In touch with Diverse Iranian Community

چند شعر از ملینا علیپور

0 77

ملينا عليپور؛ متولد ٦ مرداد  ١٣٦٥ – تهران: معمار، نقاش، طراح لباس و شاعر است. علیپور كارشناسی ارشد معمارى را از دانشگاه آزاد اسلامى و مدرک بين‌المللى دکوراسیون داخلی را از وزارت علوم دریافت کرده‌است.

ملینا علیپور رتبه دوم المپيادهای ریاضی در سال ۱۳۸۴ را نیز از جشنواره برگزيدگان علمی، فرهنگی و مهارتی در کارنامه خود دارد و با آتلیه تاش، تحریریه روزنامه همشهری معماری و روزنامه هفت صبح تهران همکاری داشته و آثارش به چاپ رسیده‌است.

یک

[clear]

آن هنگام كه خاطرات در جانت رخنه مى كند

و دَم نمى زنى

همانند فشردن دكمه اى ست

در آخرين برداشتِ تراژدى

زمان مكث مى كند

و گويى در جهانى وارونه ايستاده اى

در انتظار كسى كه بايد باشد

دكمه ى جريان را بزند

اما محبوبم !

مى دانى كه طاقت سكانس پايانى كارِ هركسى نيست

___________________________________________

به مناسبت متوقف شدن توليد و انقراض فيلم VHS

At the time when memories are revived and

Find their way into your mind

And you don’t breathe a word,

It’s like pushing a button down

On the last reminding of  a tragedy .

Then, the time would pause

As if you were standing upside down,

In the world , waiting for someone

who was ready to press the button

For an event.

But my beloved!

Do you know that the endurance for the last Sequence

Is not the job everybody could do!

[clear]

Pertaining to the stopping of production and putting an end to the V H S movies

[clear]

دو

آنقدر از هم دوريم كه
پیغاممان را بايد با دود به هم برسانیم !
و من آن سرخ پوست جسورى هستم
كه دست از عشقت نمى كشد
نمیدانم آن سو برای تو تکه چوبی هست ؟
من اینجا جنگلی را به آتش کشیدم
[clear]

We are so far away from each other
that we have to impart our messages
through smoke.
And I am that daring red Indian
who won’t relinquish your love.
I don’t know whether there is
a trash of wood by your side?
I have set fire to a jungle here!

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال