In touch with Diverse Iranian Community

جولان راست های افراطی در اروپا

0 38

اتحادیه اروپایی در طول یک دهه گذشته با معضل بزرگ راست افراطیروبه رو بوده است که تمامی این قاره را از شرق تا غرب و جنوب تا شمال در هم نوردیده است. رشد این پدیده سیاسی – اجتماعی در طی سال های اخیر به دلیل سرازیر شدن موج پناهجویان و مهاجران از شاخ آفریقا و خاورمیانه به سمت سرزمین های اروپایی و هم چنین کشیده شدن پای تروریسم بنیادگرای اسلامی به این منطقه، از شتاب بیشتری برخوردار بوده است. به همین دلیل احزاب، گروه ها و جنبش های راست افراطی با بهره گیری از این اهرم نفوذ در بین جوامع اروپایی و سرخوردگان اجتماعی از شکست پروژه ادغام و همگرایی اروپایی، توانسته اند بخش های بزرگی از جمعیت های انسانی و رای دهندگان را به سمت خود جلب کنند. رهبران اروپایی نیز عامدانه در جریان یک فرافکنی سیاسی همواره به این برداشت سطحی دامن زده اند که گویا تمام مشکلات به واسطه نارضایتی مردم از مهاجران و تروریست های با منشاء اسلامی در میان نسل نو مهاجران بروز کرده است. در حالی که قدرت گیری راست افراطی و تمایلات نژادپرستانه بر اساس منطق سیاسی و تجارب تاریخی حتی در جغرافیای اروپایی، به خوبی نشان می دهد که بنیان این دیوار کج در فونداسیون عمارتی زمینه ظهور و بروز یافته است که شکاف طبقاتی و گسست های اجتماعی را در بطن زیست انسانی این جوامع موجب گردیده است. سخن از یک ساختار معیوب سیاسی – اجتماعی می باشد که در دهه های اخیر و به خصوص این سال ها بسیاری از حقوق اجتماعی و برخورداری از حداقل رفاه عمومی را از بخش عمده یی از طبقات زیرین و کارگری دریغ کرده است. با تثبیت مرحله نئولیبرالیسم در جوامع سرمایه داری و سقوط گام به گام دولت رفاه کینزیشکاف های طبقاتی تا به آن اندازه یی گسترده شده است که بر اساس گزارش موسسه معتبر آکسفامهم اکنون ثروت یک درصد فوقانی جامعه معادل تمام ثروت 99 درصد دیگر می باشد. به همین دلیل رشد راست افراطی در اروپا هر چند که یک رابطه معناداری با مهاجرت و تروریسم اسلامی دارد ولی بستر اصلی آن همان گونه که در دهه 30 میلادی در اروپا تجربه شد و منجر به ظهور فاشیسمگردید، امروز نیز ریشه در نابرابری های اجتماعی دارد.

انتخابات ریاست جمهوری اتریش در روز یکشنبه 24 آوریل که منجر به یک پیروزی نسبی برای راست افراطی حزب آزادی اتریشگردید و نوبرت هافراز این حزب با کسب 36,4 درصد در صدر قرار گرفت، بر اساس گزارشات رسانه یی به عنوان یک زمین لرزه سیاسیظاهرا موجب تعجب محافل سیاسی این کشور و اتحادیه اروپایی شده است. در مقابل شکست فاحش هر دو حزب اصلی کشور سوسیال دمکراتو حزب مردمکه هم اکنون دولت ائتلافی را شکل داده اند و حتی موفق به راه یابی به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری هم نشده اند، شوک بزرگی را به نخبگان حاکم وارد کرده است. در این دور از انتخابات به دلیل به حدنصاب نرسیدن هیچ کدام از کاندیدای موجود، انتخابات به دور دوم کشیده شده است و در دور دوم رقیب هافر راست گرا یک کاندیدای مستقل و سخنگوی پیشین حزب سبزها الکساندر وان دربلنخواهد بود که با کسب 20,4 درصد توانست نامزدهای دو حزب اصلی را پشت سر بگذارد. رقابت آتی بین نوبرت هافر و وان دربل به خوبی نشان می دهد که مردم اتریش از وضع موجود به شدت ناراضی بوده و جامعه دوقطبی شده، آمال خود را در چهره های جدیدی می بیند که نماد وضع موجود نبوده اند. اینکه مسند ریاست جمهوری در اتریش از یک جایگاه تشریفاتی برخوردار است مانع از این واقعیت نمی شود که رای دهندگان خواهان تغییر در ساختار سنتی کشور بوده و به سیاست های حاکم یک رای سلبیداده اند. متاسفانه به دلیل سقوط احزاب سنتی و جریانات سیستمی در عرصه ملی و بین المللی هم اکنون از شرق تا غرب توده های مردمی برای ابراز نارضایتی خود کنش ایجابیرا ترک کرده و به سمت تحرکات سلبی گرایش یافته اند. این پدیده بسیار مهم در حوزه سیاسی – اجتماعی جوامع نشان دهنده یاس و سرخوردگی مزمن طبقات اجتماعی از وضع موجود و یافتن راهی برای تغییر خواهد بود که به دلیل انسجام در راست افراطی و گسست در گرایشات ترقی خواهانه موقعیت هشدارگونه یی را نوید می دهد.

نتایج دور اول انتخابات ریاست جمهوری اتریش به نفع راست افراطی اولین مورد از این آنارشی در جوامع اروپایی نبوده است و قبل از آن احزاب راست افراطی در فرانسه، بریتانیا، سوئد، هلند، آلمان، دانمارک، فنلاند، لهستان، مجارستان و ایتالیا در طی سال های اخیر موفق به کسب نتایجی فراتر از حد تصور شده اند. هر چندکه احتمالا در دور دوم و اصولا در مقطع فعلی هنوز مجموعه ی نیروهای چپ و میانه رو از اکثریت رای مردم برخوردارند و امکان بسیج این نیروها در حمایت از کاندیدای حزب سبزها در اتریش همانند نمونه های مشابه در دیگر کشورهای اروپایی وجود دارد ولی همین که در وزن کشی حزبی در مرحله یی که تمام علم ها برافراشته است، آنان می توانند به عنوان حزب اول مطرح شوند خود زنگ خطری است که صدای آن به شدت گوش سیاستمداران و جامعه شناسان را آزار می دهد. با اینکه در این سال ها تجربه پیروزی راست افراطی همیشه کابوس احزاب چپ و دمکرات بوده است اما تسلسل این وقایع به درستی نشان می دهد که قطار سیاست در نظام سرمایه داری هم چنان در ریل نئولیبرالیسم به مقصد ناکجا آباد می رود. هنوز رهبران اروپایی و اصولا جوامع سرمایه داری نمی خواهند بپذیرند که سیاست های نئولیبرالی ویران کننده نظام و هنجارهای اجتماعی در زیست اجتماعی این جوامع بوده و با راهکارهای تاکتیکی و ائتلاف های شکننده سیاسی نمی توان به این معضل بزرگ اجتماعی و اقتصادی پایان داد. بدون تردید انتخابات اتریش هم یک زنگ خطر و هشدار واضح به نظام سرمایه داری و ساختار سیاسی – اجتماعی این جوامع بوده است که در صورت عدم عکس العمل درست و تغییر در بنیان این نظام، شعله های آتش آن دیر یا زود به دیگر جوامع نیز سرایت کرده و نشانه های ظهور دوباره فاشیسم در قالب تازه را از خود به نمایش خواهد گذاشت.

7/2/95

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال