آشیان / برچسب آرشیوها:  امیر محمدی

برچسب آرشیوها:  امیر محمدی

عزیز داستانی کوتاه از امیر محمدی؛ شاعر و نویسنده

سفید، سیاه به غایت روشن است. وقتی که دو انگشت بالا تر از لاله‌ی گوش بیایی و دو انگشت دیگر به سمت پیشانی، رو به روشنی بزند. چشم اگر ساغر باشد و ابرو کمان ، لب ساقی می شود و شقیقه برای هر کس که شقیقه باشد برای تو شقایق …

بیشتر بخوانید

خونیاری (بخش سوم)

خونیاری

بخش سوم   سیگار پشت سیگار. عصبی بود. – رو سیام برادر. رو سیا. بد کردم با خودم. بد کردم با شما. وجدان، گاه گل سرخ است، گاه خوره. من خوره ای بودم برای فیروز، که بوی گل سرخ می داد. کلاف‌های سر در همی که هیچ وقت توان سوا …

بیشتر بخوانید

خونیاری (بخش نخست)

خونیاری

قسمت اول: فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِینَ ﴿30﴾ نفس سرکش، کم کم او را به کشتن برادرش ترغیب کرد؛ (سرانجام) او را کشت؛ و از زیانکاران شد. (30) دلاک، مرد ریزه میزۀ ترتمیزی بود. معمولاً اواسط هر ماه می‌آمد و بساطش را پهن میکرد میدان ده. …

بیشتر بخوانید