In touch with Diverse Iranian Community

نگاهی کوتاه به تئاتر ۹۳ ونکوور

0 57

مرسوم است که در پایان هر سال، نشریات مروری داشته باشند بر فعالیت‌های مختلف هنری، فرهنگی، ورزشی، اجتماعی و سیاسی که در سال گذشته انجام شده تا از این طریق با نشان دادن تجربیات پیشین، راهی نو برای توسعه و پیشرفت زمینه‌های مختلف فراهم کنند. جامعه ایرانیان خارج از کشور هر چند دور از وطن هستند و تقویم زندگیشان هم با تقویم میلادی گره خورده است ولی بخش عمده‌ای از زندگی روزمره‌شان با هموطنان و هم زبانانشان می‌گذرد و مناسبت‌هایی مانند عید نوروز و سال جدید برای ایشان همچنان مهم و شادی آفرین است. بر همین اساس، فرصتی دست داد تا به اجمال مروری داشته باشیم بر نمایش‌های اجرا شده در سال ۱۳۹۳ خورشیدی در ونکوور بی‌سی.

امید است این مقال، تشویق یا کمکی باشد بر ادامه فعالیت‌های هنرمندان تئاتر این شهر؛

 آنچه مشهود است، پرونده تئاتر فارسی زبان ونکوور در سال گذشته از وضعیت نسبتاً خوبی برخوردار بوده است. شش نمایش در این سال در ونکوور به صحنه رفت –در اینجا نمایش‌های کوتاه که در مناسبت‌ها اجرا گردیده محاسبه نشده- که بعضی از این نمایش‌ها به اجراهای دوم هم رسید که این نشان از توجه و اشتیاق مخاطب به دیدن تئاتر در این شهر است. در این بین سهم تئاتر لوس آنجلسی فقط یک نمایش به نام «ازدواج مشکوک» با بازی رقصنده ایرانی، محمد خردادیان بوده است. عدم حضور تئاترهای بیشتر از لوس آنجلس در سال ۹۳ دارای پیامدهای مثبت و منفی برای دوستداران تئاتر در ونکوور است. شاید بسیاری این را نشان از توجه جامعه ایرانی ونکوور به وجه فرهنگی هنر تئاتر بدانند که این به نظر نگارنده، قابل پذیرش نیست. نگارنده بر این باور است که نبود – یا در حداقل، بودن- نمایش‌های لوس آنجلسی در این شهر، موجب شده مخاطبان این نوع تئاتر در ونکوور حذف شوند نه آنکه ذائقه و دید ایشان تغییر کرده باشد. نگارنده، اجراهای سه نمایش «اتول بیوگرافی»، «شام خانوادگی» و «خشکسالی و دروغ» را دیده است و آنچه به نظر آمد این است که همگی تماشاگران این نمایش‌ها از قشری خاص و تکراری بوده‌اند که البته نمایش خشکسالی و دروغ به دلیل حضور دو بازیگر مشهورش یعنی باران کوثری و احمد مهرانفر، تماشاگران دیگری را هم به جمع مخاطبانش افزود ولی در نظر اجمال، تماشاگران مشابه از این اجراها دیدن کردند.

mahtab-nasirian-o-mohammad-rahmanian

 در همه دنیا از جمله در تهران (که شناخته شده‌ترین مرکز تئاتر در ایران بشمار می‌رود) شکل‌های مختلف تئاتر اجرا می‌شوند و همین تنوع است که موجب رشد و پیشرفت هنر تئاتر در دنیا شده است. تئاتر روشنفکری یا تئاتر دانشجویی در همه نقاط دنیا وجود دارد ولی در کنار آن‌ها شاهد آثار نمایشی در فرم‌های دیگر هم هستیم. به همین دلیل، عدم اجرای نمایش‌هایی که به لوس انجلسی مشهور شده‌اند و مخاطب خاص خود را هم دارند، به تئاتر این شهر وجهی یک بُعدی می‌دهد که فقط تعدادی خاص با آن در ارتباط خواهند بود که این تعداد هم ممکن است در آینده به دلایل مختلف مانند عدم داشتن وقت یا رفتن از ونکوور رو به کاهش رود.

 شاید برخی از نمایش دو نفره «هادی و صمد» که سال گذشته در ونکوور اجرا شد به عنوان تئاتری لوس آنجلسی نام ببرند که به نظر نگارنده با توجه به پیشینه پرویز صیاد در تئاتر ایران می‌توان این اثر را یک نمایش کمدی – انتقادی دانست تا نمایشی که فقط جهت خنداندن مخاطب به صحنه رفته است. از طرف دیگر، حضور هادی خرسندی، طنزسیاسی نویس ایرانی مقیم لندن که یکی از موفق‌ترین استنداپ کمدی کارهای ایرانی هم بشمار می‌رود موجب شده این تئاتر بیشتر دارای نشانه‌های استنداپ کمدی باشد تا تئاتری بر اساس اصول نمایش‌نامه نویسی کلاسیک… ذکر این نکته جهت یادآوری لازم است که پرویز صیاد یکی از اولین پژوهشگران معاصر در شناخت تعزیه و نمایش ایرانی است که اجرای مجلس «شهادت حر» توسط وی در اولین جشن هنر شیراز با عنوان «نمایش کهن ایرانی» در تاریخ تئاتر ایران جاودانه شده است. (متاسفانه به دلیل سانسور نام پرویز صیاد در ایران، جایگاه او در تئاتر ایران برای نسل جوان شناخته شده نیست)

10847158_10152610238931483_3070343922014859741_o

 نمایش‌های «شام خانوادگی» کار حسام انوری، «اتول بیوگرافی» کار امیر نعیم حسینی، «آی بی‌کلاه، آی با کلاه» کار محمد رحمانیان به همراه نمایش «خشکسالی و دروغ» کار محمد یعقوبی که از ایران آمده بود، آثاری بودند که در ذیل مقوله تئاتر اندیشه‌ورز قرار می‌گرفتند هر چند شکل و کیفیت اجرای دو نمایش اول به تئاترهای دانشجویی نزدیک بود ولی نمایش خشکسالی و دروغ یک کار کاملاً حرفه‌ای محسوب می‌شد که دیدن این اجرا برای دوستداران و هنرمندان تئاتر ونکوور فرصت مغتنمی بود. نمایشنامه «آی بی‌کلاه، آی با کلاه» که یکی از آثار موفق زنده یاد غلامحسین ساعدی است آخرین تئاتری است که محمد رحمانیان، نمایشنامه‌نویس و کارگردان صاحب سبک ایرانی در مدت اقامت چند ساله‌اش در ونکوور به صحنه برد. شاید عدم مجوز اجرای آثار ساعدی در ایران، رحمانیان را بر آن داشت که پیش از مراجعت به ایران یکی از آثار ساعدی را با گروه هنرجویانش تجربه کند. به نظر نگارنده با توجه به تئاتر مهاجران، تئاتر فارسی زبان ونکوور با اجرای همین چهار اثر نمایشی نشان می‌دهد که از جایگاه محکم و استواری در تئاتر مهاجران برخوردار است که البته حضور محمد رحمانیان و مهتاب نصیرپور را در ایجاد این حرکت رو به رشد نمی‌توان نادیده گرفت. وجود تعداد زیادی نیروی جوان و فعال در تئاتر ونکوور که تربیت شدگان مکتب رحمانیان و نصیرپور هستند، نشانه‌ایست از تأثیر این دو تن در ایجاد چنین جوّ زیبایی؛ کمیت و کیفیت این نیروها در جامعه ایرانی ونکوور چنان است که با کمتر شهری در دنیا قابل قیاس است یا حداقل نگارنده از آن بی‌اطلاع است.

4

 امید است که این نیروی جوان در سال جدید هم بتواند فعالیت تئاتری خویش را در کنار اشکال دیگر تئاتر ادامه دهد و فراموش نکند وظیفه اصلی فرهنگ سازی از راه هنر نمایش به عهده همین شکل تئاتر است (وظیفه‌ای که در سال گذشته، انوری و حسینی بی‌آنکه درگیر نام‌ها شوند با اجرای نمایش‌هایشان در کنار جذب مخاطب، به خوبی از عهده‌اش برآمدند). همچنین باید در نظر داشته باشند که فعالیت‌های نمایشی دیگر مانند نمایشنامه‌خوانی، استنداپ کمدی و یا اجرای تئاتر برای کودکان یا با کودکان را هم در برنامه کاری خویش قرار دهند که نه تنها جایشان در تئاتر ونکوور خالی است بلکه بهترین یاور برای تئاترهای فرهنگ‌زا و اندیشه‌ورز هستند.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال