و رجوع کند.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال