In touch with Diverse Iranian Community

خواهر افشين اسانلو: در شوک مرگ برادرم هستيم

0 32

“افشين سالم بود و هيچ ناراحتی قلبی نداشت. ما وقتی خبر را شنيديم اصلا باورمان نمی‌شد مگر می‌شود افشين سکته قلبی کند! … دو روز افشين فوت شده اما هيچکسی حاضر نشده به ما خبر بدهد…”

مژگان مدرس علوم – جرس: افشين اسانلو، فعال کارگری که روز پنج‌شنبه ۳۰ خرداد از زندان رجايی شهر به بيمارستان منتقل شده بود به دليل عارضه قلبی درگذشت.

سهراب سليمانی، مديرکل زندان‌های استان تهران در گفت‌وگو با ايسنا با تاييد خبر فوت افشين اسانلو به دليل سکته قلبی گفته است: « افشين اسانلو در سال ۸۸ بازداشت شده بود و اسفند ماه دوران محکوميتش به پايان می‌رسيد که در بيمارستان شهيد رجايی کرج فوت کرده است.»

اين اظهارات در حالی گفته می‌شود که در پيگيری‌های خانواده اسانلو کارکنان بيمارستان شهيد رجايی می‌گويند که افشين اسانلو پيش از انتقال به بيمارستان فوت کرده بود.

تاکنون چندين زندانی سياسی به دليل شرايط سخت و نامناسب زندان‌ها و اهمال و عدم رسيدگی مسئولين زندان و مقامات قضايی جان خود را از دست داده‌اند؛ روندی که همچنان ادامه دارد.

فاطمه گلگری، مادر افشين اسانلو پيش از اين به خبرنگار جرس گفته بود: «افشين اصلا گناهی نکرده، فقط راننده اتوبوس بود و از وضعيت بد اقتصادی کارگران شکايت داشت. اميدواريم کسانی که مسايل حقوق بشر را پيگيری می‌کنند به وضعيت زندانيان سياسی توجه کنند و زندانيان سياسی بی گناه را از زندان آزاد کنند.»

افشين اسانلو، برادر منصور اسانلو موسس سنديکای کارگران شرکت واحد است. اين فعال کارگری از سوی قاضی صلواتی به پنج سال حبس تعزيری به اتهام «اجتماع و تبانی» با استناد به صحبت با مسافران و داشتن پاسپورت محکوم شد و دادگاه تجديد نظر استان تهران نيز اين حکم را تاييد کرد.

منصور اسانلو نيز در صفحه فيس بوک خود نوشته است: «افشين را در قسمت خوابگاه رانندگان ترمينال جنوب دستگير می کنند و به اطلاعات شهرری می‌برند و با هماهنگی اطلاعات اوين او را به بند ۲۰۹ اوين می‌برند و تحت سخت‌ترين شکنجه‌ها قرار می‌دهند تا از او بر عليه سنديکا و فعاليت‌های سنديکايی اقرار بگيرند. اقرارهايی دال بر همکاری سنديکا با گروههای سياسی و اقدامات غيرقانونی و حتی تهيه اسلحه برای سنديکا يا داشتن نقشه بمب گذاری با همکاری عوامل گروه‌های سياسی مخالف جمهوری اسلامی که همه دروغ و واهی بود و چون او اين اتهامات را نمی‌پذيرد زير فشارهای سخت‌تری قرار می‌گيرد.».

گفتنی است، افشين اسانلو در اواخر آذرماه سال ۸۹ در ترمينال اتوبوس رانی جنوب، بازداشت و چهار ماه دربند ۲۰۹ زندان اوين تحت شکنجه قرار گرفت که آسيب‌های وارده از دوران شکنجه هنوز در بدن او باقی مانده است. ضربات متعدد کابل بر بدن اسانلو باعث پارگی در کف پا و ايجاد غده در کتف او شده است.

«جرس» با خواهر افشين اسانلو پس از اعلام خبر درگذشت او گفتگو کرده است و اين گفتگو در شرايطی انجام گرفت که صدای شيون و فرياد مادر افشين شنيده می‌شد.

متن گفتگو را بخوانيد:

Afshin-osanloo
آخرين تصوير ثبت‌شده از افشين اسانلو پيش از درگذشت در زندان رجايی‌شهر

– خانم اسانلو! ضمن عرض تسليت لطفا در خصوص چگونگی درگذشت افشين برايمان بگوييد؟
ما الان در شوک هستيم و خودمان هم باورمان نمی‌شود و از طريق دوستان خبردار شديم.

– بعد از اينکه خبر را شنيديد به زندان يا بيمارستان مراجعه کرديد؟
بله، امروز از صبح برای پيگيری به رجايی شهر رفتم تا ببينم خبرش صحت دارد. گفتند برويد دادسرا و اجازه بگيريد تا جنازه افشين را ببينيد؛ بعد که رفتم بخش، پرستار بخش گفت که افشين را پنج شنبه ساعت هشت شب به بيمارستان رجايی منتقل کرده‌اند اما قبلا مرده بوده است.

– يعنی در زندان فوت شده بود؟
من هم همين را می‌خواستم بدانم و دوباره در خصوص نحوه فوت برادرم پرسيدم که گفتند وقتی او را به بيمارستان آوردند فوت شده بود اما ما باز ديديم جوان است و شايد اميدی باشد نزديک يکساعت هم برای احياء او تلاش کرديم اما فايده ای نداشت.

– علت فوت چه بوده؟
می‌گويند سکته قلبی کرده است.

– افشين سابقه ناراحتی قلبی داشت؟
نخير، افشين سالم بود و هيچ ناراحتی قلبی نداشت. ما وقتی خبر را شنيديم اصلا باورمان نمی‌شد مگر می‌شود افشين سکته قلبی کند!

– امروز شنبه است آيا از روز پنج شنبه که افشين فوت کرده کسی از مسئولين زندان با خانواده تماس نگرفته تا به شما خبر دهند؟
نخير، دو روز افشين فوت شده اما هيچکسی حاضر نشده به ما خبر بده…

– توانستيد پيکر افشين را ببينيد؟
بله…(گريه) اصلا باورمان نمی‌شود افشين مرده باشد، سالم سالم بود…

– آخرين باری که افشين را ملاقات کرديد چه زمانی بود؟
هفته پيش مادرم يک ملاقات حضوری با افشين داشت و حالش خوب بود. حتی اميدوار بود که صحبت کند و بتواند به مرخصی بيايد.

– چه مدت در زندان بود و نتوانسته بود از مرخصی استفاده کند؟
حکمش پنج سال بود و سه سال و نيم در زندان بود. ما خوشحال بوديم که يکسال و چند ماه بيشتر از زندانش نمانده، اما نمی‌دانستيم جوانی و جانش را در زندان از دست می‌دهد. اصلا جرمی مرتکب نشده بود. بی گناه بود و ناعادلانه در زندان بود.

– شرايط زندان رجايی شهر چطور بود؟
سه سال و نيم توی زندان رجايی شهر بود که ديگر شرايط زندان رجايی شهر را همه می‌دانند و نياز به گفتن ندارد. مادرم هم مريض بود و همه ما گرفتار. سه سال و نيم زندان در شرايط سخت گفتنش راحت است تا کسی آنجا نباشد نمی‌فهمد اين عزيزان چه می‌کشند. فقط همين را بگويم که حتی هيچ کس از مسئولين زندان برای خانواده ارزش قائل نشده بودند و حاضر نشده بودند بعد از فوتش به ما خبر بدهند! ديگر چه بگويم. حالمان اصلا خوب نيست ديگر نمی‌توانم حرف بزنم.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال