In touch with Diverse Iranian Community

چند شعر از عباس فتحی زاده

0 74

عباس فتحی زاده؛ شاعر، متولد ۱۳۳۹ – لاهیجان، ساکن تهران. فتحی‌زاده با نشریات استانی و دانشجوئی همکاری دارد و از او  مجموعه شعری با عنوان «آبی بیکران» توسط نشر روزآمد منتشر شده‌است.

[clear]

۱

باد!
نفس تازه می کند
تا گرمای کم رمقِ آفتاب
بر چهره ات لحظه ای بیارامد
گونه هایت گلگون می شود ,
با وزش دوباره اش
خورشیدِ بی فروغ
تنها چشم ها را خیره می کند و بس

در کوچه های تنگ و بی قواره و خیس
دیدار سایه وار
شرمسار
نقش می بندد
بر تن دیوار
پاییـــــز بی اعتنا گم می شود در گیسوانت

و من افسوس
در رویای دیگرم هنـوز
[clear]

[clear]

۲

 پاییزِ خموش

بر دل نشست
غم نام آشنای درد
در خود گریست
شب بی انتهای سرد
پاییز هم به تماشا نشسته بود
بر خاطراتِ بی وفاییِ برگهای زرد
باد خزان همه پیوندها ربود
درهم شکست
نَفَسِ بال های سرو

[clear]

۳

باران ! ببار
بر تن عریانِ شاخسار
تا آنکه باز برویَد جوانه ای
آلاله ناز بخواند ترانه ای
[clear]
۴

جمعی شتابان
به دنبال بهانه ای
برای دیر رسیدنشان
در میان انبوه آرزوهای تازیانه خورده
به پایان می رسند
و من اینجا تنها
در پی تکّه ی جا مانده ی خود
می مانم

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال