آشیان / ادبیات / چند بهاریه از خالد بایزیدی (دلیر)
۳ شعراز خالد بایزیدی (دلیر)

چند بهاریه از خالد بایزیدی (دلیر)

۱

برای آمدن بهار

هیچ نیازی به شکوفه‌ها نیست

نگاه تو

سرشار از شکوفه‌هاست

در تمامی فصول

۲

بهارکه آمد

پنجره ای پراز نسیم

به درون اتاق تنهایی ام ریخت

و کبوتری نغمه خوان

که بر ایوان خانه ام می گفت:

خجسته باد بهاران

۳

به چشمان سبز تو

می اندیشم…

که آیا بهار؟

سبزی رنگ اش را

از نگاه تو ربوده

یاتو

سبزی چشمانت را

از بهار؟!

۴

بهار را از این روست

دوست میدارم

که چون چشمان تو

مدام در زردترین رنگها

سبز است

۵

ماهی ای چه باشتاب

درشیشه ی بلورین آب

که می کوشید…

با آخرین واپسین نگاه اش

سال نو را

تبریک بگوید

و ما شاد از غروب نگاه اش

۶

امسال هم گذشت

و تقویم دوباره ورق خورد

پیرمردی باعصایش

دوباره می کوشید

به درخت بید باغچه اش

بهاران را

تبریک بگوید

۷

پرنده ای فقط می خواست

نغمه ای برای بهار بخواند

که شکارچی ای باتیروکمان اش

آن را از بلندای درخت

به زمین انداخت

ومن هنوز

غمگین آن بهارم

۸

عمر ما

چهار فصل بیش نیست

مابقی…

تکرار آن

۹

من بهار را

از چشمان سبز تو

دزدیده ام

و تو

کبوتر عشق ام را

از نگاه من

۱۰

بهارم!

اما نمی دانم:

از چه درخت‌هایم بی شکوفه اند

شاید…

باد سهمگین دیروز

درآستانه ی رویش شکوفه هایش را

به خزان بی هنگام سپرده

درباره شهرگان

پیشنهاد خوانش

شعرخوانی شاعران آمریکایی علیه تحریم ایران به فرهاد میثمی تقدیم شد

شماری از شاعران آمریکایی غروب سه‌شنبه دو بهمن (۲۲ ژانویه) در واکنش به تحریم‌های دولت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *