آشیان / ادبیات / چند شعر کوتاه از سریا داودی حموله

چند شعر کوتاه از سریا داودی حموله

۱

دختران آب

پسران آتش

روزی نام تو را

از بنفشه های کوهی خواهند پرسید

آن روز

همه می دانند

حرف اول و آخر نام ما یکی است!

[divide style=”2″]

۲

از درهای بسته حرف زدیم و

دهان های باز

هیچ فکر نمی کردیم

مرگ

 نام کوچک ما  را صدا زند!

[divide style=”2″]

۳

هر برگی درد دارد

درد

 وارونه ی زنی ست

که از سنگ و صخره

 استعاره گرفت

امادر هیچ آیینه ای خوشبخت نشد!

درباره شهرگان

پیشنهاد خوانش

پنج داستان ۵۵ کلمه‌ای از کتاب “زندان دیکتاتور” نوشته‌ی بهروز عرب‌زاده بهروز عرب‌زاده

  ۱. حسرتِ آغوشِ گمشده ای فضای سینه اش را آزار می داد کنار زن …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *