یک شعر از شهین راکی
خواستم تا جهان ضرب آهنگ صدای تو باشد و رعشه بر رگان خاموش کهکشان افتد خواستمتا به نامام بخوانی...
Read More
Select Page
شهین راکی | 7 آذر 1404
خواستم تا جهان ضرب آهنگ صدای تو باشد و رعشه بر رگان خاموش کهکشان افتد خواستمتا به نامام بخوانی...
Read Moreشهین راکی | 4 مهر 1404
هر جا دهان به ابراز گشودیپای حیرت چشمانت کمین کرده ام و بی آنکه بدانی بر استخوان گونه ات آرمیده...
Read Moreشهین راکی | 5 تیر 1404
. . آری، آتش بس داده اند کوانتوم چشمانت آخرین مهره را پی میگیرد تا جان به تن شعر باز گردد من اما...
Read Moreشهین راکی | 14 خرداد 1404
با همین لکنت کلام بر تنش و تقدیر زمان عشق را مقدر میگردانی تا این مجمر خاموش این جوهر دان خشکیده...
Read Moreشهین راکی | 3 اردیبهشت 1404
. . این تن این تن هزار لایه ماه را قورت داده بود باید به معراج خود میرسید و بر محراب شب پوست بر...
Read More