پیشنهاد سردبير دیدگاه صفحه اول گزيده‌ها گوناگون

یک‌بار نزیستن و دو بار مردن

متن سانسور نشده و کامل یادداشت رضا خندان مهابادی
Darvishian3-650x433 یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
علی‌اشرف درویشیان

راست این‌که علی‌اشرف درویشیان دو بار مرد؛ اما یک بار هم زندگی نکرد. اول‌بار هنگام شصت‌وشش سالگی بر اثر سکته‌ی مغزی درگذشت و بار دیگر در هفتادوشش سالگی. اردیبهشت سال ۸۶ هنگامی که از بیمارستان بیرون آمد خودش را جا گذاشته بود. درویشیانِ پرکار و پرجنب‌وجوش، او که دایم در تقلا و کوشش بود، می‌نوشت، می‌خواند، منتشر می‌کرد، با هر یک از علاقمندانش که درخواست ملاقات داشت می‌نشست و مهربانانه به آنها گوش می‌کرد؛ در کانون نویسندگان ایران حضوری موثر و مداوم داشت، با کیف و بغلی پر کتاب به جلسه‌های -حتی – کوچک داستان‌خوانی می‌رفت. دعوتشان را می‌پذیرفت، برایشان داستان می‌خواند، در نوشتن راهنمایی‌شان می‌کرد و به آنها کتاب هدیه می‌داد.

سخن کوتاه ، به فهرست کتاب‌ها و اثرات حضور اجتماعی‌اش که نگاه کنیم، میزان کوشش‌هایش را متوجه می‌شویم. این درویشیان پر تحرک، پرانگیزه و پرمشغله با آن سکته‌ی مغزی درگذشت و جای خود را به تخت بیماری داد و با وجود مراقبت‌های شبانه‌روزی و مجدانه همسرش، شهناز دارابیان، دیگر بازنگشت. آن که ماند همچنان قلبی مهربان در سینه‌اش می‌تپید و روحی بزرگ داشت؛ جسم اما در طول زمان کاهیده شد تا مرگ دوم در چهارم آبان ۱۳۹۶.

از عادت‌های فرهنگی ماست که پس از مرگ کسی از او به نیکی یاد و به فضیلت‌هایی منسوبش کنیم. مردم آنان را که بیشتر دوست دارند، گاه تا ماوراء، تا حد وجودی فرا انسانی بالا می‌برند. این چند روز پس از مرگ درویشیان من این را مشاهده کردم. او البته انسانی بزرگ و نویسنده‌ای سرشناس و محبوب بود؛ اما از اسطوره‌ها نیامده بود، موجودی ماورایی نبود بلکه انسان بود مثل انسان‌های دیگر، از گوشت و پوست و استخوان، نیازهایی داشت و آرزوهایی. فشارها و آزارها رنجیده‌اش می‌کرد، سانسور و توقیف کتاب‌هایش او را اندوهگین و گاه عصبی می‌کرد. استرس تعقیب و ربودن که در دوره‌ی قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای بیشتر شده بود، آزارش می‌داد. زندان شاه و شکنجه‌هایش . . . غم نان در دوره‌هایی از زندگی‌اش. . . نگرانی همسر و فرزندانش. . . احضارها و بازجویی‌ها. . . ردیه‌ها و شانتاژها . . . و موردهای مشابه دیگر بر جسم و جان او اثرات جان‌کاه می‌گذاشت و این اثرها صدچندان می‌شود اگر شخص غم و مشکل دیگران را نیز مسئله‌ و امر خود بداند و اگر آرمانش برابری و آزادی در جامعه باشد، که درویشیان چنین بود. او نه فرشته بود و نه از اسطوره‌ها آمده بود دلش می‌خواست آسوده زندگی کند، غم نان نداشته باشد، شاد باشد، راحت بخوابد، بی‌استرس و فشار آنچه دوست دارد بنویسد.

متن بالا که از سوی رضا خندان برای چاپ بی‌کم‌و‌کاست در اختیار روزنامه شرق قرار می‌گیرد، چند جای آن سانسور می‌شود. یادداشت کوتاه رضا خندان در اعتراض به این شیوه چاپ آثار به عنوان: «سانسور . . . باز هم سانسور» در زیر آورده می‌شود:

mahabadi-khandan-e1509914183783-254x302 یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
رضا خندان مهابادی

«سانسور . . . باز هم سانسور

امروز روزنامۀ شرق در صفحۀ ۹ مطلب کوتاهی از من منتشر کرده است اما با وجود تاکید من بر چاپ “بی‌کم و کاست” متن، چند جای آن سانسور شده. من هیچ علاقه‌ای به انتشار مطلب در روزنامه‌هایی که هر کدام به جناحی یا گروهی از صاحبان قدرت وابسته هستند و ادای مستقل بودن در‌می‌آورند نداشته و ندارم. می‌دانم مسئولان آنها نیز از نویسندگانی مثل من که برایشان باید و نباید می‌کنند خوششان نمی‌آید. این است که کمتر راهم به این گونه روزنامه‌ها می‌افتد. اما درگذشت علی‌اشرف درویشیان یک بار دیگر ما را سر راه یکدیگر قرار داد. روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های مختلفی ابراز علاقه کردند که متنی یا گفتگویی از من داشته باشند از جمله روزنامۀ شرق. آن روزها به دلیل مشارکت در برنامۀ خاکسپاری درویشیان فرصت من اندک بود. با این همه در مجالی کوتاه یادداشتی آماده کردم و فرستادم. از آنجا که می‌دانم خبرنگاران و گزارشگران و بعضی مسئولان صفحه‌ها عموما و معمولا نقشی در سانسور نوشته‌ها ندارند خطاب به کسی که از من مطلب خواسته بود، نوشتم: ” . . . لطفا به مسئولان مربوطه بفرمایید متن را بی‌کم و کاست منتشرکنند؛ یا اصلا نکنند”. اما امروز متن با “کم و کاست” چاپ شد! البته در پدیدۀ زشت سانسور هر کس به سهم خود باید جواب‌گو باشد. آن “مسئولان مربوطه” مجریان منویات آمران هستند وآمران مجریان قانون و مقررات سانسور. در این سلسله هر یک به قدر حلقۀ خود مسئول است. هیچ‌یک نمی‌تواند با پنهان شدن پشت دیگری خود را از مسئولیت اعمال سانسور مبرا کند. قانونی که ضد آزادی و حقوق اساسی انسان‌ها باشد قابل احترام و رعایت نیست. سانسور باید لغو شود. قانون آزادی بیان وقتی روی قاعده‌اش قرار می‌گیرد که رو به مردم و پشت به دولتها باشد. این قانون باید تضمین کند که دولت‌ به حق بیان مردم نه تنها تعرض نخواهد کرد بلکه امکانات لازم را برای برخورداری از حق آزادی‌ بیانشان فراهم خواهد آورد. اما اکنون وضع وارونه است قوانین طوری وضع شده‌اند که تضمین کند مردم از حق آزادیشان استفاده نکنند ! تکرار می‌کنم که نقش قانون نافی مسئولیت افراد نیست زیرا این افراد هستند که باید بر ضد قانون سانسور فعالیت کنند و آن را تغییر دهند.»

Please follow and like us:
cute_twitter یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
icon_Visit_us_en_US یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
fa_IR_Follow یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
fa_IR_Tweet یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
cute_telegram یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
telegram_message یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
telegram یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
cute_linkedin یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
icon_en_US یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
en_US_share یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
cute_whatsapp یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
cute_instagram یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
cute_soundcloud یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
cute_fbmessenger یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
cute_youtube یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
icon_Visit_us_en_US یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
cute_email یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
cute_pinterest یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
pinterest یک‌بار نزیستن و دو بار مردن
fa_IR_save یک‌بار نزیستن و دو بار مردن

Related posts

چرا ضد کارگاه شعر؟

سپیده جدیری

کمپین توییتری “کلید کو” برای آزادی “رهبران در حصر”

شهرگان

دو شعر از سیاوش شعبانپور

شهرگان

اظهار نظر