In touch with Diverse Iranian Community

و من، خسته‌ام از این سکوتِ ابدی…

0 48

چقدر انتظارتان را کشیدم لحظه به لحظه با این آهنگ؛ که مثل ماه سوی آسمان بیایید؛ مثل سرو سوی بوستان بیایید. چه وقتی‌که ایران بودم و چه در تبعید، چقدر خوابتان را دیدم… هر بار ‌می‌دیدم که آزاد شده‌اید و دوباره کنار مایید. حتی قبل از انتخابات 92، شبی خواب دیدم که از دور برایم دست تکان دادید و گفتید به زودی داریم می‌آییم. و من با خیالِ خام خود فکر کردم که تعبیرش این است که اگر روحانی رئیس جمهور شود، شما آزاد می‌شوید، شما و آن دیگرانِ عزیزِ در بند. همین باعث شد که فردای آن شب، فورا بنشینم و آن نامه در حمایت از روحانی را بنویسم… حالا سال‌هاست که سرخورده‌ام از این‌که آزاد نشدید، از این‌که قدمی برای آزادی‌تان برداشته نشد، و ظاهرا هر چیزی در اولویت است جز آزادی شما؛ این را نه فقط صاحبان قدرت، که مردمی که زمانی سبز بودند به گوشم می‌خوانند؛ که مرا به سکوت دعوت می‌کنند، و من، خسته‌ام از این سکوتِ ابدی… پس این ترانه‌‌ی همیشه جاویدان را به شما تقدیم می‌کنم که در تاریخ ایران، همیشه عزیز و جاویدان خواهید ماند:

بوی جوی مولیان آید همی

یاد یار مهربان آید همی

ریگ آموی و درشتی‌های او

زیر پایم پرنیان آید همی

آب جیحون از نشاط روی دوست

خنگ ما را تا میان آید همی

ای بخارا! شاد باش و دیر زی

میر زی تو شادمان آید همی

میر ماه است و بخارا آسمان

ماه سوی آسمان آید همی

میر سرو است و بخارا بوستان

سرو سوی بوستان آید همی

 

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال