In touch with Diverse Iranian Community

پیروزی ترامپ؛ رای اکثریت ناخشنود علیه نهاد قدرت یا . . .

0 34

پیروزی ترامپ؛ رای اکثریت ناخشنود علیه نهاد قدرت یا یا سربلند کردن نوامپریالیسم جهانی؟

[clear]

پیروزی ترامپ در انتخابات امریکا پس از رای خروج انگلیسی ها از اتحادیه اروپا و علیرغم همه نظر سنجی ها و تحلیل های کارشناسانه، نشانه دیگری از موج جهانی شدن پوپولیسم و ملی گرایی افراطی از فیلی پین گرفته تا روسیه و امریکاست.

در این تردیدی نیست که انتخاب میان ترامپ و کلینتون که از نامحبوب ترین نامزدهای تاریخ ریاست جمهوری امریکا بودند، در پی ” کثیف ترین کارزار انتخابانی” که پر از حملات شخصی و توهین های سیاسی دو نامزد بود، اساسا از بغض معاویه بود تا حب علی.

اما علت اصلی پیروزی ترامپ چالشگری و انتقادات رادیکال او علیه نهاد قدرت واشنگتن و کاخ سفید بر متن دو قطبی شدن شدید جامعه امریکا شکل گرفت. دوقطبی شدن جامعه امریکا روندی است که از سال 2000 میلادی در همه عرصه های اقتصادی، ارزش های اجتماعی ، ذهنیت سیاسی، چند پارگی دینی و تغییرات جمعیتی آغاز و اینک با تضعیف و تجزبه طبقه متوسط که مهمترین عامل ثبات سیاسی و اقتصادی هر جامعه ای است، این کشور را به جزایری دور از هم تبدیل کرده است.  شكاف ميان فقروثروت وکشش شعارهاي پوپولیستی ترامپ نظیر آزاد سازی اقتصادی، ایجاد شغل، سیاست خارجی تهاجمی، نظامی گرایی بیشتر، جلوگیری از مهاجرت ، دعوای تجاری با چین و ژاپن و کره جنوبی که در ذهن بازندگان اقتصادی این کشور “تحقیر امریکا” تلقی می شوند، اکثریت خاموش رای دهندگان را بسوی او جلب کرد.

این راه حل‌های ساده اما غیر عملی، رای طبقه کارگر، سفید پوستان ناراضی و حتی اقشار حاشیه نشین و کم تحصیل امریکایی را بسوی انتخاب نامزدی چالشگر و غریبه ای که خارج نهاد قدرت قرار دارد جلب کرد. بخش‌هاي گسترده‌اي از محرومان، حاشيه‌نشینان شهر‌ها و سرخورد‌گان اجتماعي، در گفتمان پوپولیستی و توده‌پسند و رفتار عاميانه ترامپ، هم نارضائی و اعتراص شديد خود را به نهاد قدرت ابراز داشتند وهم در وعده‌های او روزنه‌اي براي گشودن چشم اندازی تازه در زندگي‌شان یافتند. ۶۲ در صد امریکایی‌هایی که از همان ماه سپتامبر انتخاب خود را کرده بودند، سرخورده و خسته از نماینده نهاد قدرت یعنی کلینتون در سیمای ترامپ نجات بخشی را یافتند.  رویکرد و ژست سیاسی و حرکات بدنی ترامپ توانست مخاطبین و متحدین تازه و نیز تازه نفسی را بسوی او بکشاند.

اکثریت آنها فکر می‌کنند که اوباما آمریکا را کوچک و تحقیر کرده است. ترامپ این پیام را به رای دهندگان رساند که آمریکا دوباره باید آقای اقتصاد جهان شود و برای رسیدن به این منظور هرکاری را مجاز خواهد دانست.  محافظت شدید از بازار داخلی، تحمیل هزینه‌های نظامی به متحدان برای مدیریت جهانی و فروش وسیع سلاح به هر کشوری که سلاح بخواهد از برنامه‌های اقتصادی ترامپ خواهد بود. ترامپ می خواهد حتی اروپا را هم زیر چتر حمایتی خود درخواهد آورد. به سخن دیگر پیام ناگفته ترامپ به ساده اندیشان امریکایی این بود که امریکا در دنیای جهانی شده امروز که با رقابت اقتصادی و روابط دیپلماتیک میان کشورها گره خورده است، باید دوباره به یک یکه تاز و امپریالیسم جدیدی تبدیل شود که حتی از جنگ سرد اقتصادی بین‌المللی و به مخاطره انداختن صلح هم به منظور کسب امتیازهای اقتصادی از دیگر کشورها،  ابایی نخواهد داشت. اما این تغییرات لزوماً به سود فرودستان نخواهد بود و احتمالاً وضع آنها را بدتر هم خواهد کرد. اما “جنبش” نژادپرستانه ترامپ که با حمایت وسیع رسانه های گروهی امریکا روبرو شد، شخصیت غیر قابل پیش بینی او و نیز فردیت نیرومندش که از او در نزد رای دهندگان امریکایی یک شخصیت کاریسماتیک ساخت، در آمیزش با توده‌های بازنده و کم‌تحصیل امریکایی، می تواند نه فقط  برای امریکا بلکه برای جهان و به‌وِیژه ایران و خاورمیانه بسیار خطرناک و نگران‌کننده باشد. گرچه او به دلیل حضور نسبتا نیرومند نخبگان سیاسی امریکا قادر به تحقق بسیاری از وعده های خود نخواهد بود.

انتخابات امریکا جای خالی “راه سوم ” یعنی راه حل سوسیال دمکراتیک به معنای گسترش و افزایش تحصیلات ، رفاه همگانی، بهداشت همگانی، ایجاد فرصت برابر برای همه شهروندان و به‌ویژه تلاش برای توزیع عادلانه ثروت  و سیاست مسالمت آمیز خارجی را به شکل تردید ناپذیری آشکار کرد. بدون گزینش این راه همه جهان از جمله رای دهندگان ناراضی بازنده اصلی خواهند بود.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال