In touch with Diverse Iranian Community

هفت‌شنبه‌های بلوچ

0 56

وزارت اقامه نماز

حجت‌الاسلام محسن قرائتی رییس ستاد اقامه نماز گفت: “متأسفانه وضعیت نماز در کشور مطلوب نیست که باید با تدوین برنامه‎‌ها و برگزاری همایش‎های مذهبی، ضرورت اهتمام ویژه به اقامه نماز را ایجاد کنیم”.

خوشبختانه وضعیت سایر چیزها در مملکت مطلوب است الا همین نماز. اگر این حجة‏الاسلام نبودند امروزه نماز، همین ستاد اقامه را هم نداشت. ایشان از همان اوایل انقلاب و ازدوران ثقة‏الاسلامی  در تلویزیون شومن شدند و در کنار خوشمزه بازی در مورد قرآن و معجزاتش حرف می‏زدند. از همان زمان تا کنون که من و شما کلی جان کندیم تا چرخ زندگی را بچرخانیم، این بنده خدا سنگرِ خودش را حفظ کرده و آهسته و پیوسته حجة‏الاسلام و سپس رئیس ستاد اقامه نماز شدند.

او مثل خود نظام ما دشمنان و بدخواهان فراوانی دارد. بعضی از این دشمنان می‏گویند: “ای حجة‏الاسلام! خوب است که در سی و پنج سال گذشته، هر رژیمی که آمده و رفته، خود تو رئیس این ستاد بوده‏ای. حالا چطور اعلام می‏کنی که وضعیت نماز در کشور مطلوب نیست؟”

 این از خدا بی خبران که زورشان به یک رئیس بیچاره می‏رسد همینقدر از خودشان نمی‏پرسند که مگر سایر مسئولین مملکتی در این مدت عوض شده‏اند که ایشان عوض نشده است؟

این دشمنان که مثل دشمنان نظام ما قسم خورده هم هستند، به جای آنکه پاسخ سئوال آدم را بدهند، می‏گویند که اتفاقاً با این شرایط بد مملکت مردم شب و روز  در حال نماز خواندن و دعا کردن هستند بلکه دستی از غیب برسد و وضعشان را درست کند. من می‏دانم که منظور آنها چیست. از بس که با این حجة‏الاسلام دشمنی دارند فکر می‏کنند که او الکی حرف می‏زند و ول معطل است. حتی بعضی از آنها ابایی ندارند و اینجا و آنجا می‏گویند که خانه از پای بست ویران است یارو فورغونش را برداشته و آمده که سقف ستادش را کاه گل بکند. بعد می‏پرسند که چرا او ول نمی‏کند و نمی‏رود؟ در صورتیکه این انصاف نیست ما به کسی که حالا به سن آیت‏اللهی رسیده بگوییم بگذارد و برود. اتفاقاً او تازه به سنی رسیده که باید بیاید.

 من هر کجا که این دشمنان را می‏بینم، به آنها می‏گویم: “ای دشمنان قسم خورده! مگر آیت‏الله جنتی ول کرده است و رفته است که ایشان ول کند و برود؟ حداقل این تنها معممی است که اخمو نیست و به جای گریاندن ما را خندانده است.”

 اما آنها انگار ارث بابای خود را از این بیچاره می‏خواهند. او را متهم می‏کنند که می‏خواهد ستاد خود را تبدیل به وزارت خانه کرده و از دولت بودجه بیشتری بگیرد. در صورتیکه ما می‏دانیم که اینطور نیست. او نشسته و با خودش فکر کرده است که امروزه که در کشور ما هر کور و کچلی برای خودش همایش دارد واقعاً چرا نماز که ستون دین است فاقد همایش باشد. به نظر من ما نباید سخت بگیریم و باید بگذاریم او هم چند فقره همایش مذهبی راه بیندازد. شاید دیدید وضعیت نماز در کشور مطلوب شد. اینهمه هم نگویید که گیرم که مطلوب شد بعد چه؟ بعد هیچی! ما “ضرورت اهتمام ویژه به اقامه نماز را ایجاد کرده‏ایم.”

که اگر شما ایمان داشته باشید، این خودش  کلی هست و اگر نداشته باشید اصلاً من بیخودی دارم با شما جر و بحث می‏کنم.

تا حقوق بشری به او نشان بدهد تاریخی.

فعالیت مهندسی و مقولات دفاعی

سردار محمد جلالی، رئیس سازمان پدافند سپاه می‏گوید که سپاه  ۵ هزار عکس از ساختمان‌های تخریب‌شده در لبنان گرفته است تا با مطالعه آنها “در عین اقدام به یک فعالیت مهندسی و عمرانی، مقولات دفاعی نیز لحاظ شوند”. او افزوده است که باید طرح‌های عمرانی و ساختمان‌سازی “دو منظوره یا چند منظوره” باشد و “آرایش دفاعی نیز در فرآیند توسعه کشور” لحاظ شود. البته این فرمایش به خودی خود یک فرمایش دهان پر کن و پدافندی است. سردار جلالی هر وقت که شیفتش برسد و سری به خبرگزاری فارس بزند از این فرمایشات “شش در چهار” بسیار می‏فرماید. اما وقتی ادا و اطوارهای فرمایشی و جلالی را از آن بگیریم معنایش این می‏شود که از این به بعد هر کس هر چه می‏سازد باید انباری در داخل  و مکانی روی پشت بام آن برای سپاه در نظر بگیرد.

آن زمان که اسرائیل این ساختمانها را در لبنان تخریب می‏کرد، دلیل می‏آورد که حزب‏الله  اسلحه آنجا انبار کرده و از همانجا موشک پرانی هم می‏کند. فرمایش کنونی سردار نشان می‏دهد که ادعای آن زمان این دشمن ما درست بوده است. اما حزب‏الله “مقولات دفاعی” را لحاظ نکرده و “آرایش دفاعی” را در “فرآیند توسعه لبنان” در نظر نگرفته بود.

من که سردار نیستم و از سربازی هم معافی دارم، می‏دانم که شما وقتی یک میهمان‏خانه را پر می‏کنید از موشک زمین به زمین حداقل باید روی مستراح خانه یک تیرباری هم برای پدافند بگذارید. این که نمی‏شود که حیاط خانه را تبدیل کنی به کارگاه  ساختن نارنجک و بمب کنار جاده و بعد آنها را بار الاغ کنی و راه بیفتی در خیابان و وانمود کنی که داری تخلیه چاه می‏کنی. سپس آنها را ببری و در سرزمین دشمن خالی‏ کرده سوت زنان برای خودت برگردی. متأسفانه خداوند به دشمن هم عقل داده است. برای آنکه کار را برای بندگان واقعی خود سخت‏تر بکند، به او ماهواره هم داده است. ما اگر برای جلوگیری از اسراف فقط پنج‏هزار عکس از ساختمان‏های تخریب شده می‏گیریم آن دشمن غدار که ایمان ندارد، پنجاه هزار عکس از ما و الاغ ما و بارش و از “مقولات دفاعی” ما می‏گیرد. همین حالا که مناطق مسکونی به محل سکونت غیر نظامیان معروفند، دشمنان از خدا بی خبر مرتب از آنها عکس می‏گیرند. بدبختانه “مقولات دفاعی” ما هم در عکس‏ها خیلی شفاف می‏افتند. برای همین آنها هم بمباران‏های خود را “دو منظوره و یا چند منظوره” تنظیم می‏کنند تا در “آرایش دفاعی”‏ای که ما در “فرآیند توسعه کشور” لحاظ کرده‏ایم، گلاب به رویتان، بری…

جنگ وزارتخانه ها

گزارش حقوق بشری وزارت امور خارجه آمریکا، وزارت امور خارجه ما را عصبانی کرده است. آنها در گزارششان گفته‏اند که نقض حقوق بشر در ایران ادامه دارد. وزارت امور خارجه ما گفته است که انتشار این گزارش براساس داده‌های گروه‌های معاند علیه جمهوری اسلامی ایران تنظیم شده و در کل در جهت مقاصد سیاسی دولت آمریکا است.

با این که من دل خوشی از این رژیم ندارم و رفتارها و حرکات عین‏الهی وزیر امورخارجه مرا همیشه به خنده می‏اندازد، اما الحق و الانصاف که این بار بیانیه خوبی صادر کرده است. درست است که ما در این بیانیه با ادبیات حسین شریعتمداری رو به رو می‏شویم، اما طرز تفکر و منطق و استدلالِ محکمِ یک دکتر به خوبی در آن هویداست.  به راستی هم که آیا وزارت امور خارجه آمریکا از خودش خجالت نمی‏کشد که این گزارش را بر اساس داده‏های گروهای معاند تنظیم کرده است؟ وانگهی این چه وزارت امور خارجه‏ای است که گزارشاتش بر اساس مقاصد سیاسی کشور خودش می‏باشد؟

چرا این وزیر امور خارجه آمریکا اولین اصل تنظیم گزارش در مورد حقوق بشر را زیر پا می‏گذارد و با مسئولین کشور خود ما تماس نمی‏گیرد؟ یا حداقل چرا در کل آن را در جهت مقاصد سیاسی دولت ما تنظیم نمی‏کند؟ وقتی آمریکا سراغ معاندین می‏رود معلوم است که آنها سیاه نمایی می‏کنند. در مورد همین چهارصد، پانصد تا اعدام چنان وانمود می‏کنند که انگار ما قتل عام راه انداخته‏ایم. این را روزنامه‏های خود ما مرتب اعلام می‏کنند. وزارت امور خارجه آمریکا عوض رفتن سراغ معاندین چرا نمی‏آید سراغ نشریات خود ما؟ چطور وقتی که بحث رقیق کردن اورانیوم و بر چیدن بساط رآکتوری اتمی پیش می‏آید به ما اعتماد می‏کنند و پیش معاندین نظام نمی‏روند اما برای مسائل کوچک و پیش پا افتاده‏ای مثل حقوق بشر سراغ همه می‏روند، الا خود ما.

حالا خدمت شما مثالی عرض می‏کنم تا شما ببینید این معاندین چگونه وزارت امور خارجه آمریکا را خر می‏کنند و خود آن وزارتخانه به چه نحو از آن در جهت مقاصد سیاسی دولت خودش بل می‏گیرد. همین اخیراً یک مفسد فی‏الارضی را برادران می‏برند که اعدام بکنند. این مفسد فی‏الارض که چشمش به جمعیت تماشاچی می‏افتد طوری وانمود می‏کند که انگار بشر است. به خاطر خوش رقصی برای غربیها شروع می‏کند به درخواست کردن برای ملاقات با مادرش. مأمورین هم که بشر بوده‏اند از حقوق بشری خود استفاده کرده به روی عطوفت اسلامی خود نمی‏آورند. مادر مجرم که به صورت بسیار مشکوکی در میان جمعیت بوده، علیرغم اینکه مادر یک مجرم بوده از فرصت سوء استفاده کرده ادعای بشر بودن می‏کند. تعدادی از امت در صحنه که آنها هم دست بر قضا بشر بودند از حقوق بشری خود استفاده کرده شروع می‏کنند به فیلمبرداری. سایر تماشاچی‏ها که بلا استثناء بشر بوده‏اند، حقوق بشری خود را در راستای ادامۀ تماشا کردن استفاده می‏کنند. در اینجا مجرم که می‏بیند سربازان گمنام امام مشغول استفاده از حقوق بشر خود بوده و فریادهای او خللی در ایمانشان به وجود نمی‏آورد بر حیله خود افزوده و هم پای مادر خود التماس را به اوج می‏رساند. فرد مجرم به این هم قانع نشده وقتی امید خود را از دست می‏دهد با دست‏های بسته به مأموران در حین انجام وظیفه حمله ور می‏شود. آنها هم استفاده از حقوق بشر خود را تکمیل کرده به جان مجرم می‏افتند و او را کتک زده و کشان کشان برده به طناب دار و سپس به مرگ تحویل می‏دهند.

حالا شما بروید و همین داستان را  از زبان معاندین گوش بدهید. چنان افسانه‏ای برای شما تعریف می‏کنند که دین و ایمانتان را می‏گذارید و راه می‏افتید دنبال جریان بیهوده‏ای به نام حقوق بشر که آن را همین غربی‏ها به سرکردگی آمریکا و صهیونیست‏ها برای بر باد دادن دین ما درست کرده‏اند.

خوب شما بفرمایید وزیر امور خارجه ما حق ندارد از گزارش وزیر امور خارجه آمریکا عصبانی بشود؟

این جان کری واقعاً پر روست. تازه گزارشش را هم بر اساس مقاصد سیاسی دولت خودش تنظیم کرده! باید آدم او را بگیرد بدهد دست صادق لاریجانی تا حقوق بشری به او نشان بدهد تاریخی.

بستنِ مرزهای بستۀ استان سیستان و بلوچستان

اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، گفته است که تا پایان نیمه نخست سال آینده مرزهای سیستان و بلوچستان بسته می‏شوند. خداوند به این سرتیپ عمر بدهد که پشتکار زیادی دارد و مدتهاست در تلاش است که این مرزها را ببندد. شما به این استان سفر نکرده‏اید. با اینکه در چندین سال گذشته نود میلیارد تومان یک بار و چهل میلیارد تومان یک بار دیگر همین تیمسار خرج بستن همین مرزها کرد، اما لامصب مگر بسته می‏شوند. من فکر می‏کنم این استان ما نفرین شده هست و مرزهایش آنقدر پر خرج هستند که پولی برای دولت نمی‏گذارند که برای خود ما خرج بکند. کاش ما مرز نداشتیم. ما در این استان هر چه می‏کشیم از دست همین مرز می‏کشیم. با این که شما، ما را با عنوان مرزنشینان غیور می‏شناسید اما ما غیورها، از مرز، هیچ خیری ندیدیم. یک ساعت که رانندگی بکنیم وارد خاک پاکستان می‏شویم. مغازه‏ها پر هستند از اجناسی که دولت در سبد کالایش به همه داد و به ما نرسید. آنجا همین مغاره‏هایی که پفک می‏فروشند این اجناس را حراج کرده‏اند. اما آنقدر تونل زیر زمینی و برجک و کانال و دیوارهای بتنی و سیم خاردار و  ایستگاه نگهبانی هست که اگر امام غایب هم ظهور کند و بخواهد از همین مرز وارد بشود زبانم لال پشت مرز می‏ماند چه رسد به عبور ما. اما این گروهک‏های ریگی و جندالله که سبز می‏شوند معلوم نیست از کجا می‏آیند و به کجا می‏روند. قاچاقچی‏ها هم که همیشه کاروان دارند و با بار و کاروانِ خود می‏کوبند و تا خود شیراز و اصفهان و از آنجا به ارومیه و ترکیه و اروپا هم می‏روند. حتماً سرتیپ آن موقع خیلی غصه می‏خورد که چرا این مرزهای لعنتی برای آنها در تمام مسیر تا خود مرز بازرگان باز می‏شوند. اینقدر دولت برای این مرزها خرج کرده است و اینقدر این مرزها برای گروهک‏های تروریستی و قاچاقچیان باز شده‏اند که حالا جوانان می‏خواهند گروهک تشکیل بدهند یا هم کاروان قاچاق راه بیندازند.

ما مردم این استان هم از دولت می‏خواهیم که فعلاً چیزی برای ساختن مدارس و مراکز بهداشت و استادیوم‏های ورزشی خرج نکند. به فکر ایجاد شغل هم نباشد. خدا بزرگ است و دندان که داده خودش رزاق است و نان را هم می‏دهد . هر چه پول که سهم آبادی و رونق استان ما می‏شود بدهد به سرتیپ. سرتیپ هم نباید دلسرد بشود. درست و حسابی یک دو سه هزار میلیارد تومانی بریزد توی دست و بال بر و بچه‏های مهندسی سپاه. تونل روی تونل بزنند. دو ردیف دیوار روی دیوارهای قبلی بکشند. سانتریفوژهایی را که حالا برای غنی کردن لازم نداریم بیاورند اینجا ردیفشان بکنند تا منطقه را تشعشعاتی هم بکند.

 بالاخره تا سال دیگر این مرزها را باید ببندیم.

خدای ناکرده، خدای ناکرده بعد از بستن مرزها باز هم اگر گروهکی شبیخون زد و خون به پا کرد آن وقت حجت تمام است.

سپاه و بسیج و نیروی انتظامی باید مشترکاً بیایند. یک بودجه درست حسابی هم از دولت بگیرند و آنوقت واقعاً مرزها را ببندند.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال