In touch with Diverse Iranian Community

چند شعر از عیدی نعمتی

1 184

متولد آغاجاری در خوزستان و قد کشیده در یک خانواده ی کارگری ست. نوشتن را از روزنامه ی دیواری  دبیرستان آغاز کرده است . درباره خودش و نوشتن می گوید: ” در فضایی که بوی بابونه وُ نفت می داد، دنیا را نظاره می کردم و برای فهم زندگی به کتاب پناه می بردم. از آن جا که در جوامع استبداد زده ، دیواری مرز هنر وادبیات را از سیاست جدا نمی کند ، سر بر بالش سیاست گذاشتم و خواب های آشفته که تا هم اکنون نیز ادامه دارد شروع شد. چند سالی نیز به گفته زنده یاد به آذین مهمان آقایان بودم . آن گاه  که روی موج صدای مردم به ساحل زندگی باز آمدم ، هنوز عرق ها خشک نشده آواره ی دنیا شدم . در تمام این سال ها شعر همدم و همراه من بوده در گذر از چم وُ خم روزگار. اگر تاریخ از رویداد ها فاصله می گیرد تا آن را بازگو کند، هنر و ادبیات از درون با هستی و گذران آدمی سروُ کار دارد و  شعر نزدیک ترین و درونی ترین روایتگر آدمی ست”

اکنون مقالاتی در حوزه ادبیات و سیاست در جراید از او منتشر شده اند. او همچنین چهار کتاب شعر دارد:

 (1)- چقدر سوراخ روی این دیوار است  2008

 (2)- صمیمیت های غارت شده  2012

 (3)- باد از پسِ پلکِ یاد می وزد 2014

 (4) –آخرین انار پاییز – نشر زاگرس 2017

 

(۱)

شعبده باز

از کلاه

خرگوش وکبوتر در می آورد

گه گاهی گل سرخ.

من ازآبی چشمانت

چند ماهی و

یک قصه برای خواب !

 

(۲)

چقدر سکوت

دراین ساحل است

چقدر رنگ دراین دریا .

پاییز

خم می شود روی گل ها و

سطل سطل رنگ برمی دارد

می پاشد روی دریا و

روی خیال من .

چقدررنگ

در این ساحل است

چقدر فریاد در این دریا .

 

(۳)

در گلویم

چند آواز خاکستر شوم

در چشمم

چند چراغ  خاموش

من از ارتفاع زخم

به عاطفه ی دست تو می رسم

به اقلیم رویا

باران

رد نمک را از زخم های کهنه می شوید

کمی پیش تر بیا

 فهم رویا از حضور تو آغاز می شود

کمی پیشتر بیا

شب روشن می شود!

 

(۴)

کمی بیشتر همیشه دوستت دارم

کمی بیشتراز همیشه دوستم بدار

شاید سهم فردا را نبینیم

اینجا

سرزمین بادها وُ

گم شدن های ناگهانی ست!

 

1 نظر
  1. Sareh Sokoot
    Sareh Sokoot نظر کاربری

    عیدی نعمتی

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال