In touch with Diverse Iranian Community

خوانش مجموعه شعر«نیلوفر نام دیگر زخم است!» نیلوفر شریفی

0 92
سریا داودی حموله

ـ  قبول کن/ زندگی سراسر درد بود/ و ما/ در غارهای کوچک/ یکدیگر را/ لمس می کردیم/ و عشق/ پیراهن گل داری بود/ با رنگ های سیاه/ با رنگ های کبود/ باید /چند بار مادر شوم؟/ چند بار/ در غارهای 50 متری/ به دخترم/ بگویم:/ هیس هیس/ گناه دارد/ به ابرهای عقیم/ دشنام دهیم!؟/^^^ من زنی کبودم/ و هنوز نمی دانم/ آشپزخانه/ گور من است/ یا تنهایی؟/ شعرِ«دفتر اول»

در مجموعه شعر«نیلوفر نام دیگر زخم است!»[1] نیلوفر شریفی آشنایی زدایی های معنایی در محوریت حس های نوستالژیک نمود دارد.تناسب بین عینیت و ذهنیت سبب کشف و شهود می شود ومفهوم محوری  و تناظر های زبانی از عینیتی توصیفی برخوردارند.

این زبان گفتار محور و سرشار از روز مرگی است. تداعی سکون و بی تحرکی ست و ساختارهای لفظی ـ مفهومی در وضعیت خبری نمود  بارزی دارند:

ـ  از دنیا/ استخوان هایی غمگین/ در حفره ی خاک می ماند/ و روزهایی کبود/ در قامتِ تقویم/ عکس های رادیولوژی/ از سینه ها/ نشانه نمی دهند/ گلوله ای/ از دنده ها گذشت/من دیده ام/ آن چاقو را/ که از غشای پوست/گوشت/ و استخوان می گذرد/ اما/ چرا… نمی گذرد/ و دریا/ هنوز زنده است/ چرا/ خودکشی ریل ها/ در خبرها نیست؟/ چرا کسی/ درخت توت باغچه را/ نجات نداد؟ ما… زنده بودیم/ اما / سخت مرده بودیم./ شعر«سوم»

شاعر با مونولوگ گویی یک طرفه  شعر را فرم می دهد.  با تقابل های تقارنی مضامین عام عینیت و ذهنیت را به هم پیوند می دهد. با روایت نگری  محض  مخاطب را در گیر  می کند.به واسطه ی کلام مفهومی در پی کشف ظرفیت های پنهان و آشکار است. است با مضمون های «عشق ـ مرگ» ظرفیت های بدیعی را وارد شعر کرده است.در این  ساختار باورمند ذهنش درگیر رویاهای خواب گونه است

با تقابل های معنادار بین«هست ـ نیست»، «حرکت ـ سکون» و«بودن ـ نبودن» شعر را  به پیش  می ‌برد.  در حوزه ی معناشناختی سعی دارد مفاهیم عامی نظیر  عشق، مرگ، عاطفه،طبیعت،انسان را به تصویر بکشاند. در این فضای ساخت‌مند تصاویر روایی را بنیان می گذارد و بین  روایت ها تعادل  برقرار می کند.

با تصاویر روایی به بازنمایی وقایع می پردازد.با حضور آگاهانه  بر جذابیت های عینیت و ذهنیت می افزاید و  به بازنمایی وقایع می پردازد.سعی دارد با تناسب های لفظی موجب ارتباط معنایی شود. ساختار باورمندانه متناسب با مضمون است. به واسطه ی  تقارن و تقابل مضمون پردازی می کند.

با تک ساحتی و تک محوری،ظرفیت های بدیعی را وارد شعر می کند.با تلفیق عینیت و ذهنیت پیوسته در جستجوی معناست:

ـ گل گاو زبان/ دم کرده ام/ و آینه نیمه ی قلبم را/ دستم را/ کج نشان می دهد/ من/ ترک های عمیقی دارم/ در چشم/ و روحِ کاغذی ام/ به موهایم دست نزن/ من مونسم/ زنی عصبی/ شکاک/ و چاقو/ رفتارِ من است/ چاقو رفتار من است/ می توانم/ ساقه های پیاز را/ عمیق… بشکافم/ و دریا دریا / گریع کنم./ شعرِ«دفتر دوم»

اشیاء حضور جدی در شعر دارند . واژه هایی نظیر« چاقو،پنجره،آینه،گلوله» به وفور تکرار می شود.در این ساختار تک ساحتی و تک محوریهر دالی یک مدلول دارد. سطرهای کوتاه  شکل دیگری از هستی را نشان می دهد و  این هست مندی ها در مداری حسی ـ مفهومی می چرخند.

شعر در مالکیت زبان روایی است که  بر اساس مونولوگ گویی ها بنا نهاده شده است.زبان منعطف بر پایه های تشبیه استوار شده است و لطافت و ظرافت های مفهوم گرایی بر پایه های تشبیه استوار می باشد.
[clear]

ضمایر روایی  در تقابل های لفظی ـ  معنایی  هم جهت جهان نگری های فردی و اجتماعی است.  زبان ساده ساختار  در خط روایی شکل می گیرد.این روایت های خطی در مداری حسی ـ مفهومی موجب همبستگی معنایی می شوند:

ـ من تروریستم/ در یک دستم گلی سرخ/ در دستِ دیگرم/ اندیشه ی بزرگ دارم/ و جهان را/ با عشق تهدید می کنم/ در شعر/ اعتصاب می کنم/ در شعر/ مشت می کنم/ دست هایم را/   و دهانم/ پر از خون می شود/ و روی دیوارها می نویسم/ نام دیگر نیلوفر/ زخم است./ شعر«سوم»

  ساده نویسی ها نیلوفر شریفی  در حوزه ی معنا و فرم دچار تحول نشده اند، زیرا عنصر تک گویی موجب شده که به  ارکان وسویه های دیگر شعری  توجه  کمتری داشته باشد. از طرف دیگر محاوره گویی باعث شده که شاعر یک گزارشگر صرف محسوب شود و اتفاق خاصی در شعرها نیفتد.

[1] . نیلوفر نام دیگر زخم است،نیلوفر شریفی،نشر بوتیمار،چاپ 96.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال