In touch with Diverse Iranian Community

بومرنگ یازدهم سپتامبر به خانه پدری برمی گردد

در آستانه سفر باراک اوبامارئیس جمهوی آمریکا به عربستان، با انتشار یک گزارش در روزنامه نیویورک تایمزدر خصوص نقش این کشور و بعضی مقامات و شاهزاده های سعودی در حوادث تروریستی یازدهم سپتامبر 2001، تنش در روابط بین دو کشور بالا گرفته است. هم زمانی این گزارش با بحث در کنگره آمریکا در مورد محتوای 28 صفحه یی از گزارش تحقیقات مبسوط مربوط به حادثه که تاکنون محرمانه مانده و دولت مانع از انتشار آن شده بود، به داستان ابعاد فزون تری بخشیده است. آنچه در گزارش نیویورک تایمز به صورت تلویحی به آن اشاره شده است و اظهارات بعضی از نمایندگان کنگره از جمله باب گراهامسناتور سابق که در این تحقیقات مشارکت محوری داشته بود، خشم رهبران ریاض را برانگیخته است. گراهام در اظهارات خود می گوید این اطلاعات محرمانه، یک طرح کلی از شبکه‌ یی از افرادی را نشان می‌دهد که به اعتقاد وی از هواپیماربایانی که در حادثه یازدهم سپتامبر مشارکت داشتند، حمایت می‌کردند چنانچه هواپیماربایان هنگامی که در آمریکا بودند به طور قابل ملاحظه‌ یی مورد حمایت عربستان سعودی و مؤسسات خیریه و افراد ثروتمند عربستان بودند“. به همین دلیل چنانچه این بخش محرمانه تحقیقات یازدهم سپتامبر انتشار یافته و در کنگره نیز به احتمال زیاد مواجهه با تصمیم نمایندگان جهت اقدام مقتضی مورد پذیرش قرار گیرد، یک روند حقوقی شکل خواهد گرفت که می تواند دولت عربستان و بسیاری از نهادها و اشخاص مرتبط با این کشور را در معرض اتهام و مجازات قرار دهد. در چنین شرایطی از جنبه حقوقی راه برای پیگیری موضوع در سیستم قضایی آمریکا علیه عربستان باز می شود و از منظر سیاسی نیز این کشور در معرض یک برخورد و بی اعتباری جهانی قرار خواهد گرفت. هشدار عادل جبیروزیر بی تجربه ی امور خارجه عربستان در خصوص احتمال فروش اوراق مالی این کشور در بانک های آمریکایی به میزان 750 میلیارد دلار در واقع عکس العمل به همین رخداد تلقی می شود و تا حدود زیادی اثبات می کند که ریاض که از واقعیت دخالت حلقه هایی از دولت و نهادهای وابسته به این کشور در حوادث یازدهم سپتامبر به خوبی آگاه می باشد، تلاش دارد با فشار مانع از رقم خوردن این سناریو شود.

در خصوص آنچه در مورد روابط دوجانبه واشینگتن – ریاض و پیگیری حقوقی حوادث یازدهم سپتامبر در شرایط حساس کنونی در شرف انجام است می توان دو سناریو را از قبل پیش بینی کرد. در سناریوی اول این احتمال وجود دارد که با توجه به فشار افکارعمومی، خانواده قربانیان این حادثه تروریستی و نهادهای قضایی آمریکا، بالاخره بعد از سپری شدن 15 سال از زمان وقوع حادثه هم اکنون به دلایلی رهبران واشینگتن به نقطه تصمیم گیری رسیده باشند. موج جدید تروریسم بنیادگرای اسلامی که هم اکنون جهان را مورد تهدید قرار داده است و به درستی انگشت اتهام همگان به سمت ریاض به عنوان خاستگاه اصلی و مرکز توطئه های پیدا و پنهان در خصوص راه اندازی این هیولای مهیب نشانه رفته است، بدون شک در این تصمیم بی تاثیر نبوده است. هر چند که از همان ابتدای شکل گیری بنیادگرایی اسلامی و حمایت از جهادیون در دهه 70 میلادی در جنگ های افغانستان و حتی در جریان بی ثبات سازی لیبی و سوریه، در ایجاد این کارتل های تروریستی یک وجه اشتراک و منافع مشترک بین آمریکا و عربستان وجود داشت و هر دو در ایجاد، تجهیز و تسلیح این جریانات تروریستی مشارکت داشته اند اما هم اینک با سمت گیری هم زمان جهادیون تروریست به سوی اروپا و آمریکا، رهبران سیاسی و قضایی در واشینگتن زمان لازم را برای گسست یا حداقل مهار این پدیده، مناسب تشخیص داده باشند. شاید یکی از دلایل همین تاخیر 15 ساله نیز بر می گردد به این تضاد منافع و بروز اختلاف در خصوص پدیده تروریسم اسلامی که هم اکنون از کنترل محور غری تا حدود زیادی خارج شده و محور عربی – ترکی نقش هدایت کننده آن را حتی به بهایی به خطر انداختن امنیت غرب در دست گرفته اند. در سناریوی دوم اما معادلات و محاسبات بیش از آنچه به اصل ماجرا برگردد در حوزه تنظیم مناسبات ژئوپلتیک رقم خورده و این احتمال وجود خواهد داشت که در واشینگتن که در طی سال های اخیر از بعضی رفتارهای ریاض به شدت نارضایتی بروز کرده است از کارت نتایج این تحقیقات به عنوان یک اهرم فشار سیاسی بر ریاض استفاده می شود.

چنانچه بحث و احتمال تصمیم گیری در خصوص مسببین واقعی حوادث تروریستی یازدهم سپتامبر سیر حقوقی و سیاسی خود را به درستی طی کند این احتمال وجود دارد که در کلان تصمیمات سیاسی واشینگتن زمان تغییر مناسبات در خاورمیانه فرا رسیده باشد. با توجه به بر هم خوردن ثبات در شاخ آفریقا و خاورمیانه که هم اکنون ترکش های آن در قالب اقدامات تروریستی و موج جدید مهاجران به غرب رسیده است، می توان گسست این حلقه ژئوپلتیکی در بازی با کارت بنیادگرایی اسلامی را حداقل در غرب قابل تامل دانست. بدون تردید آنچه امروز در مورد نتایج تحقیقات حوادث تروریستی یازدهم سپتامبر از جمله بخش محرمانه این تحقیقات کلید خورده است بی مناسبت با دو سناریوی گفته شده نخواهد بود. شکست طرح ها و اقدامات واشینگتن در بهره گرفتن از بنیادگرایی اسلامی که دیروز به حوادث یازدهم سپتامبر منجر شد و امروز هم بی ثباتی و آنارشی در خاورمیانه را موجب شده است در طی این سال ها ضمن تامین منافع کارتل های صنایع نظامی اما به دلیل هزینه های نجومی جنگ افغانستان و عراق آن اندازه بر بودجه دولت فدرال سنگینی می کند که به اجبار زمان وداع نسبی با این نوع بازی فرا رسیده است. در طی یک سال اخیر و به خصوص بعد از ظهور هیولای داعشدر یک اشتباه محاسبه، رهبران ریاض و ترکیه به خوبی نتوانستند روند این تغییرات را رصد کرده و عکس العمل مناسب را نشان دهند که به همین دلیل هم اکنون در سیبل اتهامات و مجازات های احتمالی قرار گرفته اند. به همین دلیل در طی ماه های اخیر فشار بر ریاض و آنکارا به خاطر حمایت از تروریسم ابعاد بی سابقه یی پیدا کرده و حتی جریان اصلی رسانه مسلط نیز که معمولا به افکارعمومی آدرس اشتباه می داد حالا در تحلیل تروریسم جهادی شفاف تر عمل می کنند. سیاست تهاجمی ریاض که در این سال ها به شدت امنیت منطقه را به خطر انداخته و تا حدود زیادی موجب سلب هژمونی واشینگتن در این حوزه ژئوپلتیک شده است ما به ازای آن را هم اکنون در اعمال فشارهای کنونی خواهد پرداخت.

اردشیر زارعی قنواتی

30/1/95

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال