In touch with Diverse Iranian Community

خون‌هایی که برای‏‎31‎‏ بازی ریخته شد

0 42

شهلا باورصاد

شهرگان: جام ملت‌های اروپا به پایان رسید. امروز دیگر اسامی برنده‌ها و بازنده‌ها را همه می‌دانیم.

سوم دسامبر سال 2011 خبری آلمان را تکان داد. در این روز مجله‌ی تصویری «بریزانت»[1] از کانال آ-ار-د گزارشی در ارتباط با قتل‌عام دسته‌جمعی حیوانات خیابانی در اکراین پخش کرد. علت کشتار: نشان دادن چهره‌ای مدرن و درخشان از این کشور. فجیع بودن شیوه‌ی قتل عام و سوزاندن حیوانات بعضأ نیمه‌جان در کوره‌های حیوان‌سوزی سیار، برای آلمانی ناخودآگاه تداعی‌گر کوره‌های آدم‌سوزی در اردوگاه‌های کار اجباری آوشویتز، داخاو و بوخن‌والد در طول جنگ جهانی دوم بود. شباهت‌ها البته در شیوه‌ی نابودسازی خلاصه نمی‌شود. در هر دو قتل‌عام هدف نسل‌کشی است، به هر بهایی. در این گزارش عنوان می‌شود که شکارچیان حیوانات شب‌ها به خیابان‌ها هجوم می‌برند، حیوانات و به خصوص سگ‌ها را بی‌حس می‌کنند و زنده در کوره‌ها می‌افکنند. عملیاتی که به قتل ربع میلیون حیوان خیابانی در اکراین ختم شد.

از تعداد حیوانات خیابانی در اکراین هم‌چون دیگر جاهای دنیا، آمار صد در صد قابل اعتمادی در دست نیست. اغلب آن‌ها به گفته‌ی مردم و حامیان حیوانات آرام هستند و تنها گاهی پرخاش‌گر می‌شوند. حامیان حیوانات در اکراین گزارش از کشته شدن 250 هزار حیوان خیابان‌گرد، یعنی نیمی از حیوانات خیابانی در این کشور می‌دهند. در شرق اکراین سگ‌های زیادی به فجیع‌ترین شکل ممکن توسط سم کشته شدند. شیوه‌ای که به واسطه‌ی آن حیوان بی‌زبان ساعت‌ها در انتظار مرگ جان می‌کند تا بالاخره آرام بگیرد.

پخش این گزارش آغازی بود برای رساندن صدای قربانیان بی‌زبان جام جهانی فوتبال 2012 به گوش انسان‌ها. گزارش پخش شده در برنامه‌ی «بریزانت» توسط اولاف بــُک گزارش‌گر کانال آ-ار-د در مسکو تهیه شده بود. گزارش آقای بُک اما در ادامه‌ی گزارش‌هایی تهیه شد که کانال «روسیه‌ی امروز آر-تی» در اواخر سال 2009 [2] و اکتبر سال 2011[3] پخش کرده بود. یعنی ماشین کشتار حدود 3 سال در فعالیت بوده و نتیجه‌اش همان‌طور که امروز می‌دانیم نصف شدن جمعیت حیوانات خیابان‌گرد در اکراین است.

پس از پخش این گزارش حیوان‌دوستان آلمانی و اتریشی به سرعت وارد عمل شدند. میشاییل هیلینگا از اتریش صفحه‌ای در اینترنت با عنوان «کشتن سگ‌ها را متوقف کنید»[4] باز کرد. هم‌زمان خانم یولیا آکرا از برلین وبلاگی با عنوان «جام ملت‌های اروپا، بدون کشتار حیوانات»[5] راه‌اندازی کرد. خانم آکرا خود در آگوست 2011 سرپرستی یک سگ خیابانی اکراینی را قبول کرده بود. وبلاگ خانم آکرا کمی پیش از شروع جام ملت‌های اروپا توسط افراد ناشناخته‌ای هک شد که البته ایشان توانست وبلاگ را دوباره برگرداند. با هم‌کاری یولیا آکرا، میشاییل هیلینگا و پتا (شاخه‌ی آلمان) صفحه‌ی فیس‌بوک «کشتن سگ‌ها را متوقف کنید»[6] با تقریباً 95 هزار عضو به آخرین خبرها در ارتباط با کشتار سگ‌ها در اکراین می‌پردازد. حمایت حیوان‌دوستان آلمانی کمی دیر رسید، اما به جهت امکاناتی که در اختیار دارند نتایجی به هم‌راه داشت.

نوامبر 2011 نخست‌وزیر اکراین نیکلای آزارف قول داد به قتل‌عام سگ‌ها پایان دهد و مجازات‌های سنگینی برای متخلفان وضع کند. این درحالی ست که در قانون اساسی اکراین از سال 2006 بندی وجود دارد که کشتار سگ‌ها را ممنوع کرده است. ظاهرأ بندی بی‌تأثیر در قوانین این کشور. با این حال کشتار سگ‌های خیابانی در سال 2012 ادامه پیدا کرد. با این‌که در شهرهای بزرگ قتل‌عام متوقف شد و دولت اکراین آن را تقبیح کرد اما هم‌کاران پتا در سفرشان در مارس 2012 پیام‌آور خبرهای بدی بودند. کشف گورهای دسته‌جمعی در اکراین و گزارش‌های حامیان حیوانات در این کشور نشان از این داشت که قول‌های نخست‌وزیر اکراین صادقانه نبوده است.

مسئولیت زنده‌کشی و قتل‌عام این حیوانات تنها بر گردن مقامات اکراین نیست. مسئولیت یوفا (اتحادیه‌ی فوتبال اروپا) به عنوان برگزارکننده همان‌قدر سنگین است که دولت اکراین. ارائه‌ی تصویری زیبا و پاک از اکراین هدف مقامات این کشور بوده و هست و سکوت یوفا نشانه‌ی رضا.

 

چه کسانی سود بردند

بدون شک برنده‌ی اقتصادی جام ملت‌های اروپا یوفا و حامی مالیهای جام هستند. تنها یوفا با ضریب معامله‌ی 1 میلیارد و 345 هزار یورو، 700 هزار یورو سود برده است.[7] 840 هزار یورو از این ضریب معامله از طریق فروش حق پخش به ایست‌گاه‌های تلویزیونی حاصل شده است، 290 میلیون یورو از طریق تبلیغات و کالاهای مورد علاقه‌ی طرفداران فوتبال و 115 میلیون یورو با فروش بلیط. حامیان ِ مالی هم در مجموع 100 میلیون به یوفا پول پرداخت کرده‌اند. این در حالی ست که یوفا پس از اعتراض‌های فراوان بین‌المللی تنها مبلغ 8500 یورو به منظور عقیم‌سازی حیوانات خیابانی به یکی از مراکز حمایت از حیوانات اهدا کرد. پس از آن‌که اعتراض‌ها مجددأ بالا گرفت، 8500 یوروی دیگر به این مرکز اهدا شد. لازم به ذکر است این مرکز حمایت از حیوانات نزدیک به یوفا ست و همین مرکز بود که در دسامبر 2011 پایان قتل‌عام حیوانات خیابانی را در اکراین اعلام کرد.[8]

آدیداس به عنوان یکی از حامیان مالی اصلی، ضریب معامله‌ی 1.6 میلیارد یورو داشته است. آدیداس میزان سود کسب شده را در صفحه‌ی خود البته ذکر نکرده است.[9] مک‌دونالد از سال 1992 از حامیان مالی جام ملت‌های اروپا ست. کوکاکولا پس از مک‌دونالد و آدیداس بزرگ‌ترین اسپانسر جام است. لازم به اشاره است که اغلب کارگران کنسرن‌هایی مثل کوکاکولا که بیش از 30 سال و مک‌دونالد که بیش از 25 سال است اسپانسر جام جهانی هستند، در بدترین شرایط و با کم‌ترین دست‌مزد، بدون حق بیمه، بدون حق بیکاری، بدون حق بازنشسته‌گی به کار مشغول هستند. از شرح ضررهای این دو محصول برای سلامتی چشم‌پوشی می‌کنم که در حوصله‌ی این نوشته نمی‌گنجد.

چه می‌توان کرد؟

شاید قتل‌عام حیوانات در این ابعاد بیش‌تر از موارد عادی به چشم بیاید اما واقعیت این است که حیوانات خیابانی همیشه و همه جا بی‌محابا کشته شده‌اند و می‌شوند. با این حال ادامه‌ی روند این‌گونه اعتراضات می‌تواند افکار جهانی را به موضوع حقوق پایمال‌شده‌ی حیوانات بیش‌تر جلب کند. گذشته از این بازی‌های المپیک 2014 در روسیه در پیش هستند. جام جهانی فوتبال 2014 در برزیل نیز تا 2 سال دیگر برگزار می‌شود. بایکوت این بازی‌ها، شرکت نکردن در مسابقات به عنوان تماشاچی و عدم خرید کالاهای ارائه شده به این منظور روش‌های بی‌هزینه‌ای هستند که می‌توانند صدای اعتراض مخالفان ماشین کشتار را به گوش دولت‌ها برسانند.

ایران یکی از کشورهایی ست که نه فقط دولت، بل‌که اغلب مردم به حیوانات به عنوان انگل نگاه می‌کنند. در ایران، اکراین و بسیاری از کشورهای دیگر دنیا، حیوانات خیابانی کشته شده‌اند و می‌شوند. حامیان حیوانات می‌توانند با روشن‌گری در زمینه‌ی عقیم‌سازی این حیوانات نقش مهمی بازی کنند. بی‌شک کمک‌های مادی به پناه‌گاه‌ها و حامیان حیوانات می‌تواند گام مهمی در جهت به وجود آوردن فضایی باشد که در آن جان و کرامت این حیوانات در جوامع بشری حفظ شود.

حقوق حیوانات و اخلاق در رفتار با حیوانات

زنگ‌ها برای انسان به صدا درآمده‌اند. درحالی‌که بقای حدود 6000 نوع حیوان در معرض خطر جدی ِ انقراض قرار دارد و 10000 نوع دیگر در خطر هستند، چاره‌ای جز مرور چگونه‌گی مراوده‌مان با حیوانات و طبیعت نداریم. فراموش نکنیم برای به وجود آمدن هر یک از این گونه‌ها طبیعت به هزاران سال وقت نیاز داشته است.

چگونه‌گی رفتار ما با طبیعت و حیوانات حتمأ بر رفتار ما با دیگر انسان‌ها تأثیر می‌گذارد. بنابراین حتا اگر بخواهیم از دیدگاه پوزیتیویستی و فایده‌باوری[10] هم به موضوع حقوق حیوانات نگاه کنیم، برای حاکم شدن هر چه بیش‌تر صلح و آرامش در زندگی و گسترش ارتباطات انسانیمان، چاره‌ای جز گردن نهادن به اعتباربخشی به حقوق حیوانات و طبیعت نداریم. الگوبرداری از رفتار خشونت‌آمیز با حیوانات می‌تواند مسبب جنایت‌های بزرگی در عرصه‌ی جوامع شود. نمونه‌ی این تأثیر پس از زنده‌سوزی حیوانات خیابانی در اکراین اتفاق افتاد. در مارس 2012، سه پسر جوان دختر 18 ساله‌ای را مورد تجاوز قرار دادند و سپس او را زنده به آتش کشیدند.[11]

رفتار ما با حیوانات در طول تاریخ در راستای انسان‌مداری[12] بوده است. بر این اساس انسان به عنوان موجودی که تکلم می‌کند و قادر به فکر کردن است، حق مالکیت بر حیوانات را چه از نظر جانی و چه سوددهی دارد. حمورابی در کتیبه‌ی مشهورش بر این امر صحه می‌گذارد، وقتی از پاراگراف 241 تا 259 به قوانین اجاره‌ی گاو می‌پردازد. دکارت به عنوان فیلسوف عصر روشن‌گری حیوانات را به جهت عدم توانایی حرف زدن مطلقأ فاقد خرد می‌داند[13]. جرمی بنتام فیلسوف و حقوق‌دان انگلیسی اما توانست با انتشار کتاب «مقدمه‌ای بر اصول اخلاق و قانون‌گذاری» در قرن نوزدهم وضعیت را عوض کند. او بر این اصل تأکید می‌کرد که شاید حیوانات خردمند نباشند اما می‌توانند رنج ببرند.

شباهت بیولوژیکی انسان و حیوان ما را به هم نزدیک می‌کند. این‌که حیوانات می‌توانند هم‌چون انسان رنج ببرند، برای ما تعهد اخلاقی ایجاد می‌کند. در قرن بیستم توانایی رنج‌بردن حیوانات و مسئولیتی که بر دوش ما بر اساس دردمندی حیوانات گذاشته می‌شود تبدیل به نقطه‌ی عطفی در حمایت از حیوانات شده است. پیتر زینگر فیلسوف استرالیایی و حامی حیوانات می‌گوید: «وقتی موجودی رنج می‌برد، هیچ توجیه ِ اخلاقی‌ای نمی‌تواند برای عدم توجه به این دردمندی وجود داشته باشد.»

سخن را با نقل‌قولی از جرمی بنتام به پایان می‌برم: «شاید روزی بیاید که همه‌ی مخلوقات آن حقوقی را به دست بیاورند که ظلم نگذاشت به آن برسند. فرانسوی‌ها کشف کردند، سیاهی ِ پوست دلیلی بر سپردن یک انسان بی‌دفاع به دست جلاد نیست. شاید روزی بدانند تعداد پاها، موهای روی پوست و یا ادامه‌ی استخوان دنبال‌چه دلیلی برای سپردن یک موجود زنده‌ی واجد حس به چنین سرنوشتی نیست. چه چیزی می‌بایست مرز تخطی را تعیین کند؟ توان فهمیدن و یا شاید توانایی سخن گفتن؟ یک اسب بالغ یا یک سگ از یک نوزاد یک روزه و یا هفت روزه و حتا از یک نوزاد یک ماهه بیش‌تر می‌فهمد و به‌تر می‌تواند ارتباط برقرار کند. اما حتا اگر این‌چنین نبود هم چه اهمیتی می‌داشت؟ مسئله این نیست که آیا می‌توانند بیندیشند و یا سخن بگویند، بل‌که این است که آیا می‌توانند رنج ببرند یا خیر؟»[14]


[1] http://www.youtube.com/watch?v=gwBN69-esPs&feature=player_embedded

[2] http://www.youtube.com/watch?v=z89tb_IlRO0&fb_source=message

[3] http://www.rt.com/news/animal-cruelty-ukraine-euro-2012-929/

[4] www.stopkillingdogs.eu

[5] http://www.em-2012-ohne-tiermassaker.de/

[6] https://www.facebook.com/Stop.Killing.Dogs.EURO2012

[7] http://tvthek.orf.at/topics/UEFA%20EURO%202012/4258731-Zeit-im-Bild/segments/4259097-Wirtschaftsfaktor-Fussball-EM

[8] http://www.etn-ev.de/news/meldungen/massenmordfussball.html

[9] http://www.adidas-group.com/de/pressroom/archive/2012/21June2012.aspx

[10] Utilitarismus

[11] http://www.mz-web.de/servlet/ContentServer?pagename=ksta/page&atype=ksArtikel&aid=1331971811590

[12] Anthropozentrismus

[13] گفتار در روش به کار بردن عقل / فصل 5: تفاوت بین انسان و حیوان

[14] Jeremy Bentham: An Introduction to the Principles of Morals and Legislation

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال