In touch with Diverse Iranian Community

تلۀ پیشرفت

0 193
زمین، سیاره آسیب پذیر: تاریخ اقتصادی کوتاهی از محیط زیست نویسنده: جان بالمی فاستر مترجم: محسن صفاری تهران، انتشارات جهان ادیب، ۱۳۹۵
محسن صفاری

محسن صفاری؛ مترجم ساکن ونکوور – کانادا است که نوشتن مقالات اقتصادی را از زمان دانشجویی با نشریه دانشجویی باران در لاهیجان آغاز کرده و تاکنون نیز ترجمه‌های زیادی از او در نشریات فارسی به‌ویژه شهروند بی‌سی و سایت شهرگان چاپ شده‌است.

کتاب «زمین، سیاره آسیب پذیر: تاریخ اقتصادی کوتاهی از محیط زیست» اثر جان بالمی فاستر را ترجمه کرده که سال گذشته (۱۳۹۵) در  تهران، توسط انتشارات جهان ادیب، منتشر شده‌است. او کتاب دیگری در حوزه محیط زیست در دست ترجمه دارد با عنوان: «تلۀ پیشرفت، تاریخ کوتاهی از پیشرفت در جوامع انسانی» نوشته رونالد رایت.

[clear]

[clear]

زندگی در ونکوور در دو دهۀ اخیر این گمان را در من تقویت کرده بود که این گوشه از جهان دست کم در کوتاه مدت از عوارض بحران جهانی زیست محیطی در امان خواهد بود. نادرست بودن این گمان را تابستان امسال رقم زد. در پی زمستانی سرد و کم سابقه در دهه‌های اخیر، بهاری پر باران که رکورد زد، و تابستانی تقریبا خشک و بی باران، ابتدا چتری از دودِ ناشی از سوختن ۲۰۰ هکتار جنگل های خشک استانی شهر را به مدت دو هفته پوشانید. پس از رفتن دودها، تازه در لذت استفاده از هوای پاک ونکوور بودیم که گزارشی انتشار یافت مینی بر این که نیروگاه اتمی آسیب دیدۀ ژاپن در زلزلۀ سال ۲۰۱۱، که آسیب آن را بیشتر از نیروگاه منفجر شده چرنوبیل شوروی دانسته اند، هیچ گاه به تمامی مهار نشده و نفوذ پس ماندهای رادیو اکتیو به آب های اقیانوس آرام، که از ابتدا ۳۰۰ تن در روز بود، در تمام مدت ادامه داشته است. نتیجه آن که آب ها و آبزیان این اقیانوس آلوده بوده و مصرف خوراک دریایی در هاله ای از ابهام گزارش‌ها و داده‌های گوناگون قرار دارد. پس از چندی دودی دو روزه بر فراز شهر داشتیم که گفتند این بار از کالیفرنیا آمده است.

جلوه‌های بحران زیست محیطی هم اکنون در همه جای کرۀ خاکی ما خود را نشان می دهند: کم آبی و خشکیدگی در خاورمیانه، سیل و طوفان در آسیای جنوبی و آسیای جنوب شرقی، طوفان های شدید تر از همیشه در کارائیب و جنوب آمریکا، آتش سوزی‌های گسترده در بی سیِ کانادا و هم اینک در شمال کالیفرنیا که کارشناسان شدت و گستردگی آنها را به گرمایش هوا نسبت می دهند، هشدار معاون وزارت خارجه ایران به خطر جنگ آّب در خاورمیانه و هشدار رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، عیسی کلانتری، مبنی بر احساس خطر برای کل کشور و پیش بینی مرگ سرزمینِ زادگاه ما ایران. راست آن که خشم طبیعت جایی برای تردید در این بحران و فرافکنی صاحبان منافع  و بهره مندان از حفظ وضع موجود باقی نگذاشته است.

همچنین، طبیعتِ خشمگین از فشار انسان، جایی برای خوش خیالی و خوش خیالان باقی نمی گذارد. همۀ ما، هر کجا که هستیم، تاوان دوشیدن و خفه کردن زیست بوم خود را به وسیلۀ غارتگران طبیعت و انسان به درجات گوناگون می پردازیم و خواهیم پرداخت

اما  پرسش این است که آیا این همه صرفا ناشی از تمدنِ مدرن، ماشینیسم، فن آوری های جدید، سوخت های فسیلی، و مصرف گرایی رو به گسترشِ انسانِ مدرن به بهای نابودی طبیعت است؟ آیا سرمایه داری تنها نظامی در سیر حرکت تاریخی انسان تا به امروز است که بر شاخه نشسته و بی مهابا بن می برد؟ به سخن دیگر آیا این تلۀ پیشرفتیِ است که تمدنِ مدرن سبب به دام انداختنِ انسان در آن شده است؟

در نخستین کتابی که در زمینه بحران زیست بومی ترجمه کردم و سال گذشته در ایران چاپ شد و انتشار یافت۱ نویسندۀ کتاب، دکتر جان بلامی فاستر، شرح کوتاهی از پژوهش خود در تاریخ اقتصادی محیط زیست را آورده است. نویسنده، با گذری کوتاه بر وضعیت محیط زیست در جوامع پیش سرمایه داری، به بحران زیست بومی در نظام های دورانِ معاصرِ اتحاد جماهیر شوروی سابق و سرمایه داری پرداخته، ریشه ها و عوامل بحران و راه های رویارویی با آن را به بحث می گذارد.

اما در کتاب دومی که در همین زمینه در دست ترجمه دارم۲ نویسندۀ کتاب، دکتر رونالد رایت، پژوهش خود را به پاسخ به پرسش کلیدی بالا ونشان دادن تله های پیشرفت در سیر و سفرچند هزار سالۀ انسان، از آغاز پیدایش تمدن های باستانی  و پس از آن اختصاص داده است. در این کتاب او ابتدا تمدن های جزیرۀ کوچک ایستر، میان رودان (بین النحرین)، سومر، مایا، روم، و سپس تمدن های مصر و چین را مورد کتکاش قرار می دهد. آماج او در این کنکاش عوامل و ریشه- های فروپاشی این تمدن ها است. این فروپاشی ها در مورد تمدن های جزیرۀ کوچک ایستر، میان رودان، و سومر چنان بود که دیگر هر گز امکان نوزایی آنها در طول تاریخ فراهم نشد. دو مورد دیگر، مایا و روم، آن گونه که نویسنده می- گوید، «در جایی که تقاضا از زیست بوم در بالاترین میزان خود بود، در قلب امپراطوری های خود، سخت دچار فروپاشی شدند. با این همه جوامعی بازمانده از آنان خود را به دوران مدرن کشاندند. در طول یک دوران هزار سالۀ کم- جمعیتی، که بارش خاکستر برآمده از غلیان آتش فشان ها و نیز تلفات ناشی از بیماریهای همه گیر به کمک آن آمد، در هر دو کشور، زمین فرصت یافت تا نو جان شده و خود را بازسازی کند.»۳ نویسنده دو تمدن مصر و چین را در این میان دو استثناء  می داند که نخستین به کمک یارانه ای از خاک رسوبی که رود نیل همه ساله از سرزمین های آفریقایی بالا دست می آورد، و دومی به کمک لایه هایِ باد آوردۀ زاینده و ستبرِ  رویی خاک به زندگی خود ادامه دادند. «بسیار پیش تر از آغاز کشاورزی، بادهای خشکی که از سویی به سوی دیگرِ اقلیم اوروآسیا می وزیدند،لایه-های رویی خاک را، که به علت عقب نشینی یخچال های طبیعی برهنه شده بودند، برداشته و در چین به صورت لایه های  باد رفتی، به شکل زمینی به رنگِ یال و پشم شیر که نام رودخانۀ زرد از آن می آید، فرود آورده بودند.»۴

آن چه را که نویسنده در کنکاش خود در فروپاشی تمدن های باستانی برای ما به تصویر می کشد این است که عامل تعیین کننده در این فروپاشی ها رویکرد تخریبی انسان به زیست بوم خود، از بین بردن باروری زمین و از اینرو نابودی کشاورزی به مثابه تامین کنندۀ اصلی معیشت طبقات فرو دست و ثروت و قدرت ثروتمندان و فرمانروایان بوده است. اگر چنین است، یعنی اگر انسان نه تنها در دوران مدرن، بلکه از همان آغازِ پیدایشِ تمدن با رویکردی تخریبی به طبیعت، فروپاشی تمدن خویش را رقم زده است، اینک که با  بیش ازهفت میلیارد نفر جمعیت در دهکده ای جهانی زندگی می کنیم و بر همۀ پهنۀ کرۀ زمین گسترده ایم اندازه های فاجعۀ فروپاشی به گستردگی تمامی کرۀ زمین است.

آیا هشدارهای طلیعۀ بحران قدرتمندان را بیدار نخواهد کرد؟ آیا آنان مانند خواب گرد ها کژ راهۀ خویش را ادامه داده و ما را به سوی فروپاشی و فاجعه ای عظیم رهنمون خواهند شد؟

[clear]

___________________

۱. «زمین، سیاره ای آسیب پذیر»، نوشتۀ جان بلامی فاستر، ترجمۀ محسن صفاری.

۲.۳.۴. «تلۀ پیشرفت، تاریخ کوتاهی از پیشرفت در جوامع انسانی» نوشتۀ رونالد رایت.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال