In touch with Diverse Iranian Community

تئاتر فارسی ونکوور در سال ۹۴

0 71
کیان ثابتی
کیان ثابتی

حضور جمعیت کثیر فارسی زبانان بالاخص ایرانیان در ونکوور بزرگ موجب شده تا جامعه فارسی زبان ونکوور برنامه های فرهنگی و هنری خاص خود را داشته باشند. گردهمایی های فرهنگی، کنسرتها، نمایش فیلم، اجرای تئاتر و برگزاری نمایشگاه های نقاشی و صنایع دستی از جمله اقدامات فرهنگی جامعه فارسی زبان ونکوور در سال گذشته خورشیدی بوده است. در این گزارش به روال سال گذشته مروری خواهیم داشت به تئاترهای فارسی که در سال ۹۴ در ونکوور بزرگ اجراء شد. قابل ذکر است که در این گزارش، نمایش های کوتاهی که در مراسم یا مناسبت های گوناگون اجرا گردیده، لحاظ نشده است (یکی از دلایل عدم بررسی این نمایش ها، نبودن آمار دقیق و عدم اطلاع رسانی از اجراهایشان بوده است). همچنین دو استنداپ کمدی «مکس امینی» و استنداپ کمدی «من یک تروریست نیستم» کار «ماز جبرانی» به دلیل آنکه این نمایش ها به زبان غیرفارسی اجرا شده در این فهرست قرارنگرفتند.

  در سال ۱۳۹۴ خورشیدی، فارسی زبانان ونکوور تماشاگر پنج تئاتر در این شهر بودند که با توجه به آمار بالای شش تئاتر اجراء شده در سال ۹۳، آمار مطلوبی محسوب نمی شود و درواقع یک افت در زمینه تئاتر شهر به شمار می رود. تئاتر فارسی ونکوور که در سه چهار سال گذشته به جایگاه بالایی در جامعه تئاتری کانادا و امریکای شمالی رسیده بود در سال ۹۴، نتوانست این جایگاه را حفظ کند و با اینکه علاقه مندان و هنرمندان جوان زیادی در این شهر زندگی می کنند ولی فقط یکی از نمایش ها به طور مطلق توسط تئاتری های ونکوور اجرا و تولید شد. کارگردان دو نمایش دیگر از ایران بودند و دو نمایش هم از کشورهای دیگر در ونکوور اجرا داشتند.

  تئاتر «لباسی برای میهمانی» به کارگردانی محمد رحمانیان از جمله کارهای اجرا شده در سال گذشته بود. نمایش برداشت یا نگاه رحمانیان بر یکی از مهمترین نمایش نامه های غلامحسین ساعدی به نام «دعوت» است. این تئاتر با بازیگری دو هنرمند تئاتر ونکوور به نام های سها سناجو و پرستو رحمانیان به اجرا درآمد. محمد رحمانیان چهره نام آشنای تئاتر ایران است که پس از چند سال سکونت در ونکوور از سال ۹۳ به ایران بازگشته است ولی هر ساله با اجرای یک نمایش با هنرنمایی هنرمندان تئاتر این شهر، سعی کرده چراغ تئاتر اندیشه ورز را در جامعه فارسی زبان ونکوور روشن نگه دارد. تئاتر مذکور، داستان یک خانم خانه و مستخدمه اوست که در یک بزنگاه نمایشی، خانم در رفتن به میهمانی و ماندن در منزل دچار شک یا به عبارت دیگر، یأس می گردد. رفتن به کجا؟ ماندن چرا؟ این ها سوالاتی بود که ذهن تماشاچی را با خود درگیر می کرد. تئاتر لباسی برای میهمانی با همین ترکیب بازیگران ابتدا در جشنواره تئاتر فجر و سپس در تهران اجرای عمومی داشت و پیش از اینها، علاقه مندان هنر تئاتر در ونکوور شانس تماشای یک اثر جذاب نمایشی را داشتند.

10367696_10153097357995306_7957861254525885930_n

   «علی سرابی»، بازیگر شناخته شده تئاتر ایران به همراه مارال بنی آدم، تئاتر چهار فصل را با هنرجویان کلاس بازیگری اش در ونکوور به صحنه آورد. نمایش در چهار پرده و اپیزودیک اجرا گردید و بازیگران نمایش، همگی از جوانان تئاتردوست ونکوور بودند که پس از گذراندن یک دوره بازیگری با علی سرابی، نمایش چهار فصل را به صحنه آوردند. درواقع این نمایش را می توان پایان نامه این هنرمندان جوان دانست. سه اپیزود اول، کمدی و اپیزود آخر که با بازیگری علی سرابی و یک بازیگر دیگر اجراشد، وجه تراژیک آن بر طنز غلبه داشت. نمایش نامه ساختار تلویزیونی داشت که البته با توجه به حضور امید سهرابی، نویسنده متن که سابقه سناریونویسی سریال های تلویزیونی را در کارنامه خویش دارد، چنین چارچوب و ساختاری برای تئاتر چهارفصل دور از ذهن نبود. آنچه مهم است گرم نگه داشتن تئاتر فارسی در ونکوور بزرگ است که این نمایش به خوبی موفق به این کار شد و در ضمن در طی گفتگویی که نگارنده با کارگردان اثر داشت این امیدواری داده شد که در سال جدید، شاهد تئاتری دیگر از این گروه باشیم.

اجرای «یکی بود یکی دیگه هم بود»  در ونکوور
اجرای «یکی بود یکی دیگه هم بود» در ونکوور

  «یکی بود یکی دیگه هم بود» را می توان تنها نمایش تولید شده توسط هنرمندان جامعه فارسی زبان ونکوور به شمار آورد که کلیه عوامل آن (بر صحنه و پشت صحنه) از هنرمندان ساکن این شهر بودند. حسام انوری، کارگردان نمایش که سال ۹۳ نیز با همین گروه، تئاتر دیگری را به صحنه برده بود در سال ۹۴ هم تئاتر یکی بود یکی دیگه هم بود را که گونه ای طنز داشت را بر صحنه تئاتر ونکوور اجراء کرد. نمایش با نگاهی نو، بازگوکننده اختلاف عقیده و رفتار یک زوج ایرانی است. فضای نمایش، گروتسک (وارونه سازی که با اغراق در موضوع و ایجاد خنده، جوهر موضوع آشکار می گردد) و اجراء بین شکل های رئال و سوررئال در نوسان بود. نمایش مذکور، از تعلیق (پیگیری) خوبی برخوردار بود و تماشاچی را تا انتهای نمایش با خود همراه می کرد حتی ساعاتی بعد از اجرا نیز این تعامل هم چنان وجود داشت.  هنرمندان تئاتر ونکوور که این نمایش را بر صحنه اجرا کردند، عبارت بودند از: رضا راد، زهرا سرپوشان، عطا سینا، صدف شفیعی ثابت، سینا شنائی، فرشید فخروی، ایمان کربلائیان و سونیا محبوب.

12193689_10153393077571888_4416041651616331496_n

نشریه شهروند بی سی همواره یکی از حامیان هنر بخصوص تئاتر بوده است. به روال سال ۹۳ خورشیدی که این نشریه مجری نمایش «هادی و صمد» در ونکوور بود در سال گذشته نیز حامی و مجری نمایش عارف نامه به کارگردانی «شاهرخ مشکین قلم» در این شهر بود. مشکین قلم که از هنرمندان سرشناس ایرانی خارج از کشور در عرصه هنر نمایش محسوب می شود، چندین سال است که به اجرای متون ادب فارسی می پردازد. کار روی مهره سرخ (اثر تلفیقی از نوشته سیاوش کسرایی و رستم و سهراب فردوسی)، کفن سیاه (از میرزاده عشقی)، خسرو و شیرین، هفت پیکر و زهره و منوچهر از جمله این اجراهای نمایشی است. عارف نامه یکی از آثار ارزشمند ایرج میرزا است که شاعر، رفتار دوست خویش- عارف قزوینی- را در سفر مشهد به زبان هجو و طنز به نقد می کشد. این نقد درواقع، نه نقد رفتار عارف بلکه نقدی است بر یک سری از اعمال و رفتارهای اجتماعی و فردی مردم آن زمان ایران و مانند آثار دیگر ایرج، انتقاد یا نکوهش خرافات مذهبی است…نمایش با همان بی پروایی آشکار در کلام ایرج میرزا، اجرا شد که مورد انتقاد تنی چند قرار گرفت. با توجه به اینکه تئاتر امروز دنیا برای بیان و رساندن دقیق مفاهیم از به کار بردن کلمات ابایی ندارد به نظر نگارنده، استفاده از این کلمات خدشه ای به نمایش مزبور وارد نکرده و انتقادی از این سو به نمایش عارف نامه وارد نمی شود. به نظر نگارنده، جامعه ایرانی کم کم باید این نکته را بپذیرد که محدودیت هایی که در داخل ایران بر هنر و هنرمندان اِعمال می شود هیچ جایگاهی در هنر دنیا ندارد و هنرمندان ایرانی هم باید مثل همه هنرمندان دنیا برای رساندن کامل و دقیق مفاهیم ذهنی خویش قادر باشد از هر وسیله ای بهره گیرد و هیچ تابویی نتواند مانع خلاقیت وی گردد. تنها نکته باقی مانده اینست که شعر دارای ظرفیت خاص است و تئاتر دارای شکل و ظرفیت خاص دیگر؛ به نظر نگارنده نمی توان آنچه برای شعر سروده شده را در ظرف تئاتر بدون دراماتیزه کردن به صحنه آورد. هر چند شیوه مشابه (اجرای مو بمو متون ادب فارسی بر صحنه) را بانو پری صابری –هنرمند قدیمی تئاتر- در ایران هم به کار گرفته و تماشاچیان و علاقه مندان فراوانی هم دارد ولی با دراماتیزه کردن یک حماسه یا اثر منظوم (شعر) مطمئنا شاهد هنرنمایی کامل تری از هنرمند تئاتر بر صحنه خواهیم بود. با همه این اوصاف، نمایش عارف نامه با بازی شاهرخ مشکین قلم و فرید شفیعی نوری، یک نمایش دیدنی بود که در سال ۹۴ در ونکوور بر صحنه رفت. آنچه نباید فراموش شود تماشای کاری از شاهرخ مشکین قلم( بازیگر و رقصنده جهانی) در ونکوور برای هنردوستان ایرانی بسیار مغتنم بود.

  تئاتر کمدی موزیکال “خر تو خر” نوشته شاهین جامعی به کارگردانی راوی، نمایشی از گونه موسوم به تئاتر لوس آنجلسی است که سال هاست این شکل نمایش اجرا می شود و تماشاگران خاص خود را هم دارد. این نوع نمایش که به هدف فقط خنداندن تماشاگر بر صحنه می رود در ایران هم بینندگان خاص خود را دارد و چند سالی است که در سالن هتل ها، رستوران های بزرگ و سینما- تئاترهای کوچک به نام تئاتر کمدی موزیکال (همراه با نام های طنز) اجرا می شود. هر چند بین تئاتر اندیشه ورز و این نوع تئاتر از نظر فرم و محتوا تفاوت بسیار وجود دارد ولی به زعم نگارنده این سطور، تماشاچیان این گونه تئاتر را نباید فراموش کرد ولی جایگزینی این شکل تئاتر( لوس آنجلسی) – یا فقط اجرای این شکل تئاتر-  با گونه تئاتر اندیشه ورز که به رشد فرهنگ و بالندگی نظر دارد، می تواند خسران زیادی برای فرهنگ و هنر به بارآورد حتی اگر حامیان تئاترِ صرفا خنده محض در خارج از مرزهای ایران ساکن باشند.

  نگارنده امیدوار است که در آینده بتواند در طی مطلب دیگری به بررسی دلایل افت هنر تئاتر در جامعه فارسی زبان ونکوور نسبت به دو سال پیش از آن نگاهی بیاندازد.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال