صفحه را انتخاب کنید

اشعار شاعران ایرانی در حمایت از اعتراضات مردم ایران

اشعار شاعران ایرانی در حمایت از اعتراضات مردم ایران

گیرم از شورشت بیندازند

با سرِ شور و شر چه خواهی کرد؟!

تا که جنگل رفیق آفت‌هاست

تو بگو! با تبر چه خواهی کرد؟!

صحنه‌ها را که واژگون بکِشند

مادرت را که به جنون بکِشند

پدرت را به خاک و خون بکِشند

با تفنگِ پدر چه خواهی کرد؟!

آب داری و دانه هم داری

جمع‌هایِ شبانه هم داری

گیرم اصلا که خانه هم داری

با دلِ در به در چه خواهی کرد؟!

‌آتشِ خیس مانده در باران!

لحظه‌ی زرد و عاصیِ آبان!

عقربِ خسته از زمین و زمان!

راستی بی قمر چه خواهی کرد؟!

گیرم اصلاً پرنده هم باشی

قلب سرخِ تپنده هم باشی

لب لبریز خنده هم باشی

با دو تا چشم تر چه خواهی کرد؟!

جاده ها را دوان دوان بشوی!

شاعرِ غربت جهان بشوی!

بعد دورت حصار بگذارند

بعد از آن بی سفر چه خواهی کرد؟!

گرگ‌ها هم که دست بردارند!

هم شغالان اگر که بگذارند!

با سگِ زرد گله‌‌مان، با این

نسل بز‌های گر چه خواهی کرد؟!

حیف! افسوس! گوش اگر می‌بود!

جیغ شاید که کارگر می‌بود!

بین یک مشت لال و کور و علیل…

آه… با شهر کر چه خواهی کرد؟!

نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

ویدیویی

بارگذاری...

آرشیو شهرگان