In touch with Diverse Iranian Community

خوانشی از مجموعه شعر «عشق و جنگ» افشین شاهرودی

0 79

sdh

ـ در دوستی تو/همه ی جنگ ها تمام می شود/ کلمه در دهانت دیده بان صلح است/و کنارت بر چیدن مرزها./

افشین شاهرودی(متولد 1329) «عکاس ـ شاعر»ی است که رابطه‌ ی چند سویه بین «شعر ـ طرح»  و «شعرـ عکس» برقرار می کند. صحنه‌های روایی را به  تصویر می‌ کشد،کلمات را طرح می زند،تا برگ دیگری از شعر بیافریند.

در این تبلورهای مضمونی تعليق زيبايى نهفته است،حلول معنا در بافت زبانی پتانسیل قدرتمندی دارد و  جان بخشی به اشیا و پدیده ها گارد اصلی آشنایی زدایی های واژگانی است:

ـ یک گله آهوی رام/در آرامش توست/یک دســـــــــــت/ در اندیشه ی من/^^^صدایت میکنم/دشت پر از آهو می شود./

افشین شاهروری  بنیان گذارِ« شعر دیداری» سعی دارد،با تصاویر روایی به بازنمایی وقایع «عشق و جنگ» می پردازد، به نظر می رسد در محوریت «عشق»حرف های مهم تری برای گفتن دارد ،آن چنان که در محوریت «جنگ»این مهم مسیر دیگری را پیموده است.

کلمات قصار و ترکیب های استعاری همراستای مدلول های بیرونی است.سویه های «تغزلی ـ غنایی» هم بسته ی آشنایی زدایی های لفظی ـ معنایی است. رابطه ی میان دال و مدلول برای مخاطب تصور ذهنی  ایجاد می کند.به طوری که ساختار خطی شعرها  بر مدار رویکردهای نوستالژیکی است:

ـ خواب دیدم/در پاییزی عاشقانه/زرد شده ام/ تو نیستی/ و زمین هنوز می چرخد/^^^بی دوستتِ تو/بی دارمِ من./

کمپوزیسیون شعرها وابسته به تلفیق فرم و محتوا است. به طوری که در این شعر محوری راوی در پی آن است که ذهن و روح مخاطب را ارتقا دهد.پس با گزاره هایی با محوریت «عشق ـ جنگ» تعقیدهای زمانی و مکانی را به تصویر می کشاند.

n00223419-t

در مجموعه ی دیداری«عشق و جنگ»(1)شکواییه ها و دردناله های به جا مانده از جنگ به حالت تک گویه ای(monologue)بیان شده اند. به واسطه ی حرکت از عینیت به ذهنیت و به عکس،فرم بر معنا  هجوم می آورد و  با این شکل ظاهری افقی تازه در شعر مدرن آفریده می شود.بازنمایی حقیقت با ظرفیت های کلامی به واسطه ی تقابل های دیالکتیکی است.تاکید بر فرم ساختاری از جاذبه های شعر روایی ست:

امروز/یک زیباییِ وحشتناک اتفاق افتاد/ پروانه ای به دیدن باغچه آمده بود/ و ماه/ داشت گوزن ها را تماشا می کرد/ناگهان/ پروانه آتش گرفت/ هر چه فکر می کنم نمی فهمم/چرا آتش گرفتن پروانه زیباست؟!/

در این سپید سرایی آبژکتیویته ناظر به عینیت و سابجکتیویته  ناظر به ذهنیت ِکلامی است. تقابل های «انسان ـ طبیعت» جذابیت های گفتاری ایجاد هیجان می کند و  جزیی نگری وابسته به آشنایی زدایی های ساختاری است.

«قدرت پنهان»ی در کلمات نهفته است،از این حیث حس خاصی نسبت به منحصر بودن ذهنیت شاعر در مخاطب به وجود می آید. ارتباط منطقی بین سطرها نشان از تناظر زبانی دارد،با این توصیف شعرهای حسی ـ مفهومی تصاویری از «آتش گرفتن سینما رکس ،حمله ی تانک ها،بمباران شهرها…»صحنه هایی چند بعدی به نمایش می گذارد،و شعرهای تغزلی ـ روایی بار مضمونی ـ حسی دارند و بیشتر  موقعیت های نوستالژیکی را به ذهن متبادر می کنند:

ـ با چمدانی قرمز/کنای سکویی سیمانی/ خوابم برده است/^^^در این ایستگاه های هایهای/هر شب/قطار/از زیر بالشم عبور می کند./

« طرح ـ تصویر»های «عشق و جنگ»  دنباله ی همان ذهنیت قبلی شاعر است،با این توصیف که این دفعه سبب ساز متغیرهای دیگری شده است.

لایه های ساختاری سیاه و سفید دلالت های معنایی مختلطی دارند.در این موضوع گرایی بار تحمیلی فرم بر دوش معناست و ساختار فرمیک بر دوش تصاویر روایی است. به طوری که این  نگره ها موازی تِم(مضمون)ها در تصاویر روایی مستحیل می شوند.

هم بافته ای از «من» گویی های متعارف که به واسطه ی سوبژه(فاعل شناسا)منجر به کشف ابژه ها(موضوع شناسایی)می شود:

ـ مادرم /جسد مرا/روی دست گرفته/فریاد می‌زد/آسمان این کودک را/برای پرنده‌ها ساخته بودیم!/

«تصویر ـ طرح»هم از مولفه هایی است که به شعر اضافه شده است.در آشنازدایی زدایی ها تصاویر جذاب و بدیع  است و پرداخت به «انسان ـ طبیعت» و «عشق ـ مرگ» متناسب با آرمان های عینیت مند(اوبژکتال)می باشد.

در محور هنجار گریزی هم، متن اسیر استعاره و تصویر سازی است،«چگونه گفتن» ها مهم تر از« چه گفتن» ها جلوه می کند.تناسب بین عناصر و المان شعری و تصاویر دیداری سبب کشف و شهود می شود.

در تلفیق نوشتار و تصویر گاهی شاعر خود را به تجاهل العارفی می زند و تردید می آفریند:

ـ نمی دانم جنون آبی ست/یا من/با چشم های زردم/دیدم زمین زیر پایم حرکت کرد/ من هی دور می شدم و / ایستگاه/ در صدای قطار می سوخت./

افشین شاهرودی خواب هایش را در بیداری می بیند. برای انتقال بارمعنایی به طرح های گرافیکی روی می آورد. با «شعر ـ طرح»تصاویری از قبل و بعد جنگ را بازآفرینی می کند. به شکل مرگ اندیشانه بین «کلمات ـ طرح» درگیری ذهنی ایجاد می کند.

تضادهای تصویری(تاریک ـ روشن) نوعی پیش آگاهی به مخاطب می دهد وتلفیق دنیای «عین ـ ذهن» منجر به لایه های معنایی می شود.

عناصر تصویری«مستطیل، دایره‌،ماه » روشن و تاریک طراحی شده اند و نشان از دلالت های معنایی در سطوح مختلف دارند و بازتکرای های اشکال سیاه و سفید  نشان از حضور معناهای ساختاری است:

ـ  امروز /ماه به سربازی رفت/ مادرم می گوید/پوتین بچه گانه پیدا نمی شود/ اما پدرم معتقد است/ جنگ شوخی بردار نیست/ میوه ها می رسند/ و باغچه سیب باران می شود/ من به مرخصی مرضیه خواهم رفت./

به واسطه ی  استفاده مکرر از تقابل های«خواب ـ بیداری»،«باران ـ ابر» و«زرد ـ آبی»برآیند «عین ـ ذهن»مرتب تغییر می کند.

مضمون های های کلیدی در بخش «عشق»معمولا طرح های گرافیکی  «آهو،گل،ابر،ساعت،میز،پروانه،ریل،قلب،سیب،ماه…»بر پیشانی دارد و طرح و تصویر هایی نظیر«موشک، نارنجک،مسلسل،تانک،پوتین،هواپیما،پرنده،تابوت…» صحنه‌های  جنگ را  بازسازی می کند.

نمود وقایع  و حوادث سبب شده مرگ اندیشی بر کل اثر حاکم باشد.به طوری که در تناظر بین «عشق و جنگ» کلمات به تب شدیدی دچارند،در آغاز شعرهای عشق معمولا«خواب دیدم» است که شاعر  با بیان امپرسیونیسمی احساسات نوستالژیکی خود را نشان می دهد و در آغاز شعرهای جنگ معمولا کلمه ی«امروز»آورده شده است که از تاثرات راوی نشات می گیرد:

ـ من هم دیگر/از روی این صندلی تکان نخواهم خورد/ حالا که گنجشک ها رفته اند/ برف هم مرا بپوشاند./

_________________

پی نوشت:

1-افشین شاهرودی مجموعه شعرهای ذیل را  در کارنامه دارد:

عشق و جنگ،نشر بامداد نو،چاپ اول1394

ـ خاطرات من،ماه،چاه و باغچه،نشر آرست،چاپ اول 1376

ـ از زمان جنون،نشر نیم نگاه، چاپ اول 1380

ـ افشین های شاهرودی،نشر داستان سرا،چاپ اول 1388

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال