In touch with Diverse Iranian Community

بررسی وضعیت جنبش زنان پس از انتخابات در گفتگو با اکرم خیرخواه

0 56

بررسی وضعیت جنبش زنان پس از انتخابات
«ان.جی.او»ها وظیفه بازگرداندن گفتمان زنان به عرصه عمومی را بر عهده دارند

 تاقانون خانواده برابر  :پس از مشخص شدن نتایج انتخابات ریاست جمهوری، تحلیل‌های متفاوتی درباره شرایط سیاسی کشور مطرح شده است. برخی خوشبینانه و برخی با تردید به تبعات و پیامدهای ناشی از رویدادهای سیاسی نظر دارند. هنوز نمی‌توان درباره شرایط و وضعی که پیش آمده با اطمینان نظر داد، با این وجود کنش اجتماعی ناگزیر از تخمین و تحلیل سناریوهای مختلف است. اینکه شرایط به کدام سو می‌رود، مسئله ای است که ذهن بسیاری از کنشگران جامعه مدنی و جنبش‌های اجتماعی را به خود مشغول کرده است. در این رابطه، عواملی که ممکن است بر وضعیت زنان جامعه ایران و به طور خاص جنبش زنان اثرگذار شود، یکی از موضوعات حائز اهمیت و نیازمند بررسی است. برای بررسی و تحلیل این شرایط و عوامل، سوالات مشترکی را برای جمعی از کنشگران و فعالان حوزه مسائل زنان ارسال کردیم، تا نظرات آن‌ها را در این باره جویا شویم، به این امید که زمینه گفتگو و بحث‌های گسترده تری میان گرایش‌های مختلف جنبش فراهم شود. اکرم خیرخواه، از کنشگران جنبش زنان در شهر تبریز، از جمله دوستانی بود که به سوالات «تاقانون خانواده برابر» پاسخ داد. در ادامه، سوالات طرح شده و پاسخ‌های ایشان را می‌خوانیم:

 arton10044

تاقانون خانواده برابر: خانم خیرخواه عزیز، به نظر شما نتایج انتخابات اخیر چه تاثیری می‌تواند در وضعیت جامعه زنان ایران داشته باشد؟ و در مرتبه بعد، چه تاثیری بر شرایط جنبش زنان خواهد داشت؟

اکرم خیرخواه: آنچه که به نظر من مهم می‌آید این است که ناخواسته در فضای دوقطبی شده فعلی غرق شده و به نوعی فرصت‌ها و تهدیدها را از یاد ببریم. به عبارتی با بدبینی و تردید فرصت‌های احتمالی را نادیده بگیریم، یا با خوش بینی تهدیدهای پیش رو را. اما در این میان، اگر میانه روی آقای روحانی و دولتش را باور داریم باید که باب گفتگو را در مورد مسائل زنان نه آن‌ها بلکه ما بگشاییم که نمود بارز این مسئله در جلسه هم اندیشی که قبل از انتخابات برگزار شد و به نظر من کاری مثبت بود و باید ادامه یابد. مسلم است که وضعیت زنان نیز تابعی از وضعیت کل جامعه است. بدین سان اگر فضای عمومی بازتر شود، پرواضح است که زنان نیز از آن بی نصیب نخواهند بود. همچنان که در ساده‌ترین شکلش یعنی در شادی‌های پس از انتخابات دیدیم، حضور زنان اعم از اینکه صرفن شادی کنند یا در حداقلی‌ترین حالت پلاکاردهایی از مطالبات زنان همراه داشته باشند، خودنمایی می‌کرد. اما در مورد جنبش زنان، من به شخصه بسیار امیدوار هستم به بازگشت امید و جنب و جوشی دوباره به آن، منتها این مسئله به درایت ما بر می‌گردد که چگونه از فضای موجود استفاده کنیم.

تاقانون خانواده برابر: در شرایط فعلی، نقاط قوت و نقاط ضعف جنبش زنان را چطور ارزیابی می‌کنید؟

اکرم خیرخواه: همان طور که در سوال قبل اشاره کردم، وضعیت زنان و خاصه وضعیت جنبش زنان جدا از کل جامعه نبوده و نیست. همان طور که سایر جنبش‌های موجود، مثل جنبش دانشجویی، طی این سال‌ها سرکوب شده و به حاشیه رانده شده و لذا ارتباط تاثیرگذار خود بر عامه مردم را تا حدودی از دست دادند، جنبش زنان نیز حداقل پس از وقایع سال ۸۸ به نوعی از عرصه عمومی به محافل خصوصی و دوستانه کشیده شد و همین مسئله فاصله ای بزرگ بین ما و مردم انداخته است. به طور مثال، اگر طرح مربوط به گذرنامه نه در سال گذشته، بلکه در سال ۸۵ یا ۸۶ ارائه می‌شد و جنبش زنان در صدد گفتگو با مردم یا جمع آوری امضا در مخالفت با طرح برمی آمد، نتایج بسیار متفاوتی از سال قبل داشت. چون حداقل از دید من و با در نظر گرفتن فضای آن سال‌های تبریز مردم بیشتر با مقوله ای به نام زنان و حقوق زنان آشنا بودند؛ و لذا علاقمندانه حرف‌های مان را شنیده و با تائید امضا می‌کردند. در حالی که سر جریان طرح گذرنامه چنین فضایی بین مردم نبود و چه بسیار زنانی که مدافع طرح نیز بودند. مخلص کلام اینکه فاصله ای بین جنبش‌های اجتماعی و مدنی با مردم افتاده که نیازمند رفع آن هستیم تا بتوانیم مطالباتمان را بین مردم و بالاخص زنان عمومی تبدیل کنیم، و در کنار آن چانه زنی در بالا هم که جای خود را دارد.

تاقانون خانواده برابر: با توجه به تحلیلی که از شرایط دارید، نظر شما درباره برنامه‌ها و اقداماتی که فعالان جنبش زنان می‌توانند داشته باشند چیست؟ آیا پیگیری برنامه‌ها و کارزارهای گذشته کفایت می‌کند یا نیاز به راه اندازی الگوها و سازوکارهایی جدید برای فعالیت است؟

اکرم خیرخواه: به نظر من، به سازوکارهایی جدید متناسب با سطح نگرش مردم و دولت نیازمندیم. شاید برگزاری نشست هم اندیشی قبل از انتخابات به نوعی استارت اولیه جنبش زنان برای برنامه‌های آتی باشد. این را باید به فال نیک گرفت و در پی‌اش به فکر خواسته‌ها و برنامه‌ها بود. اگر از طرح‌ها و لوایحی که دولت می‌تواند برای بهبود وضعیت زنان ارائه کند و به یقین فعالین زنان در هر کدام از آن‌ها چه دیدگاهشان مدنظر قرار بگیرد چه نگیرد، باید حضور فعال در نقد یا جهت دهی به آن‌ها داشته باشند. البته این مقوله بر می‌گردد به نوع ارتباط با دولت. از این مقوله که بگذریم من به نهادهای جامعه مدنی، یعنی «ان.جی.او»ها باور دارم، و چون بیشتر فعالان جنبش زنان طی سال‌های گذشتگان.جی.اوهایی داشته‌اند باید که دوباره اقدام به فعال کردن آن‌ها کنند. به عبارتی، ان.جی.اوها وظیفه بازگرداندن گفتمان زنان به عرصه عمومی را به عهده می‌گیرند، و در سویی دیگر فعالان نامدار جنبش زنان به رایزنی با دولت اقدام می‌کنند، تا در ابتدا آنان را با مسائل زنان آشنا کنند، سپس ضرورت اقدام دولت برای بهبود وضعیت فوق و در نهایت لوایحی که دولتِ حساس شده به مسائل زنان به مجلس ارائه می‌دهد را برجسته سازند.

تاقانون خانواده برابر: به نظر شما، با توجه به شرایطی که به طور خاص طی هشت سال ریاست جمهوری احمدی نژاد بر زنان ایران تحمیل شد، در حال حاضر مهم‌ترین و کانونی‌ترین مسائل و معضلاتی که زنان جامعه ایران با آن مواجه هستند، چیست؟

اکرم خیرخواه: شاید این مسائل و معضلات از بعد فراوانی استان به استان فرق کند. اما در کل، با در نظر گرفتن وضعیت زنان آذربایجان، مسائل زیر را مهم می‌دانم: اعتیاد، کاهش شدید سن ازدواج دختران و در عین حال کاهش سن طلاق، اشتغال، روسپی گری و… البته اگر بخواهم تقسیم بندی کنم به مسائل فرهنگی، اقتصادی و… باید بگویم از بعد فرهنگی با افت شدید ارزش‌های اخلاقی مواجه شده‌ایم، از خیانت زنان و شوهران به همدیگر گرفته تا عادی شدن اعتیاد و بزهکاری زنان و…

تاقانون خانواده برابر: اگر قرار باشد کنشگران جنبش زنان متناسب با شرایط سیاسی و در انطباق با توانایی‌هایشان، بر سر مطالباتی به اجماع برسند؛ به نظر شما، از میان مسائل و موضوعاتی که جامعه زنان ایران مبتلا به آن است، کدام موارد قابلیت تبدیل شدن به «مطالباتی» هژمونیک را دارد؟ و چرا؟

اکرم خیرخواه: به نظر من مواردی هستند که حاصل نگرش و کار دولت قبلی بود. یعنی موارد عینی که به طور طبیعی دولت جدید با نگرش و سیاستی جدید امکان تغییر آن‌ها را دارد و با فشار و در عین حال حمایت از طرف جنبش زنان امکان تغییر آن‌ها وجود دارد. از جمله این گونه موارد، تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها و سهمیه بندی جنسیتی است. یا بحث اشتغال پاره وقت زنان و…

در کنار این‌ها، اگر شرایط دولت جدید را در نظر بگیریم که روی مسائل اقتصادی تاکید داشته و در همین حال اشتغال یکی از مهم‌ترین مسائل زنان است، پس با جمیع این شرایط «اشتغال زنان» می‌تواند به مطالبه ای قابل پیگیری برای جنبش تبدیل شود. از حذف سهمیه بندی جنسیتی در استخدام مشاغل گرفته تا برنامه ریزی استراتژیک برای ورود بلندمدت زنان به بازار کار.

آقای روحانی در تبلیغات خود بر تاسیس وزارت زنان تاکید داشت. به نظرم اگر در این مورد جنبش زنان به اجماع برسد و موافق تاسیس اش باشد، باید ابتکار عمل را به دست گیرد و بلافاصله برنامه ای مدون برای تاسیس آن ارائه دهد. چنان برنامه ای که حتی بتواند راهکارهای تامین بودجه آن را نیز پیش بینی کند، نه صرفا برنامه ای تئوریک از اهداف و کارکردها. یا اگر به هر دلیلی، فعالان جنبش زنان مخالف تاسیس چنین وزارتخانه ای هستند، لازم است طی نامه یا بیانیه ای کارشناسی دلایل مخالفت خود را اعلام و به آقای روحانی اطلاع دهند.

با توجه با اینکه اعتیاد، ناهنجاری‌های اخلاقی و روان پریشی در بین زنان افزایش چشمگیری داشته و بهبود وضعیت فوق در کنار برنامه‌های دولتی نیازمند فعالیت موسسات خاصی هست، باید خواستار امکانات ویژه برای تاسیس موسسات غیر دولتی در این زمینه‌ها باشیم. این امکانات ویژه از عبور راحت از بوروکراسی اداری، ثبت و تاسیس گرفته تا کمک‌های بلاعوض را شامل می‌شود.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال